محمد اسماعیل )حقانی(غوری
|
|
|
- Hanna Kjærgaard
- 7 år siden
- Visninger:
Transkript
1 ارزش و ق ت زند علمای اسال م ی تألیف: عبدالفتاح ابوغده تهیه وترتیب: محمد اسماعیل )حقانی(غوری
2
3 بس م اهلل ارل حم ن ارل حی م فهرست مطالب پیشگفتار مقدمه ارزش وقت نزد علمای اسالم بگو به آفتاب تا بایستد تا با تو سخن بگویم حجة االسالم امام غزالی خلیل بن احمد شیخ امام النحاة سیبویه میگفت: سنگینترین ساعتها در زندگی من ساعتی است که مشغول خوردنم 41 ابویوسف قاضی القضاة و ناشر مذهب امام اعظم در حال احتضار هم به فکر مسایلی علمی بوده است: 41 ابوعلی ابن سینا دانشمند بزرگ و طبیب عالیقدر: امام محمد بن حسن شیبانی دانشآموز امام اعظم شب نمیخوابید مگر اندکی: عصام بلخی موقعی که در حضور استاد قلمش شکست یک قلم را به یک دینار طال خرید تا از درس استاد محروم نشود: محمد بن سالم بیکندی به آواز بلند گفت: قلم را به یک دینار طال میخرم: دانشمند محدث کبیر ع بید بن یعیش سی سال خواهرش لقمه را به دهن او میگذاشت تا حدیث را بنویسد: 04 دانشمند بزرگ در علم حدیث یحیی بن معین به شیخش گفت: از ب ر )حفظ( امالء نما که میترسم دوباره تو را نبینم: بیان مسألهای که میان یحیی بن معین و شیخ او محمد بن الفضل پیش آمد: حرص جاحظ و فتح بن خاقان و اسماعیل قاضی بر علم: ابن سحنون کنیزش شام او را لقمه به لقمه به دهنش مینهاد و او مشغول تألیف بود و خبر نداشت: 01 ثعلب نحوی قبول دعوت میکرد به شرط این که وقت برای مطالعهی کتابش به او بدهند: 01 شیخ المفسرین ابن جریر طبری نمیگذاشت لحظهای از وقتش بدون فایده بگذرد و تصمیم گرفته بود تفسیر قرآن را در سی هزار ورق بنویسد: ابن جریر چگونه اوقات و اعمال خود را تنظیم مینمود ابن الخیاط نحوی در کوچه و راه هم مشغول مطالعه بود و گاه بیخبر به گودال میافتاد: 01 حاکم شهید ابوالفضل مروزی با کسانی که به دیدارش میآمدند سخن نمیگفت چرا که مشغول تألیف بود: 01 تألیفات بسیار امام محدث حافظ ابن شاهین: منذر مروانی نحوی لقب»المذاکرة«یافت به سبب شدت تعلق او به مذاکره در نحو: 01 ابونعیم اصفهانی در کوچه و راه نیز کتاب بر او میخواندند: ابوریحان بیرونی موقعی که در حال جانکندن بود مسألهای در میراث میآموخت: 22 سلیمرازی یا نسخه برداری میکرد یا درس میداد یا میخواند یا تالوت قرآن مینمود: 24 خطیب بغدادی ح یت موقعی که در کوچه راه میرفت کتاب به دستش بود و مطالعه میکرد: 24 امام الحرمین خوراک و خوابش اضطراری بود نه عادی: یعقوب نجیرمی در حال راه رفتن کتابش را مطالعه میکرد: ابن عقیل و ابن الجوزی در حفظ وقت در غایت و منتهای کوشا بودهاند که لحظهای بیهوده نگذرانند: 20 عبدالغنی مقدسی و محافظت بر اوقاتش و تنظیم آنها... 14
4 2 کسی که در علوم متعدد معروف به امام است: امام ابن س کین ه و حفظ وقت و تنظیم و پرکردن آن به اعمال شایسته: مجدالدین ابوالبرکات عبدالسالم بن عبدهللا بن تیمیة الحرانی الحنبلی: امام حافظ عبدالعظیم منذری به دست خود نود مجلد نوشت و هفتصد جزء از تألیف غیر خودش: 11 ابن مالک یا نماز میخواند یا قرآن تالوت میکرد یا کتاب مینوشت و یا مطالعه میکرد: 11 امام نووی دو سال پهلوی خود را بر زمین ننهاد: طبیب ابن النفیس امامی است در طب و فقه و حفظ وقت: شیخ ابن تیمیه به سبب حفظ وقت بعد از خود کتابهایی به یادگار گذارد که بیشمار است: 12 عالمه ابوالثناء شمس الدین اصفهانی خیلی اندک میخورد تا وقتش با رفتن به مستراح ضایع نشود: 14 ش وکانی در روز و ش سیبی زده درس داشت: آلوسی تألیف خود را در شب مینوشت و در سیزده درس به طالب میآموخت: عبدالحی ل کن وی در جوانی در عمر 21 سالگی درگذشت اما 442 تألیف بعد از خود به یادگار گذاشت: تألیفات دانشمندان پیشین داللت میدهد بر این که قدر وقت را میدانستهاند: ائمه و پیشوایانی که تألیف بسیار نمودند ابن جریر بزرگترین مؤلف در اسالم است ابوبکر باقالنی شب نمیخوابید تا این که سی و پنج ورق تألیف خودش را بنویسد:. 12 تألیفات بسیار ابن ا یب الدنیا و ابن عساکر و ابن شاهین: تألیفات بسیار ابن ح زم و ابن ا یب حاتم رازی: تألیفات بسیار حاکم نیسابوری: تألیف بسیار امام ابوالحسن اشعری: تألیفات بسیار بیه یق و ابن تیمیه و ابن القیم: تألیفات بسیار محمد بن سحنون مالکی: تألیفات بسیار ابوبکر ابن العربی معافری: تألیفات بسیار ابوجعفر طحاوی: تألیفات بسیار ابوعبیده و ابن سریج و ابن حبیب اندلسی: تألیفات بزرگ گروهی از علمای پیشین: اکنون بیان واقع: قال عبدالفتاح: هذه كلمة عجلي بشأن المكثرین من التألیف غیر محررة وال مستوفاة. كتبها العالمة الحجوي رحمه هللا تعالى استطرادا بدون تتبع واستقراء بمناسبة ذكره كثرة مؤلفات اإلمام ابن جریر الطبري. 22 مراعات حفظ وقت عمر را طوالنی میکند و بر آثار خیر میافزاید: سخنانی از گروهی از تابعین راجع به داناتری س ل ف از خ ل ف ابن عساکر بلندهمتی ابن عساکرو پهناوری شهرها و قصباتی که برای مالقات اساتید به آن جاها سفر نمود: 21 ابن عساکر مسموعات خود را به کسی سپرده بود تا برایش بیاورد: تأخیر نمود و ابن عساکر از این تاخیر ناراحت بود تا این که باو رسید: تقسیمبندی هر کاری برای وقت مناسب آن از اسباب کامیابی است بیان بهترین وقت و محل برای حفظکردن مستحببودن دوری از جاهای پرهیاهو به هنگام حفظکردن: خوب است که انسان وقتی احساس خستگی و مالل نمود خود را فریب دهد:... 21
5 22 فهرست مطالب 3 عواملی که خستگی را از بین میبرد و خواب و سستی را میراند: الزم است رعایتکردن اصل األه م فاأله م و مقدمداشتن م هم بر غیر مهم: یادکردن گروهی از دانشمندان که پنجاه تألیف تا صد تألیف یا بیشتر داشتند 64 بیان چیزهایی که بر وقتیابی و استفاده از آن کمک میکنند طالب علم باید خوراک و خواب و استراحتش به قدر ضرورت باشد: ابوالوفا ابن عقیل فرمود تا میتوانم از وقت خوراکم کم میکنم: آنچه از وقت فوت شد بر نمیگردد: سستی رفیق بدی است و آسایش و تن آسایی نتیجهاش پشیمانی است: بیان مهمترین کاری که بر غنیمتشمردن وقت کمک میکند: وقت یعنی حیات وقت یعنی عمر و زندگی حفصه دختر سیرین خواهر محمد بن سیرین فرمود: وقت کار ایام جوانی است:.. 21 امام احمد فرمود: شباب و جوانی را به چیزی شباهت میدهم که در آستینم بود و افتاد: امروزه میان دانشآموزان کسالت عقلی شیوع دارد: آلوسی پسرزادهی آلوسی مفسر و حرص شدید او بر درس و علم: انسان در بزرگسالی از سن جوانی و کودکی مشغولتر و ناتوانتر میشود: تو الا بالی مباش که نه به کار دنیا بیایی و نه به کار آخرت: مقالهی احمد امین در حفظ وقت و اثرهای ضایعکردن وقت: وقت حیات است و زندگی و وقت گرانبهاتر از طالست: منابع... defineret Fejl! Bogmærke er ikke
6 پیشگفتار الحمد هلل رب العالمین. إن الحمد هلل نحمده ونستعینه ونستغفره ونشكره ونشهد أن ال اله إال هللا وحده ال شريك له إله الحق ورب العالمین. وأشهد أن سیدنا محمدا عبده ورسوله ونعوذ باهلل من شرور أنفسنا وسیئات أعمالنا من يهده هللا فال مضل له ومن يضلل فال هادي له. اللهم صل وسلم وبارك على سیدنا محمد وآله الطاهرين وصحبه أجمعین. به دنبال کتابی میگشتم در بارهی اهمیت وقت و اعتقاد به این که وقت همان زندگی است وقتی کتاب»قیمة الززمن عنزد العلماء«تألیف عالمهی فاضل شیخ عبدالفتاح ابوغده پیدا کردم بسیار خوشحال شدم گویی دنیا را به دست آورده باشم. وقتی شروع به بررسی و مطالعهی آن کتاب نمودم دیدم که مؤلف عالمهی آن- خداوند او را غریق رحمت و خشنوودی خود قرار دهد و به بهشت فردوس خود درآورد- در تألیف و نگارش این کتاب به امانت نقل و رعایت ادب در حق علماء و توضیح عبارات و اخالص در کار کامال وفا نموده است آنگاه بوده نیز به ترجمنه و شنرح آن و بع نی افزودههنای مواسن مبادرت نمودم تا نوشتههای مؤلف فاضل آن روشنتر گردد. بوابراین مطالبی که در این کتاب میخوانیم از موبع دانش مؤلف بزرگوار و به قلم ایشان تحریر یافته است که بودهی داعی کوشیدهام تا با صداقت و امانت بیآن که از دایرهی مطال کتاب خارج شوم آن را ترجمه و تشریح کوم. از این روی همنهی ف ل این کتاب متعلق به آن مرحوم است و بوده توها مترجم و شارح نوشتههای آن فاضل هستم. إ» ن أريد إال اإلصالح ما استطعت وما توفیقي إال باهلل علیه توكلت وإلیه أنیب. والحمد هلل تعالى أوال وآخرا وصلى هللا على سیدنا محمد وآله وصحبه ومن وااله«. محمد علی بن عبدالرحمن سلطان العلماء به درخواست جوان اهل کوگ حاج محمود سرپرست جزاه اهلل تعالی خیرا.
7 مقدمه بسم هللا الرحمن الرحیم الحمد هلل رب العالمین والصالة والسالم على سیدنا محمد وآله وصحبه والتابعین. إن الحمد هلل نحمده ونستعینه ونستغفره ونشكره ونعوذ باهلل من شرور أنفسنا وسیئات أعمالنا من يهده هللا فال مضل له ومن يضلل فال هادي له ونشهد أن ال إله إال هللا وحده ال شريك له ونشهد أن محمدا عبده ورسوله اللهم صل على سیدنا محمد وعلى آل سیدنا محمد كما صلیت على إبراهیم وعلى آل إبراهیم وبارك على محمد وآل محمد كما باركت على إبراهیم وعلى آل إبراهیم في العالمین إنك حمید مجید. بعد از سپاس و ستایش بیشمار پروردگار عالمینان و درود و سنالم بیشنمار بنر حبین رب العنالمین المبعنو رحمزة للعالمین شفیع المذنبین محمد خاتم األنبیاء والمرسلین وآله الطاهرین وصحابته أجمعین. یکی از دوستان از ایوجان درخواست نمود کتابی در خصوص وقت شواسی بوویسم دیدم دانشمودان ما ابیات و اشعاری دلانگیز در این خصوص گفتهاند و در سیرت بزرگان ما اهمیت دادن به وقت مشهور و مشهود است. و همه از آینات کنالم اهلل مجید و بیانات سید االولین واآلخرین اقتباس نمودهاند. در آیهی 12 سورهی انعام آمده است:.»خدای متعال ش را )مایة( آرامش و خورشید و ماه را )وسیلة( حساب )زمان( قنرار داده اسنت«. پینا پیآمندن شن و روز و تشکیلدادن هفته و ماه و سال به وسیلهی خورشید و ماه انجام میگیرد. بوابراین هیچ کس حق ضایعکردن وقت ندارد برای این که عمر آدمی از همین ش هم به شمار است. و روز حاصل میشود و همان گونه که روز و ش به شمار است ن ف سی که انسان میکشند و نفس آخر است که پایان عمر را اعالم میدارد و موقعی که همه چیز در دنیا به حساب است و حتی ن ف س همه به شمار است آیا نباید مراق در سننننورهی انعننننام فرمننننود: وقت بود و نگذاشت هیچ لحظه و ن ف سی بیهوده بگذرد آفتاب و ماه را برای به دستدادن حساب آفرید: گنردش شن و روز گذشت هفته ماه و سال پیدایش فصول چهارگانه بهار و تابستان و پاییز و زمستان نتیجنهی گنردش خورشنید و مناه است. این دو گواه صدق اعمال ملتهای گذشته و حال و آیوده هستود اگر زبان قال ندارند زبان حالشان گوینای حنواد روزگارند. در سورهی انعام از حساب زمان که به آفریوش خورشید و ماه بستگی دارد صحبت فرمود. و در سورهی النرحمن فرمود: حساب موظم )دقیق( در حرکتود«. یعوی:»خورشید و مناه بنه
8 6 مثال آن مثال ساعتی است که به دست میبودیم و ساعات شبانه روز از آن میفهمیم خنود سناعت هنم از روی دقنت و حساب آفریده شده است تا بتواند حساب به دست بدهد و آنچه بر همه ظاهر و آشکار است گردش خورشید و ماه است که لحظهای توقف ندارند و از روز خلقت تا روز قیامت به گردش خود ادامه میدهود. خدای متعال در آیهی 40 سورهی الوحل میفرماید:»وش و روز را وخورشید وماه را برای شما مسخر کرد وستارگان )نیز( به فرمان او مسخر هستود بیتردید در این نشانهای است برای گروهی که خرد میورزند«. و در آیهی 20 تا 21 سورهی ابراهیم میفرماید:.»اهلل )همان( کسی است که آسمانها وزمین را آفرید واز آسمان آبی )گوارا( نازل کرد پس بنا آن )آب( مینوه هنای )گونناگون( را برای روزی شما ( از زمین( بیرون آورد وکشتی )ها( را برای شما مسخر گرداند تا به فرمان او در دریا روان باشد ونهرها را )نیز( برای شما مسخر گرداند. وخورشید وماه را که پیوسته در گردش اند برای شما مسنخر سناخت وشن و روز را )نینز( بنرای شنما مسنخر گرداند. و از هرچه از او خواستید به شما ارزانی داشت واگر )بخواهید( نعمنت )هنای( اهلل را بشنمارید نمنی توانیند آن را بشنمارید بیشک انسان ستمگری نا سپاس است«. انسان از آب باران و کشت زمین انواع استفاده را مینماید و از کشتیها در حمل مال التجاره انواع استفاده را مینماید و از رودهای آب برای آشامیدن و زراعت انواع استفاده را مینماید و از ش و روز چه فایدهها میبرد کار و کاسبی در روز و ش است و فراگرفتن علوم در روز و ش است و آسایش و خواب راحت در روز و ش است و انواع مسافرتهای سودمود در روز و ش است کس روزی و والدت و وفات در روز و ش است وقتی که انسان از همهی آنچه یاد شد استفاده میبرد صحیح است اگر بگوییم همهی اینها در فرمان آدمی هستود و خدا از ف ل و کرمش به آدمیان آنچه میخواهود عطا فرمود زن و فرزند و خویش و پیوند و کارگزار و کارمود همه در روز و ش مشغول خدمت آدمی هستود اما این آدمی است که همهی خوبیها را فراموش میکود و روی از طاعت خدا میگرداند واقعا که آدم بسیار ستمگر و ناسپاس و کفرانکوودهی نعمتهای آفریدگار است. و در آیهی 20 سورهی الفرقان میفرماید:.
9 7 و روز را در پی یکدیگر قرار داد برای کسی که بخواهد متذکر شنود ینا بخواهند شنکر گنزاری»و او )همان( کسی است که ش کود«. را جابنران غفلت نمود در روز بتوانند غفلنت شن و روز را به دنبال هم قرار داد تا اگر کسی در ش خدای متعال ش و روز هنردو وقنت طاعنت و نکوکناری و غفلت روز را جبران نماید ش نماید و اگر کسی در روز غفلت نمود در ش سپاسگزاری هستود آنان که با ایمان و بیدار و هوشیارند نمیگذارند لحظهای از وقتشان بیهوده بگذرد ش هایشان مطالعه و عبادت و نیکوکاری و خیر عام و به دستآوردن رضای خداست. ایوان غفلت برای خود روا نمیدارند و کوشششنان اینن است که ش شان بهتر از روز و روزشان بهتر از ش باشد و به قول سعدی /: ش مردان خدا روز جهان افروز است روشوان را به حقیقت ش ظلمانی نیست اما آنانی که همتشان ضعیف است و نیاز به یادآوری دارند و میخواهود که راه سپاسگزاری بگیرند باید از ت ع اقا شن و روز درس عبرت بگیرند و نگزارند که غفلت و سستی بر آنان چیره شود در روز بکوشود کنه روزشنان بهتنر از ش شنان باشد. و ش شان بهتر از روزشان باشد. به قول سعدی که روحش شاد باد: ابنننر و بننناد و م نننه و خورشنننید و فلنننک در کارنننند همنننه از بهنننر تنننو سرگشنننته و فرمنننان بانننردار تننا تننو نننانی بننه کننف آری و بننه غفلننت نخننوری شنننرن انصننناد نباشننند کنننه تنننو فرمنننان نبنننری همان طور که گفته شد: شننن منننردان خننندا روز جهنننان افنننروز اسنننت روشنننوان را بنننه حقیقنننت شننن ظلمنننانی نیسنننت برای این هر لحظه از عمر را غویمت میشمارند و اجنازه نخواهوند داد کنه لحظنهای از عمرشنان بیهنوده تلنف شنود و مسلمانان وقتی ضعف و زبونیشان شروع شد که وقت شواسی را کوار گذاشتود و برای وقت قیمتی قائل نشدند. و در آیهی 22 سورهی فاطر میفرماید:.»آیا آن قدر شما را عمر ندادیم که پود گیرندگان در آن پود گیرند! وهشدار دهوده )نیز( به سراغ شما آمد! پس )طعنم عنذاب را( بچشید که برای ستمکاران هیچ یاوری نیست«. بسیاری از مردم نمیدانود که طول عمر مایهی اتمام حاج ت است و کسی که به عمر شصت سالگی رسید و به راه نیامد بر خود اتمام حاج ت نموده است و پواه میبریم به خدا از این که طول عمر برایمان مایهی نوگ و اتمام حجت باشد. از آیات قرآن قسمتی که برای داللت بر اهمیت وقت بود آوردیم. اکوون آیاتی میآوریم که داللت بر قسمخوردن بر وقت دارد و اهمیت آن را میرساند:
10 8 مثل: آیهی 42 سورهی انشقاق: سوگود میخورم«. آیهی 41 سورهی التکویر: هوگامی که بدمد«. و آیهی 21 سورهی المدثر: هوگامی که روشن شود«. و آیهی 4 و 0 سورهی الفجر:»سوگود به صبح وبه شبهای دهگانه )ذیحجه«. و آیهی 0 سورهی اللیل: هوگامی که آشکار شود«. آیهی 4 سورهی ال حی: و آیهی 42 سورهی التکویر:»پس به شفق»وسوگود به صبح»وبه صبح هوگامی که )تاریکی اش کاسته شود به( پشت کود«. و آیهی 0 سورهی ال حی: که آرام گیرد«. و آیهی 42 سورهی االنشقاق: وآنچه را فرو می پوشد«.»سوگود به آغاز روز«.»وسوگود به روز»وسوگود به ش»وسوگود به ش هوگامی»وسوگود به ش برای این که وقتی ش کوه و بیابان و درخت و جانوران همه را در تاریکی خود قرار داد مثل این اسنت کنه همنه را در خود جمع کرده باشد. و آیهی 22 سورهی المدثر: پش کود«. و آیهی 4 سورهی اللیل: که )همه چیز را( بپوشاند«. و آیهی 4 سنورهی العصنر:»وبه ش هوگامی که»سوگود به ش هوگامی»سوگود به عصر. که انسان در )خسران و( زیان است«. مگر مردمنی کنه دارای اینن خصنلتها بودنند: ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و همدیگر را بر پایداری بر حق و بر پایداری بر صبر و شنکیبایی در راه احقناق حنق سفارش دادند همهی مردم در راه زیانکاری هستود برای این که در مقابل هر چیزی که به دست میآورند قسمتی از وقنت خود یعوی قسمتی از عمر خود را میپردازند و این ایمان است و نکوکاری و حقجویی و صبر بر آن است که عمر انسان را
11 9 به عاقبت خیر میرساند و انسان را بهرهمود و سربلود و نیکبخت میسازد در همهی این آیات قسم بر و قنت بنود. قسنم بنر اوقات ش و روز بود تا انسان قدر وقت را بداند و همه کاری کود که فرجام کار او نیکبختنی دنینا و آخنرت و نیکونامی و سربلودی باشد. چه راست گفت شاعر: ینننننننناد داری کننننننننه وقننننننننت زادن تننننننننو همنننننه خوننننندان بودنننننند و تنننننو گرینننننان آن چونننننان زی کنننننه وقنننننت رفنننننتن تنننننو همنننننه گرینننننان باودنننننند و تنننننو خوننننندان در این دنیا سرمایهی آدمی عامر اوست و عمر از مال و ماه و هفته و روز و ساعت و دقیقه و ن ف س تشکیل یافته است. و همین نفس که چون به سیوه میرود مام د حیات است و چون از ذهن برون آید مفرح ذات اسنت همنین نفنس پاینه و مایهی عمر آدمی است و خوشا به حال کسی که در هر ن ف سی سپاسی برای خدای متعال بگوید و در همه عمر زبان او به یاد خدا ت ر باشد. ا لغ ر ض : آثار زندگی نقشی است کز ما بناز مانند کنننه هسنننتی را نمنننیبیوم بقنننایی مگننر صنناحبدلی روزی بننه رحمننت کونند در حننق ایننن مسننکین دعننایی و همانگونه که عمر آدمی وقت اوست هرچنه در دنینا هسنت وقتبوندی شنده اسنت. نمیبیونی کنه عبنادات همنهاش وقتگذاری شده است. نماز فرض به وقت صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشاء وقتگذاری شده است. نماز جمعه در وقت ظهر میباشد و نماز اداء و ق اء به حساب وقت آن میباشد. نماز ساو ت مانود نماز ضحی و قبیله و بعدیهی فرض و نماز وتر و نماز تهجد و نماز تراویح و نماز طل بناران و نمناز کسود و خسود همه اینها دارای وقت معین است. برای اخراج زکات وقتی معین است. برای روزه وقتی معین است. و برای عمره و حج هم وقتی معین است. و همچونان که عبادات همه دارای وقت معین است در معامالت نیز از روی وقت ترتی شده است مگر نه سن بلوغ معین شده اسنت مگر نه سن تمییز و سن رشد همه به سال و ماه تعینین شنده اسنت سنالهای درس از ابتندایی و راهومنایی و دبیرسنتان و دانشکده همه به سال و ماه تعیینشده است سن ازدواج مدت بقاء حمل در شکم مادر مدت شیرخوارگی و زمان طفولینت و خردسالی اینها همه به سال و ماه تعیینشده است. کارمودان با مزد ماهیانه و بازاریان با قرارداد سالیانه و کارگردان با منزد روزانه خالصه کارها همه از روی وقت میباشد با این حال چگونه معقول است که انسان عاقل عمر خود را بیهوده بربناد دهد و روز باز پسین و دم مرگ و به درود زندگی با دستی تهی و بدون توشه از این جهان برود. آن افرادی کنه نامشنان در صفحات تاریخ میدرخشد همه افرادی هستود که یک لحظه هم نگذاشتهاند وقتشان بدون نتیجه از دست بنرود و در بنین
12 01 ملتها ملتی ترقی مینماید که وقت جوانانش همه در جد و جهد و نکوکاری و شایستهکاری و پیوند ش به روز برای جلو افتادن در صوایع و اقتصاد صرد شود و آن مردمی که غیر از خوردن و خوابیدن کاری دیگر نمیدانود بر ذلنت خنود صنحه میگذارند. دانشمودی فرموده است: هر روزی از عمر من که بهتر از روز پیش نباشد برای من در آن برکتنی مبناد. سنعی و کوشنش باید بر آن باشد که هرروز بهتر از روز پیش و هر ماه بهتر از ماه قبل و هر سالی بهتر از سال قبل باشد. آن همه سوره از قرآن عظیم که همه ق س م بر وقت بود و همه اوقات را شامل بود برای این است که مؤمن هنیچ وقتنی از اوقات را بیهوده نگذراند ش را اظهار میدارد. تمام اوقات ش را فرا گرفته است از ساعتی که تاریکی ش شروع میشود تا ساعتی که پایان همه اوقات روز شامل است. شمارهای آیات و سورهها همه یاد شده است. و آیهی ]اإلسراء: 21[ میباشد. و آیهی یکم سورهی العصر: والعصر: قسم به زمانه و روزگار است که شامل همه زمانها میباشد. امام رازی در تفسیر عظیم خود»مفاتیح الغی» عبارتی فرموده است که ترجمهی آن چوین است:»خدا قسم یاد فرمود به عصر و عصر همان زمان است برای این که زمانه است که عجای در آن به ظهور میپیوندد در زمانه است که خوشی و ناخوشی در آن پیش میآید و در زمانه است که تودرستی و بیماری هستی و نیستی در آن حاصل میشود و چیزی نیست که مانود عامر گرانبها و گرانقدر باشد اگر کسی سالها از عمر خود ضایع کود و این توفیق بیابد که در اندکی از آخنر عمنر خنود بنه هنوش آیند و توبنه کوند و راه ایمنان صنحیح و اعمنال صنالح را بگینرد همنین توبنه و شایستهکاریاش او را به بهشت جاویدان میرساند. و آنگاه میدانی که گرامیترین ایام زندگیات همنان زمنان انندکی بنوده است که تو را به سعادت ابدی رسانیده است. بوابراین زمان از نعمتهای اصلی پروردگار است. و روی همین اصل است که
13 00 خدای عزوجل قسم به زمان یاد فرمود. و خدای عزوجل قسم به زمان یاد فرمود. و خدای عزوجل ما را آگاه فرمود که شن و روز فرصتی هستود که اشخاص غفلتزده قدر آن را نمیدانود و آن را بیهوده از دست میدهود. و زمنان بنر مکنان شنرد دارد برای این که زمان نعمتی خالص است که عیبی در آن نیست و این آدمی است که دچار عی قدر ناشواسی زمان است و آن را از دست میدهد«. امام شافعی فرمود: اگر مردم به همین سورهی والعصر عمنل میکردنند آن را میفهمیدنند و بنر زنندگی خنود تطبینق مینمودند همین یک سوره برایشان کافی بود. امام شافعی فرمود: از هموشیوی با صوفیان این دو سخن را آموختم:»الوقت سیف إن لم تقطعه قطعك«. و سخن دوم:»نفسك إن شغلتها بالحق وإال شغلتك بالبالل«. سخن اول: وقت مانود شمشیر است اگر استفاده درست نکردی تو را از استفاده قطع مینمایند. سنخن دوم: اگنر وجنود خود را در راه حق به کار بردی خوب و گرنه تو را به باطل مشنغول میسنازد. یعونی وقتگنذران اسنت اگنر از وقنت در راههای خیر استفاده نومودی بیهوده خواهد گذشت و موافعت را قطع مینماید. و وجود خودت را بایند بنه کناری مشنغول داری اگر خود را به حق مشغول ساختی و در صدد صرد وقت در اسباب راحت و سعادت خودت و دیگران به کار بردی از وقت خود به نفع خود استفاده نمودهای و هرگاه خود را به کار خیر مشغول نساختی به کارهای شر و یا به کارهای بیهوده و مایهی اتالد عمر مشغولت میگرداند. برای این که در دنیا چیزی نیست که خنالی باشند منثال اگنر لینوان آب را پنر آب نمودی کاری خوب و گرنه هوا آن را پر مینماید. امام زین العابدین علی بن الحسین از دعاهای خوب و سودمود او چوین بود:»خدایا قسمت هرچیز را بنه منن بفهمنان«این دعا با همین اختصار دنیایی معوی در بر دارد. یعوی وقتی که دانستم آخرت جاویدان است و دنیا زودگذر همنهی سنعی خود را در اعمالی به کار میبرم که در آخرتم به کار آید وقتی دانستم که وقت گرانبهاترین چیزی است که استفاده از آن در اختیار بشر گذاشته شده است نمیگذارم لحظهای از وقتم بیهوده بگذرد. وقتی دانستم که دنیا زودگذر است نه وفایی دارد و نه بقایی دنیا را کشتزار آخرت قرار میدهم تا نفع و خیرم به خلق برسد وقتی دانستم که ارزش فرزند در صنالح و طاعنت اوست فرزند را به صالح و تقوی تربیت مینمایم و به همین ترتی این دعای مختصر میتوانند آییونهی تمنام نمنای ینک زندگی سعادتبار باشد وقتشواسی و دانایی ارزشمود است و خود انسان را از ضایعکرد وقت نگه میدارد. قسمتی از آیات قرآن عظیم که داللت بر اهمیت وقت داشت بیان نمودیم اکوون وقت آن است که از ساو ت مطهرهی خاتم الوبیین کلماتی یاد نماییم: در کتاب»الجامع الصغیر«تألیف امام جالل الدین سیوطی آمده است: عن ابن عباس قال رسول اهلل :»ن ع م ت ان م غ ب ون ف یه م ا ك ث یر م ن الن اس : الص ح ة و الف ر اغ «]رواه البخاری والترمذی وابن ماجه[.
14 02 النعمة: ما یتنعم به اإلنسان ویستلذه: نعمت چیزی است که خوشی و لذت انسان در آن باشد. چشم گوش زبنان بیونی پوست در حواس ظاهری نعمت است. فهم هوش و حافظه و ادراک مطل در حواس باطوی. الصحة: به معوی سالمت اع اء و حواس و تودرستی. غ بن : فری خوردن مثل این که چیزی که دو ریال میارزد به ده رینال خریندن. ینا چینزی کنه ده رینال منیارزد بنه دو ریالفروختن. معوی حدیث: دو نعمتود که بسیاری از مردم در آن فری خوردهاند: نعمت تودرستی و فراغت یعوی تودرسنتی داشنت و موانعی نبود که او را از کارهای خیر عام الموفعه و از اعمال صالح باز دارد و با این حال هیچ کاری برای آخرت خود نوموده و عملی که رضای خدا به بار آورد انجام نداد واقعا فریفتهی فری شیطان شده و خود را بدون عذر از خیر دو جهان محروم ساخته است. از آنجا که دنیای جای تغی ر و دگرگونی است همیشه تودرستی نیست همیشه فراغت نیست گاه است که تودرستی هست فراغت نیست. گاه است که فراغت هست و تودرستی نیست بوابراین کسی که صحت و فراغت را در طاعت خدا به کار برد اوست که گوی سبقت را ربوده است و کسی که صحت و فراغت را داشت و آن را در معاصی به کار برد اوست کنه گنوهر گرانبهای عمر همراه با تودرستی و فراغت را از دست داده و روسیاهی رفتن به دوزخ را به دست خود برای خود تهیه نموده است. و آن کسی که صحت و فراغت را داشت ولی نه کاری برای آخرت خود نمود و نه خنود را از معاصنی بناز داشنت اوست که مغبون و فریفتهی شیطان شده و خود را محروم کرده است. او شباهت به یکی از این سه نفر دارد: کسی که بذر به او داده شد و آن را ک شت و آبیاری کرد و موقع خرمن آن را درو کرد و خرمن آن را ذخیره نمود. و این مثال کسی است کنه صحت و فراغت را در طاعت خدا به کار برد از کار خود راضی و از حاصل خود خوشنوود و از نیکبختنی عاقبنت شنادمان است. و کسی که بذر را گذاشت نه کشت و نه آبیاری کرد و موریانه آن را خورد و موقع خرمن دستش از تخم و درو و خرمن تهی بود اوست که مغبون است و حسرت تخم از دست رفته و خرمن محروم شده از آن او را دچار انندوه سنخت نمنوده است. و کسی که آن بذر را داد و معاصی خرید و خود را آلوده کرد نه یک حسرت دارد بلکه بیشتر حسرت تخم برباد شده و خشم خدا که به جای خرمن بر خود روا داشته و شرمساری آلودگی به گواه و ترسرسیدن به عقوبت خنواب راحنت را از چشمان او دور کرده و او واقعا مغبون دنیا و آخرت است. فرمودهی خاتم الوبیین :»م غ ب ون ف یه م ا ك ث یر م ن الن اا سبسیاری از مردم در آن دو فری خورده هستود«میرساند که اندکی هستود که قدر صحت و فراغت را میدانود و آن را در راه رضای خدا و خدمت به خلق به کار میبرند و نیکبختی دنیا و آخرت را مییابود.
15 03 تعج در این است که مردم همه چشم دارند و به چشم خود میبیوود که چقدر افراد ثروتمود از دنیا میرونند و همنهی آنچه اندوختهاند از دست میدهود و با دست تهی و بیتوشه و با رویی شرمزده و حسرتدیده از دنیا میروند ولی دیدن آن مایهی عبرت دیگران نمیشود. راست فرمود صاح مثووی که گفت: چشم باز و گوش بناز و اینن ع منی حیننننننرتم در چشننننننمبودی خنننننندا خداوند توفیق وقتشواسی و صرد وقت در طاعت و دیدن عاقبت در آغاز هر کار به ما و شما و همنه ارزاننی داد دنینا برای کسی که زیاد بماند فرتوتی و درماندگی به بار میآورد. رسول اهللص برای فهمانیدن این که صحت و فراغت سرمایهی آدمی هستود مثالی آورد: و آن مثال تناجری کنه سنرمایه دارد و در صدد آن است که از تجارت خود فایدهای به دست بیاورد این است که باید کوشش نماید با افنراد معتبنر معاملنه نماید و در معاملهی خود راستی به کار برد و هوشیاری داشته باشد تا فری حاق ه بازان نخورد. بوابراین هر فرد باید بداند که گرانبهاترین اشیا وقت است و نگهداری وقت و استفاده از آن ضرورت دارد. و شنخص بنا ایمان نباید لحظهای از وقت او بیهوده بگذرد. شاد باد روح شاعر شیرینسخن ما که فرمود: نگهدار فرصنت کنه عنالم دمنی اسنت د منی پنیش داننا بنه از عنالمی اسنت سکودر به آن زور و قدرت کنه داشنت در آن دم که میرفت و عنالم گذاشنت مایسننننر نبننننودش کننننزو عننننال می سننتانود و فرصننت دهونندش دمننی د می به معوی لحظهای. و د می: به معوی ن ف س کشیدن. که د می به معوی ن ف س است. چقدر لحظات که هیچ چقدر ساعتها که معلوم چقدر روز و ماه و سال میگذرد که به ه د ر میرود و نفعی از آن به دست نمیآید در حنالی کنه بنا هرینک بنار»سبحان اهلل وبحمده«گفتن درختی برای مؤمن در بهشت کاشته میشود. و باز هم به قول شاعر شیرین سخن ما: سعدیا د ی رفت و فردا همچونان معلنوم نیسنت در میان این و آن فرصنت شنمار امنروز را دیروز از دست رفت مگر برای صالحان. و فردا هووز نیامده امروز از آن توست آن را غویمت بشمار. دینروز گذشنته اسنت از آن یناد نکنن فردا که نیامده اسنت از آن فریناد نکنن امننروز از آن توسننت کوشننش مننیکن تننا عنناقبتی بخیننر یننابی تننو از آن در حقیقت عمر انسان همان وقت اوست وسیلهی سعادت ابدی انسان وقت اوست و پایهی زندگی تلنخ و رسنیدن بنه عذاب الیم وقت اوست. میتواند وقت خود را در راهی به کار ببرد که خود را در صف مالئکه قرار دهند و میتوانند وقنت خود را در کاری بگذراند که در سلک أعوان الشیاطین شمرده شود و همین وقت طوری به سرعت میگنذرد کنه تصنور آن
16 01 دشوار است اگر کسی در آب جاری قدم بوهد و تا وقتی که گذشتن آب را تماشا کود ننه ینک آب بلکنه چوند آب از زینر پایش گذشته است و تا وقتی بگویید حاال آن حاال گذشته است و جزو گذشته شده است کسی که زندگی او برای خندا و در راه خداست اوست که حیاتش حیات سعداء و نیکبختان است اما آن کسی که زندگیش در غفلت و شهوت و آرزوهنای باطل میگذرد و بهترین وقت او وقتی است که خوابیده است چوین کسی مردنش بهتر از زندگی اوست. پیشیویان و نیاکان ما حریصترین مردم به حفظ وقت و پر کردن آن در راه خیر بودند. ارزش وقت نزد علمای اسالم بگو به آفتاب تا بايستد تا با تو سخن بگويم از عامر بن عبدالقیس که یکی از تابعین و زاهدان بلود نام بود نقل شده است که کسی به او گفت: بایست تا با تو سنخن بگویم در جوابش گفت: آفتاب را بایستان. یعوی تا وقتی که آفتاب در حرکت است نمیتوانم بایستم باید به کناری مشنغول باشم که به کارم بیاید و نمیتوان وقت را به سخن بیهوده تلف کرد ایوان همه بر دستور خاتمالوبیینص رفتار مینمودهاند. عبداهلل بن مسعود از گذشتن یک روز از عمرش اظهار ندامت مینمود. میگویند: بنر هنیچ چینز پشنیمان نشندم مانوند پشیمانیام از یک روز از عمرم که میگذرد و علمم در آن روز بیشتر از روز پیش نبوده است. عمر بن عبدالعزیز/ فرمود: ش و روز بر تو اثر میگذارند و هر روز و شبی که میگذرد از عمر تو کم میشود. بوابراین بکوش تا در همین شن روز شایستهکاری داشته باشی. حسن بصری/ فرمود: و ای آدمیزاده تو همین چود روز هستی. یعوی عامر تو از همین چود روز تشکیل یافته هر روزی که میگنذرد قسنمتی از عامر تو میگذرد. فرمود: من مردمی را دیدم که حرص ایشان بر اوقاتشان بیش از حرص شما بر زر و سنیمتان بنود. یعونی ایشان هیچگاه عمر را همقیمت درهم و دیوار نمیدانستود. عامر نزد ایشان قابل مقایسه با زر و سیم نبود. ح م اد بن سلمه یا حدیث تعلیم میداد یا قرآن میخواند یا تسبیح میگفت یا نماز میخواند او به سال 14 هجری به دنیا آمد و به سال 422 از جهان رفت. شاگرد او عبدالرحمن بن مهدی گفت: اگر به حماد بن سلمه گفته میشد که فردا خواهی مارد نمیتوانست بیش از آنچنه از اعمال نیک انجام داده بود انجام دهد او همیشه مشغول بود و روز و ش خود را بر اعمال خود تقسیم کنرده تنا هیچگناه وقت فراغت نداشته باشد و در نماز بود که عمرش به پایان رسید و درگذشت. ع المه خلیل بن احمد شیخ امام الوحاة سیبویه سوگینترین وقت برای او وقت خوردن خوراک بود. ابوهالل عسکری در کتاب خود»الحث علی طل العلم واالجتهاد فی جمعه«میگوید: خلیل بن احمد از تیزهوشان دنیا بود به سال 422 هجنری
17 01 به دنیا آمد و به سنال 422 درگذشنت او میگفنت: سنوگینترین سناعتهای زنندگیام سناعتی اسنت کنه در آن مشنغول خوراکخوردن هستم. آفرین بر این دانشمودان که این قدر وقت خود را گرامی میدانستود که نمیخواستود وقتشان در غیر تحصیل علم صرد شود. حجة االسالم امام غزالی در نیشابور بزرگترین شهرهای دنیا که به ا ب ر شهر موسوم بود و زیری گرانقدر و مندبر و گرانماینه وجنود داشنت کنه از دیوار چین تا دریای مدیترانه زیر نفوذ او بود و کاخ او مرجع اجتماع دانشنمودان آن زمنان بنود همنین وزینر بنزرگ بنرای برگزاری مسابقه بین دانشمودان که آن روز ماواظ ر ه نامیده میشد دستور داد تا دانشمودان جمع شوند و با جوانی که اعجوبهی دنیا و نادرهی دوران بود به مواظره و بحث بپردازند. روز اول مواظره در خصوص فقه شافعیه بود و برای بحث در اصول و فروع آن بزرگان دانشمودان حاضر شده بودنند و شخص وزیر نظام الملک ح ور داشت و مردم برای دیدن این مسابقه ازدحام کرده بودند. دانشمودان بزرگ مسایل غری و پیچیده مطرح نمودند. امام غزالی به همهی آن مسایل به نظری دقیق و استداللی واضح همهی سؤاالت مطرح شنده را پاسنخ گفت. آنگاه او مسایلی را مطرح نمود تا دانشمودان حاضر پاسخ آنها را بگویود اما آن دانشمودان از عهدهی جواب سؤاالت امام غزالی بر نیامدند و به تفو ق او اعتراد نمودند. روز دوم نوبت متکلمین بود و آن روزها دورهی طالیی علم کالم بود و علم کالم به عووان خالصهی فلسنفه و شنریعت دانسته میشد و قانون دنیاست که هر زمانی چیزی شهرت مییابد. در ایام مسیح عیسی علم ط شنهرت داشنت و او بنا زندهکردن مرده و بیواکردن نابیوای مادرزاد و شفادادن پیسیان معجزهی خود را به اثبات رسانید و در زمان موسی سنحر و ساحری رونق داشت و موسی با مغلوبکردن ساحران معجزهی خود را به اثبات رساند و در زمان خاتم الوبیین ص بالغت و فصاحت شهرت داشت و خاتم االنبیاء با آوردن قرآن کالم اهلل همهی اهل بالغت و بیان را مغلوب کرد. و نظر به این که هر معجزهای برای انبیاء بوده برای بزرگان علماء امت محمدی چیزی به عووان کرامات ظاهر گشته است روزی که علم کنالم در اوج شهرت خود بود و متکلمین میداندار مواظره بودند و برای مواظره با امام غزالی گروهنی از زبردسنتان علنم کنالم بنه مجلس خواجه نصیرالدین طوسی آمده بودند و مردم هم برای دیدن و شویدن این مواظره ازدحام کنرده بودنند امنام محمند غزالی به قوت بیان و قدرت استدالل باعث شد که همهی زبردستان علم کالم به امامت و تفو ق او اعتنراد کووند. روز سنوم نوبت مواظره در فلسفهی یونان بود. فالسفه که تصور میکردند امام محمد غزالی فقیه است و در فلسنفه اطالعنی نندارد بنا گردن افرازی به مجلس خواجه نظام الملک حاضر شدند گوئیا خود را باالتر از آن میدانستود که در فلسنفه بنا امنام محمند غزالی مواظره نمایود اما ساعت شروع مواظره رسید و فالسفه برخالد تصور خودشان دیدند که این جوانی که با آنان مواظره مینماید کسی است که آنان باید در علوم فلسفی از او استفاده کوود و نتیجه این شد که در پایان بحث و موناظره همگنی بنه امامت و تفوق امام محمد غزالی اعتراد کوود.
18 06 این مواظره با علماء در فوون مختلف در چودین روز ادامه یافت و همین جوان توانست بنر همنهی آن دانشنمودان پینروز شود. خواجه نظام الملک با دیدن این همه ف ایل امام محمد غزالی و تفوق او در همهی علوم در نظرش خیلی بنزرگ آمند و خواجه که دانشگاههایی به نام مدارس نظامیه در نیشابور اصفهان م رو و بصره موصل هرات و بلخ تأسیس نموده بنود از امام محمد غزالی خواست تا ریاست نظامیهی بغداد را بپذیرد و او را بنا نامنهی موصن ریاسنت دانشنگاه نظامینهی بغنداد روزانهی بغداد ساخت بغداد که آن روز دارالخالفه و مرکز و پایتخت جهان اسالم بود جوانی را به ریاست دانشگاه نظامیهی بغداد میپذیرفت که اعجوبهی زمان و نادرهی دوران بود. در بغداد نیز علماء با او مواظره نمودند و امام محمد غزالی این جا هم بر همه پینروز شند و همنه بنه امامنت و تفنوق او اعتراد نمودند. امام محمد غزالی یکی از چود نفری است که از بزرگترین دانشمودان فکر و علوم اسالمی به شنمار میآیوند. همچونین از چود نفری است که بزرگترین نویسودگان دنیا را تشکیل میدادند. او در شرح حال خود میگوید که در تمام مدت عمرش در تمام ساعات شبانه روز یک ساعت کامل نخوابیده است. او میگوید: شوق من در فراگرفتن علم به حدی بود که میخواستم بدانم فالسفه چه میگویود و چه مقصدی دارند روی این اصل کتابه یا شان را به دقت مطالعه مینمودم تا بر حقیقت کارشان واقف شوم و همچوین در سایر اقوام و مذاه قانع نمیشدم تا این که بر همهی گفتهها و مقاصدشان آگاه شوم. او در ابتداء فالسفه را تأیید نمود و کتابی به نام»مقاصد الفالسفه«تحریر نمود که خود فالسفه از آن اسنتفاده مینمودنند اما کتاب دیگری به نام»تهافت الفالسفه«نوشت و در آن طوری فالسفه را کوبید که بعند از آن هنیچ گناه نتوانسنتود اظهنار وجودی بومایود در بارهی زندگی و مزیتهای او کتابها نوشته شده است و قصند منا از آوردن مختصنری از شنرح حنال ایشان بیان این نکته است که چگونه کسی که قدر وقت را میداند و نمیگذارد هیچ لحظه از عمرش بیهوده بگنذرد بنه چنه مقامی در علم میرسد یکی از امتیازات این دانشمود بزرگ این بود که میتوانست هر فکری را ه م نماید و آن را به بینانی روشن و دالیلی موطقی عرضه نماید. او در مذه امام شافعی ف لی بزرگ دارد برای این که او کتابهای فقهی مذه شنافعی را مطالعنه نمنود و در چهنار کتاب خالصه نمود: 4-»بسیط«که یقیوا کتاب بزرگی بوده و چاپ نشده است. 0-»وسیط«که در ده جلد چناپ شنده و از کتابهای مورد اعتماد مذه شافعی است. 2-»وجیز«که یک جلد میباشد و با این که یک جلد میباشد در چهار منذه است برای این که هر مسألهای که میآورد اگر امام ابوحویفه مخالف است میان پرانتز مینویسد )ح( تنا دانسنته شنود امنام ابوحویفه در این مسأله با ما مخالف است. و اگر امام مالک در آن مسأله با ما مخالف باشد میان دو پرانتز مینویسد )م( یعونی در این مسأله امام مالک با ما مخالف است اگر در مذه وجهی واهی بر خالد معتمد باشد میان دو پرانتز میگنذارد )و(
19 07 امام ابوالقاسم»وجیز«را در بیست جلد شرح نموده است. 1-»خالصه«کنه امنام رافعنی آن را مختصنر نمنوده و ننام آن را»مح رر«نهاده است و امام نووی آن را مختصر نموده و آن را»موهج الطالب«نامیده است و ازهری موهج الطنالب را مختصنر نموده و آن را»نهج الطال یکی از صالحین این رباعی را گفت:» نامیده است و اکوون کت فقهی مذه بر محور همان»محرر«و»موهاج الطالبین«دور میزند. أحسزززززززززززززززززززززززززن هللا خ الصزززززززززززززززززززززززززه و وجیززززززززززززززززززززززززز و خالصززززززززززززززززززززززززه حززززززززززززززززرر المززززززززززززززززذهب ح بزززززززززززززززززر ببسززززززززززززززززززززززززززززی و وسزززززززززززززززززززززززززززززی امام شافعی را در چهار کتاب: بسیط وسیط وجیز و خالصه تحریر و توقنیح نمنود خندا او را دانشمودی بزرگ مذه جزای خیر دهد! عواملی که باعث شد امام محمد غزالی به چوین مقامی برسد به شرح زیر است: پدرش یک فرد عادی بود و دارای دکانی بود که امور معاش خود را به وسیلهی آن رو بنه راه میکنرد. او هرگناه بنه مجلس دانشمودان میرفت از این که عمرش گذشته و وقنت از دسنت داده و دانشنمود نشنده گرینه میکنرد و دعنا مینمود که خدا فرزندی را که واعظ گردد به او ارزانی دارد روزی که پایان عمر او نزدیک میشد خندا میدانسنت چقدر حسرت و افسوس داشت که نتوانسته است دو پسر خود را به مقام ارجمود علمی برساند دوستی داشت که از صوفیه بود او را حاضر کرد و اموال خود را به او سپرد و از او خواست تا در عالمشدن دو فرزندش بکوشد و آن دو را به مقام ارجمود علمی برساند اگرچه همهی مالی را که برای ایشان باقی گذاشته مصردشان نماید او در گذشنت و وکیل صوفی بر تربیت و تعلیم دو پسر او همت گذاشت تا روزی که به آن دو گفت: مالی که پدرتان برایتنان ننزد من گذاشته بود تمام شده است و خودم مالی ندارم که مصرد شما نمایم اکوون شما میتوانید به مدرسه بروید و در مدرسه مصاردتان تأمین میشود و حرام است که شما ترک تحصیل کوید. همان دوست صوفی پدر امام غزالی که گوئیا به چشم بصیرت میدید که این دو جوان افراد عادی نیستود و آیوندهای درخشان دارند آن دو را به ادامهی تحصیل تشویق و ترغی نمود. رئیس راهزنان که به امام محمد غزالی گفت: شرم نمیکوی که علمت در خارجین باشد که دزدها آن را از تو بگیرنند برو علم خودت را در سیوهات بگذار که کسی نتواند علمت را از تو بگیرد. از همه مهمتر رغبت غزالی در کس علم و وقتشواسی او به گونهای که جز در راه علم و عمل به آن نگذراند. در اسالم علمای بسیاری هستود که همه در زندگینامهی خود نوشتهاند که در تمنام مندت عمرشنان در بیسنت و چهنار ساعت یک شبانه روز یک ساعت کامل نخوابیدهاند. مثل امام شافعی امام غزالی امام نووی امام بخاری ابوعلی ابن سیواء و صدها از بزرگانی که هر لحظهای از وقت خود را از دنیا ارزندهتر و بهتر میدانستهاند در گلستان سعدی آمده است: از امنام محمد غزالی پرسیدند که: چگونه به این مقام علمی رسیدی! فرمود: هرچه ندانستم از پرسیدنش نوگ نداشتم: بپنرس هرچنه نندانی کنه ذال پرسنیدن دلیننل عننز تننو باشنند بننه روز دانننایی
20 08 خدایشان بیامرزد که قدر وقت را دانستود و نگذاشتود لحظهای از عمرشان بیهوده بگذرد. در گلستان سعدی آمده اسنت: سید عبدالقادر گیالنی را دیدند که مالت ز م کعبهی مشرفه را به دست گرفته و میگوید: خدایا! در آخرت مرا نابیوا برانگیز تا دو روی صالحان شرموده نباشم آفرین بر این بزرگان که همه نیکی کردند و نیکی کاشتود بازهم خود را مقصر میدانستود. امام حافظ ابن حجر در کتاب»توالی التأسیس بمعالی محمد بن ادریس«یعوی امام شنافعی مینویسند: ابنن ابنی حناتم گفت: از ماز نی شویدم که میگفت به شافعی گفته شد که: دل بخواه تو در فراگرفتن علم چگونه است فرمنود: ینک حنرد یعوی هرگاه یک کلمهی مفید میشووم که پیش از آن نشویده بودم به طوری برایم مسر ت بخش میشود که سنراپای وجنودم میخواهد گوش بشود و آن را بشوود. به ایشان گفته شد: حرص شما در فراگرفتن علم چگونه است فرمود: مانود حرص کسی است که لذت او در جمع منال چودان است که میخواهد تا بتواند مال را جمع کود و در جمع آن لذت ببرد یعوی همیشه در فکر زیادکردن علم و نشر علم نافع بین مردم هستم. به ایشان گفته شد: طل علمکردنت چگونه است فرمود: مانود طل هرجا به دنبال آن میگردد ببیوید شافعی امامت و نبوغ را چگونه به دست آورده است! کردن مادری که ینک فرزنند دارد و او گنم شنده و خلیل بن احمد شیخ امام النحاة سیبويه میگفت: سنگینترين ساعتها در زندگی من ساعتی است که مشغول خوردنم ابوهالل عسکری در کتابش»الحث علی طل العلم واإلجتهاد فی جمعه«آورده است که: عالمه خلیل بن احمد فراهیندی بصری متولد سال 422 هن. ق و متوفی سال 422 هن. ق میگفت: سوگینترین ساعتهای زندگیام ساعتی اسنت کنه در آن مشغول خوردن هستم. ببیوید که این شخص از این که وقت او صنرد خنوراک خنوردن میشنود متأسنف میشنود و اگنر میتوانست از آن خودداری میکرد برای این که او میخواست تمام وقتش در راه کس علم صرد شود. بیحهت نیست که افرادی مثل امام نحودانان سیبویه و امثال او زیر دست او تعلیم یافتهاند و بیجهت نیست که نام او تا قیامت میماند. ابويوسف قاضی القضاة و ناشر مذهب امام اعظم در حال احتضار هم به فکر مسايلی علمی بوده است: امام ابویوسف متولد سال 442 هن. ق و متوفی سال 410 هن. ق دانشآموز امام ابوحویفه و ناشر منذه او کسنی کنه در زمان سه خلیفه قاضی الق اء بود: در زمان مهدی و هادی و هارون الرشید خلفای عباسی حتی یک ساعت قبل از وفات هم نمیخواسته است در غیر علم بگذرد. شاگرد او قاضی ابراهیم بن الجراح کوفی مصری میگوید: امام ابویوسف بیمار بود به عیادتش آمدم دیدم بیهوش است. همین که به هوش آمد گفت: ای ابراهیم! در این مسألهی علمی چه میگویی گفنتم: در اینن حالنت کنه در حنال احت نار هستی! گفت: چه مانعی دارد شاید کسی از این مسنأله اسنتفاده نمایند. آنگناه گفنت: در مواسنک حنج و سنوگانداختن بنه ستونهای م وی کدام یک بهتر است: پیاده برای سوگانداختن به ستونهای م وی برود بهتر است یا سواره گفتم: سواره. گفت: خطا گفتی: گفتم: پیاده. گفت: خطا گفتی: گفتم: پس خودت بفرما. گفت: هر ستونی کنه بایند بعند از سنوگانداختن ننزد آن
21 09 ایستاد و دعا کرد پیادهرفتن به سوی آن بهتر است. و هر سنتونی کنه پنس از سنوگانداختن ننزد آن ایسنتادن و دعنا کنردن نمیخواهد سواره به سوی آن رفتن بهتر است. با او خداحافظی کردم و بیرون آمدم به دروازهی خانهی او رسیدم که گریهی بستگانش بلود شد و معلوم شد که وفات یافته است. ببیوید علمای بزرگ در حال احت ار و د م واپسین که مرگ به دنبال دارد هم بحث علمی را ترک نمیکردهاند و نمیخواستهاند که هیچ لحظنه از عمرشنان بیهنوده بگنذرد. رحمهزم هللا تعزالی رحمزة واسعة. ابوعلی ابن سینا دانشمند بزرگ و لبیب عالیقدر: شیخ الرئیس ابوعلی حسین بن عبداهلل بن سیواء دانشمود بزرگ و طبی عالیقدر متولد سال 222 هن. ق و متوفی سنال 101 هن. ق کسی که در علم ط و فلسفه شهرت جهانی دارد و کتابهای طبی او تا دویسنت سنال قبنل در دنینا تندریس میشد و دو کتاب او»شفا«و»قانون«در ط و فلسفه مقامی ارجمود دارند نام پدرش عبنداهلل و ننام منادرش سنتاره بنود. پدرش اهل بلخ بود و بعد به محلی از اطراد بخارا موتقل شد که»خرمثیوا«نام داشت و ابوعلی و برادرش آنجا به دنیا آمدند بعدا همگی به بخارا رفتود شیخ الرئیس بعدا به مراکز علم سفر کرد و جد و جهد او و قدر وقتشواسیاش باعث شد که در سن ده سالگی دانا به علوم قرآن شود و علم ادب و اصول دین و حساب و جبر و مقابله به خوبی میدانست روی این اصل حکیم ابوعبداهلل ناتلی نزد ابن سیواء آمد ابن سیوا کتاب ایساغوچی در موطق و اقلیدس و م ح س ط ی را ننزد حکنیم ابوعبنداهلل خواند اما هوش و نبوغ ابن سیوا باعث شد که بر استادش تفو ق جوید تا جایی که رموز این علنوم و حنل مسنایل آن را بنه استاد خود بیاموزد و در همین حال علم فقه را نزد اسماعیل زاهد فرا گرفت. و موقعی که ناتلی نزد خوارزم شناه منأمون بنن محمد رفت ابن سیوا به تحصیل علوم طبیعی و االهیات و غیر آنها پرداخت پس از آن به تحصیل علم ط پرداخنت و بنه عالج بیماران نه برای مال بلکه از روی نوع دوستی پرداخت. وقتشواسی و نخوابیدن در ش مگنر خیلنی انندک و روز و ش به کس علمپرداختن باعث شد که بر پیشیویان تفو ق یابد و دانشمودان جهت کس علم ط نزد او آیود و از او کس فیض نمایود وقتی که شانزده ساله بود سرآمد علمای ط در زمان خود بود و عادت داشت که برای عالج هر بیمناری کنه برایش دشوار میشد وضو میگرفت و به مسجد جامع میرفت و نماز میخواند و از خدای تبارک و تعالی میخواسنت کنه عالج آن بیمار را برایش آسان گرداند. و برایش آسان میشد. شیخ الرئیس لباس فقهاء میپوشید و دستار و طیلسان میپوشید. عجی این است که این دانشمود با همهی نبوغ علمی که داشت در سیاست استاد نبود زیرا موقعی که وزیر شمس الدوله شد لشکریان بر او شوریدند و از شمس الدوله خواستود تا او را معزول کود شنمس الدولنه او را معنزول کنرد امنا دینری نگذشت که شمس الدوله دچار مرض قولوج شد و ناگزیر شد که ابن سیواء را بخواهد تا او را عالج کوند. و او را بنه وزارت برگردانید و شمس الدوله بر دست ابن سیوا بهبود یافت اما پس از مدتی درگذشت. تاج الدوله پسر شمس الدوله ابن سنیوا را معزول کرد. ابوعلی ابن سیوا به اصفهان نزد عالء الدوله ابوجعفر بن کاکویه رفت.
22 21 سرانجام ابن سیوا هم مانود سایر خالئق زمان رفتوش از دنیا رسید. و وقتی احساس نمود که وفاتش نزدینک اسنت بندن شست و توبه کرد و اموال خود را بر فقراء صدقه نمود و به رد مظالم پرداخت و اگر چینزی از منال کسنی ننزد او بنود بنه صاحبش برگردانید و بردگانش را همه آزاد کرد و شروع کرد به تالوت قرآن و هرسه روز یک ختم قرآن مینمود تا این کنه زمان به درود زندگیاش فرا رسید و جان را به جهان آفرین تسلیم کرد. رحمه هللا رحمة واسعة که زنندگیاش همنه کسن علم بود و نفع خلق. وفاتش در همدان به سال 101 هجری قمری بود. از گفتههای اوست: لقززززد طفززززت فززززي تلزززز المعاهززززد كلهززززا وسززززیرت طرفززززي بززززین تلزززز المعززززالم فلززززززززم أر ال واضززززززززعا كززززززززف حززززززززا ر علززززززى ذقزززززز سن أو قارعززززززا سززززززن نززززززادم»به همه جا رفتم و نظر به همه جا نمودم. اما ندیدم مگر کسی که کف پشیمانی زیر چانه نهاده است. یا کسی کنه دنندان پشیمانی به هم میکوبد. یعوی در این جهان کسی را که از اول عمر تا آخر عمر به راحت و خوشوودی گذرانیده باشد ندیدم. نکوکاران از این کنه چرا بیشتر نکوشیدند و اعمال صالح بیشتری نیودوختود دچار پشیمانی بودند و بزهکاران از این کنه چنرا عمنر خنود را در معاصی به باد دادند دچار پشیمانی و حسرت جانگاه بودند و هردو گروه پشیمان بودند. محد امام محمد بن حسن شیبانی دانشآموز امام اعظم شب نمیخوابید مگر اندکی: عالمه طاشکبری زاده در کتاب»مفتاح السعادۀ ومصباح السیادۀ«نوشته است که: امام محمند بنن الحسنن فقینه مجتهند و شاگرد امام ابوحویفه متولد سال 420 هجری قمری و متوفای سال 411 هجری قمنری شن نمیخوابیند و ننزد خود کتابهایی میگذاشت همین که از کتابی ملول میشد کتاب دیگری را مطالعه میکرد و خواب خود را با شستن رویش از میان میبرد و میفرمود: خواب از حرارت و گرمی است از این رو با آب از میان برده میشود. عصام بلخی موقعی که در حضور استاد قلمش شکست يک قلم را به يک دينار لال خريد تا از درس استاد محروم نشود: عصام بن یوسف بلخی فقیه حوفی و محد بلخ که وفاتش در سال 041 هجری قمری است موقع نوشتن درس استاد قلم او شکست. گفت: قلم را به یک دیوار طال میخرم تا از شویدن درس استاد باز نمانم برای این که عمر کوتاه است و علم بسیار است و شایستهی دانشجو نیست که وقت او ضایع شود باید وقت و ساعت و ش و روز و اوقنات خلنوت همنه را غویمت بشمارد و صحبت مشایخ را مغتوم بداند زیرا هرچه از دست رفت تدارک آن ممکن نیست. ولسزززززززززت بمزززززززززدر مافزززززززززات منزززززززززي بلهززززززززف وال بلیززززززززت وال لززززززززو أنززززززززي»و نمیتوانم آنچه را که از دست دادهام با افسوسخوردن و کاشکیگفتن و نه هم با اگر چوین کرده بودم به دست آورم«زیرا هرچه از دست رفت دوباره به دست نمیآید و عمر عزیز است و بر پایهی ن ف سشمردن قرار دارد و نمیتوان لحظهای از آن را ضایع کرد. محمد بن سالم بیکندی به آواز بلند گفت: قلم را به يک دينار لال میخرم:
23 20 محمد بن سالم بیکودی شیخ امام بخاری که در سال 002 هجری قمری وفات یافت در زمان دانشجویی قلم او شکست موقعی که در مجلس امالی استاد نشسته بود دستور داد به آواز بلود بگویید: قلم را به یک مثقال طال میخرم. چود قلم سوی او پرتاب شد شیخ ابومحمد عیوی امام حافظ این حکایت را آورده است. در حقیقت قلمی کنه در آن زمنان ارزان بنود بنه گرانی آن قیمت نبود مگر از جهت قیمت وقتشواختن. این عالم متعلم از جمله کسانی اسنت کنه قیمنت و ارزش وقنت را میدانستهاند این بود که طال و دیوار در برابر حفظ وقت نزد ایشان قیمتی نداشت. دانشمند محدث کبیر ع بید بن يعیش سی سال خواهرش لقمه را به دهن او میگذاشت تا حديث را بنويسد: امام حافظ ذهبی در کتاب ارجمود خود»سیر أعالم الوبالء«در شرح زندگی محد کبیر عاب ید بن یعیش شیخ امام بخاری و امام مسلم نوشته است:»هو الحافظ الحجة األوحد أبومحمد ع ب ید بن یعیش الكوفي المحاملي العطزار«. بخناری و مسنلم در صحیحین از او حدیث روایت کردهاند و نسائی به واسطهی او روایت نمود و ابوزرعه رازی و محمد بن اینوب بجلنی و جمعی از محدثین از او روایت کردهاند. او در رم ان سال 001 درگذشت. عمار بن رجاء گفت که از عابید بن یعیش شویدم که میگفت: مدت سی سال به دست خود در شن خنوراکی نخنوردم خواهرم لقمه را در دهوم میگذاشت و من حدیث مینوشتم. دانشمند بزرگ در علم حديث يحیی بن معین به شیخش گفت: از ب ر )حفظ( امالء نما که میترسم دوباره تو را نبینم: امام احمد و امام ابوعیسی هردو آن را رواینت نمودهانند. امنام احمند در مسنود 021 2: و ترمنذی در کتناب»الشنمائل المحمدیه«ص 22 در باب»ماجاء فی لباس رسول اهلل ص«و در این جا لفظ روایت ترمذی آوردهایم: قال الترمذي: حدثنا عبد بن حمید قال حدثنا محمد بن الفضل قال حدثنا حماد بن سلمة عن ح بیب بن الشهید عن الحسن البصري عن انس بن مال أن النبي خرج من بیته- وهو في مرض موته- يتكيء على أسامة بن زيد وعلیه ثوب ق طري قد توشح به فصلي بهم. ترمذی گفت: عبد بن حمید به ما خبر داد و گفت: محمد بن الف ل به ما خبر داد و گفت: حماد بن سلمه به ما خبر داد و گفت: از حبی بن الشهید روایت دارم و او از حسن بصری روایت میکود و او از انس بن مالک / روایت میکود که پیغمبنر ص در بیماریاش که در آن بیماری رحلت فرمود از خانه بیرون آمد در حالی که تکیه بر اسامه بن زید داشت و لباسنی بنه تن داشت که در آن مس یا آهن مذاب به کار برده شده بود و خود را به آن پوشانیده بود و به مسجد آمند و امامنت نمنود و نماز را با مردم خواند. )ق طری: موسوب به ق طر است که به معوای مس یا آهن مذاب است و ت و ش ح به: یعونی خنود را بنه آن پوشانیده بود(. ترمذی بعد از روایت این حدیث گفت: که ع بد بن حام ید که شیخ ترمذی است گفت که محمد بن الف ل گفت: نخستین باری که یحیی بن معین پیش من برای روایت حدیث نشست در بارهای این حدیث از من پرسید گفتم: حماد بن سلمه اینن حدیث را به من گفت. یحیی بن معین گفت: اگر کتابی که از آن روایت میکوی این جا بود خنوب بنود. محمند بنن الف نل گفت: برخاستم تا کتابم را بیاورم یحیی بن معین دامن جامهام را چسبید و گفت: از ب ر این حدیث را ا مالء نما برای این کنه میترسم مرگم فرا رسد و تو را نبیوم. حدیث را بر او امالء کردم و بعد کتابم را آوردم و از روی کتاب برایش خواندم. ببنین
24 22 که چقدر وقت را گرامی میدانست که میترسید در فاصلهی بلودشدن محمد بن الف ل بنرای آوردن کتنابش حیناتش وفنا نکود یعوی هیچ لحظه از حیاتشان را دست کم نمیگرفتود و برای حفظ وقتشان حساب هزار احتماالت را میکردند. امانت یحیی بن معین در حدیث: امام حافظ ذهبی در شرح حال یحیی بن معین در کتاب»سیر اعالم الوبالء«چوین نوشنت: هزو االمزام لحزافظ الجهبزد سزید الحفاظ ومل الحفاظ شیخ المحدثین ابو زكریا یحیي بن معین بن عون بن زیاد بن بسطام. او از عنرب نبنود و لنیکن بنه مواالت او با بوی مار لق مر ی یافت او در بغداد در سال 411 هجری قمری به دنیا آمد و در بغداد بزرگ شد در ده سالگی شروع به نوشتن و تألیف نمود پدرش م عین از نویسودگان با کفایت عبداهلل بن مالک بر خراج ر ی بود و بعند از خنود ینک میلیون درهم برای پسرش یحیی به میرا گذارد یحیی بن معین همهی آن ثروت هوگفت را در تحصیل حدیث خرج نمنود تا جایی که پولی نداشت که نعلین )کفش( برای خود بخرد و پا برهوه راه نرود. او حدیث را از عبداهلل بن مبارک و هاش یم بن بشر و اسماعیل بن عیاش و سفیان بن عایی و ه و عبدالرزاق صوعانی در یمنن و وکیع بن جراح و یحیی بن سعید ق ط ان و عبدالرحمن بن مهدی و جمعی از علمناء در عنراق و شنام و جزینرۀ و مصنر و حجاز فرا گرفت. از جمله روایتکوودگان او عبارتود از: امام احمد بن حوبل و امام بخاری و امام مسلم و ابوداود و عباس داوری بغدادی که راویهی علم اوست و ابوزرعه رازی و ابوحاتم رازی و عثمان بن سعید دارمنی و ابنویعلی موصنلی و جمعنی کنه از شنمار بیرونود. حدیث نوشتن یحیی بن معین به تعداد یک میلیون حدیث و پوجاه بار نوشتن هر حدیث: علی بن مدیوی گفت: علم مردم به یحیی بن معین پایان پذیرفت عبدالخالق بن موصور گفت: از یکنی از علمنای حندیث شویدم که احادیث را به روایت یحیی بن معین روایت میکرد و میگفت: )حدثنی من لم تطلع الشمس علی أکبر منه(: حندیث را از کسی روایت میکوم که آفتاب- در این زمانه- بر بزرگوارتر از او طلوع نکرده است. ابن رومی گفت: از چه به شنگفت آمدهای از علی بن مدیوی شویدم که میگفت: من در مردم مثل یحیی بن معین ندیدم کسنی را نمیشواسنم کنه از عهند آدم تاکوون حدیث را به قدر یحیی بن معین نوشته باشد. محمد بن نصر مروزی گفت: از یحیی بن معین شویدم که میگفت: به دست خط خودم یک میلیون حدیث را نوشتم. امام ذهبی فرمود: قصدش نوشتن حدیث مکرر است. نمیبیوی که میگوید: اگر هر حدیث را پوجناه بنار نمینوشنتیم آن را فهنم نمیکردیم روی این اصل است که گفته شده است:»كل حديث ال يعرفه ابن معین فلایس بحاديثهر حدیثی که یحیی بن معین آن را نشواسد حندیث نیسنت«. امنام احمند فرمود: هر حدیثی که یحیی بن معین آن را نشواسد حدیث نیست. یحیی بن معین مردی است کنه خندا او را بنرای حندیث آفرید. او ماشت هر دروغگویی را باز کرد. و دروغ دروغگویان در حدیث را آشکار و برمال نمود.
25 23 وقتی که یحیی بن معین میفرماید: یک میلیون حدیث را به دست خود نوشتم اوال قصند حندیث مکنرر اسنت کنه هنر حدیثی را پوجاه بار مینوشت. ثانیا علمای حدیث هر خبر یا هر کلمهای از کالم رسول اهلل ص و هر سخن صحابی یا تنابعی یا هر لفظ غریبی را تفسیر میکردند و هر لفظ مبهمی که آن را روشن میساختود همهی اینها راحدیث میدانستود وقتی که آن را با س و د میآوردند. بوابراین عدد یک میلیون به همین معوی است. ابوحاتم رازی گفت: هر بغدادی را که دیدی محبت امام احمد بن حوبل دارد بدان که او از اهل سوت است و هر بغدادی که دیدی باغض یحیی بن معین دارد بدان که باغض یحیی بن معین و کذاب است. از گفتههای یحیی بن معین است /:»إذا كتبت فقمش وإذا حدثت ففتش«. یحیی بن معین صاح موهج عظیم و طریق مستقیم است. در تلقی و فراگرفتن علم بدین صورت بود که اینن عبنارت را گفت یعوی موقعی که مینویسی هرچه شویدی بوویس اما موقعی که روایت مینمایی خوب وارسی کن تا چیزی را رواینت نمایی که صدق و مفید است تا سودمودیاش به عووان آثار خیرت بماند و گفتهی شاعر به همین معوی است: میکنننوش بهنننر ورق کنننه خنننوانی تنننننا معونننننی آن تمنننننام داننننننی ینننک دسنننته گنننل دمننناغ پنننرور از خنننر منننن صننند گیننناه بهتنننر کننم گننوی و گازیننده گننوی چننون دار تننا زاننندک تننو جهننان شننود پاننر کتابهای بسیاری که یحیی بن معین بعد از خود به یادگار گذاشت: و عادت یحیی بن معین این بود که اگر به حج میرفت اول به مدیوهی مووره میرفت و از مدیوه احرام به حج میبسنت و هر وقت که از حج برمیگشت از مکهی مکرمه به مدیوهی مووره میآمد و از مدیوه به شهر خود باز میآمد و موقعی که به سال 022 هجری قمری به قصد حج آمد در اواخر ذیقعدهی همین سال به مدیوه داخل شد و در مدیوه بیمار شد و در بیست و سوم ذیقعده وفات یافت. و مردم به همدیگر گفتودکه یحیی بن معین وفات یافته است.»بونی هاشنم«همنان سنریری کنه رسول اهلل ص بر آن شسته شده بود بیرون آوردند و یحیی بن معین بر همان سریر شسته شد و مردم بر او نماز خواندند و در مقبرهی بقیع مدیوه به خاک سپرده شد و مردم میگفتود که این کسی بود که نمیگذاشت دروغ را به پیغمبر ص نسبت دهود. بیان مسألهای که میان يحیی بن معین و شیخ او محمد بن الفضل پیش آمد: در این که یحیی بن معین این حدیث را از شیخش محمد بن الف ل گرفته است چود فایدهی گرانبها است از این جهنت که یحیی به معین که قسمتی از شرح حالش را در شرح زندگیاش خواندیم از شیخش محمد بن الف نل سروسنی بصنری مال ق به عارم خواست تا این حدیث را همین که نزد شیخش نشست برایش روایت نماید هوگامی کنه محمند بنن الف نل شروع کرد به روایت حدیث و گفت: حدثوا حماد بن سلمه یحیی بن معین گفت: اگر حدیث را از کتاب رواینت میکنردی خوب بود. و قصد یحیی این بود که زیادت اعتماد بر این حدیث برایش حاصل شود و گرنه محمند بنن الف نل در حندیث حافظ و مورد اعتماد و معرود به راستی بود و لیکن یحیی میخواست زیادت اعتماد به دست آورد.
26 21 و پیش از این که مدارس ساخته شود عادت محدثین در قرن پوجم هجری این بود کنه شنیخ در مسنجد بنه شناگردانش درس حدیث میداد و هرگاه مسجد جا نداشت و کوچک بود در محلی که میدان وسیعی بود درس میداد و هرگاه عندهی طالب اندک بود جلو د ر خانهاش به طالب درس میداد و محمد بن الف ل بنه یحینی بنن معنین جلنو در خاننهاش درس میداد. موقعی که محمد بن الف ل برخاست تا داخل خانه برود و کتاب خود را بیاورد و از روی کتاب به یحینی بنن معنین درس بدهد یحیی بن معین ترسید که در این مدتی که محمد بن الف ل به داخل خانهاش میرود ممکنن اسنت منوانعی رخ دهد و نتواند برگردد و از درس حدیث محروم بماند این بود که محمد بن الف ل کامال بنر نخاسنته بنود کنه یحینی دامنن جامهی او را گرفت پیش از این که برود و کتاب را از داخل خانه بیناورد و منانع از رفتنوش بنه داخنل خاننه شند و از او خواست تا حدیث را از حفظ درس دهد و به او گفت: از حفظ درسم بده که میترسم تو را مالقنات نکنوم بنرای اینن کنه زندگی دارای اسبابی است که عمر را قطع میکوود روی این اصل میترسم میان من و تو موانعی پیش آیند کنه همندیگر را نبیویم محمد بن الف ل اول از حفظ درس حدیث را گفت و بعد به داخل خانه رفت و کتاب را آورد و دوباره از روی کتاب همان حدیث را به وی درس داد. این واقعه به ما میفهماند که یحیی بن معین چقدر حریص بر وقت بود و چقدر بر تحصیل علم محافظت داشت و چقدر پرهیز میکرد از وقت به وقت کردن در تقیید علم و موتهای کوشش خود را در استفاده از علم و نگهداشتن خویش از آنچه ناگهان زندگی را قطع مینماید به کار میبرد و به همین واقعهی کوچک دانستیم که یحینی بنن معین تا چه حد در حفظ وقت و زمان میکوشید و دانستیم که او از راه اغتوام فرصت و حفظ وقت توانسته بود یک میلینون حدیث را بوویسد و در شهرها برود و از شیوخ بسیار بشوود و آنچه شویده است بنه هزارهنا محند و طالن علنم حندیث بیاموزد. و یحیی بن معین در این زمیوه توها نبود بلکه امام علی بن مدیوی و امام احمد بن حوبل و امام بخاری و امام مسلم و امام ابوداود و امام ترمذی و امام نسائی و امثالشان همه مانود یحیی بن معین بودند. و این که گفتیم یحیی بن معین یک میلیون حدیث نوشت قصد از آن نوشتن به طریق مختلف است و نوشتن یک حدیث به چود بار است که هر بار یک نوع استفاده از حدیث بوماید چوانکه امام بخاری یک حدیث را چودین بار تکرار میکود هر باری برای مطلبی. و امام جالل الدین سیوطی در کتاب عظیم خود یکصد هزار حدیث جمع نموده و مراجع خنود را ینادآور شده است و هووز کسی نیامده است که آن را به دویست هزار حدیث برساند چه رسد به یک میلیون. از این رو وقتی گفتنه میشود کتاب خود را از میان شش صد هزار حدیث تألیف نموده به معوی طاراق حدیث است که یک حدیث از چود طرینق روایت شده و به معوی تکرار یک حدیث است که در چود مورد از آن اقتباس شده است. حرص جاحظ و فتح بن خاقان و اسماعیل قاضی بر علم: خطی بغدادی در کتاب خود»تقیید العلم«از ابی العباس ماب ر د روایت نمود که مبرد فرمود: کسی را حریصتر بر علنم از سه کس ندیدم: عمرو بن بحر جاحظ امام اهل ادب که به سال 422 تولد یافت و به سال 011 وفات یافت.
27 21 و فتح بن خاقان ادی و شاعر و یکی از تیزهوشان دنیا از شاهزادگان که متوکل خلیفهی عباسی او را برادر و وزیر خنود نمود و کتابخانهای برای خود ترتی داد که یکی از بزرگترین کتابخانههای دنیا بود و به سال 012 وفات یافت. و اسماعیل بن اسحاق قاضی امام فقیه مالکی بغدادی که به سال 022 هجری متولد شد و به سال 010 وفات یافت. اما جاحظ هر کتابی که به دستش میرسید از اول تا آخر آن را میخواند و دکانهای ور اقان یعوی کتاب فروشان را کرایه میکرد و ش در دکان میخوابید تا آن کتابها را مطالعه نماید. و اما فتح بن خاقان: او کتاب را در آستیوش مینهاد و موقعی که از نزد متوکل برای حمام و یا نماز بیرون میرفت کتناب را از آستین بیرون میآورد و همان طور که راه میرفت کتاب را مطالعه میکرد تا به حمام و یا مسجد برسد و موقع مراجعت همچوان با حال راهرفتن کتاب را مطالعه میکرد تا به مجلس متوکل خلیفهی عباسی برسد و اگر متوکل برای کاری از مجلس بیرون میرفت کتاب را از آستین بیرون میآورد و مطالعه میکرد تا وقتی که متوکل به مجلس برگردد. مبرد در بارهی اسماعیل بن اسحاق قاضی میگوید: من هیچ وقت بر او داخنل نشندم مگنر اینن کنه میدیندم مشنغول مطالعهی کتاب است یا از بین کتابها در جستجوی کتابی است که آن را بیرون بیاورد و مطالعه نماید. ابن سحنون کنیزش شام او را لقمه به لقمه به دهنش مینهاد و او مشغول تألیف بود و خبر نداشت: در کتاب»ترتی المدارک«تألیف قاضی عیاض در شرح حال فقیه مالکی امام محد محمد بن ساحوون قیرواننی آمنده است که محمد بن سحوون کویزی داشت که نام ام مادام بود روزی نزد کویز نام بردهاش بود و مشغول تألیف بود تا ش شد کویزش خبرش داد که خوراک آماده است و اجازه خواست تا شام او را بیاورد. ابن سحوون گفت: من اکوون مشغولم. کویزش وقتی که دید غذا سرد میشود و بیمزه میگردد شروع کرد لقمه لقمه در دهن او نهاد. و ابن سحوون مشغول تألیف بنود تنا این که اذان صبح گفته شد. ابن سحوون به کویزش گفت: ما امش مشغول شدیم اگر خوراکی داری بیار. کویز گفت: به خندا سوگود که شامت را به دهانت گذاشتهام. ابن سحوون گفت: ولی من باخبر نشدهام. این یک نمونه از غفلت علمای قدیمی ما از خوراک و آب است که این قدر در علم مستغرق میشدهاند که خبر نداشتهاند وقت غذا یا خواب است. و مانود همین داستان است آنچه برای امام محدثین در عصر خود روی داد: امام مسلم بنن حجناج نیشابوری متولد سال 021 و متوفی سال 024 هجری است در کتاب»تهذی التهذی» تألیف امام ابن حجنر عسنقالنی در جلد دهم صفحهی 402 در شرح حال او آمده است: حاکم گفت: من از ابوالف ل محمد بنن ابنراهیم شنویدم کنه گفنت: از دوست و رفیق امام مسلم در سفر از نیشابور تا بلخ و تا بصره از احمد بن سلمه شویدم که گفنت: مجلسنی بنرای منذاکرهی حدیث برای امام مسلم ترتی داده شد در آن مجلس حدیثی یناد شند کنه مسنلم آن را بنه یناد نداشنت او از آن مجلنس برخاست و به خانه رفت موقع ش بود در جلو او سبدی از خرما نهادند او به دنبال حدیث میگشت و دانه دانه خرما بنه دهن مینهاد و ش را به صبح آورد آنگاه حدیث را یافت و سبد خرما تمام شده بود بدون آن که بدانند. ینک سنبد خرمنا خورده بود بدون این که احساس خرماخوردن نماید. و در نتیجه خوردن یک سبد خرما باعث وفات او شد! ثعلب نحوی قبول دعوت میکرد به شرل اين که وقت برای مطالعهی کتابش به او بدهند:
28 26 ابوهالل عسکری در کتابش»الحث علی طلب العلم واإلجتهاد فزی جمعزه/ تشویقنمودن برای طل علم و کوشنش بنرای گردآوردن علم«میآورد که از ثعل احمد بن یحیی شیبانی کوفی بغدادی یکی از پیشوایان نحو و لغنت و ادب و حندیث شریف و قراءات که در سال 022 هجری به دنیا آمد و به سال 014 هجری درگذشت حکایت شده است که او هیچ وقنت از کتابش جدا نمیشد و همیشه مشغول مطالعه بود اگر کسی او را دعوت به ناهار میکرد شرن او این بود کنه جنای ینک بالشی که به آن تکیه میکوود برای او در نظر بگیرند تا کتابش را در آن بوهد و بخواند. ثعلب در کوچه راه میرفت و مشغول مطالعه بود اسبی با او تصادف کرد و او را به گودالی انداخت و مرد: سب وفات ثعل / این بود که روز جمعه بعد از عصر از مسجد جامع بیرون آمد و دچار کری شده بود و نمیشوید مگر به زحمت. او در راه مشغول مطالعه بود و با آن گوش سوگین اسبی با او تصادد کرد و او را به گودالی انداخت وقتنی او را از گودال بیرون آوردند سخن د رهم برهم میگفت مثل کسی که حواسش درهم خورده باشد او را به خانهاش رساندند و در همان حالت از سردرد مینالید و در دومین روز درگذشت. ]این خبر وفات او از کتاب»وفیات األعیان«ابن خلکنان 421 4: نقل شده است[. شیخ المفسرين ابن جرير لبری نمیگذاشت لحظهای از وقتش بدون فايده بگذرد و تصمیم گرفته بود تفسیر قرآن را در سی هزار ورق بنويسد: امام ابوجعفر محمد بن جریر طبری شیخ محدثان و مفسران و مؤرخان و امام مجتهد بزرگ است او آیتی از آیات خدا در حفظ وقت و استفاده از آن و پار کردن وقت به فراگرفتن علم و آموختن آن و نوشتن و تألیف بنود تنا جنایی کنه شنمارهی تألیفات او با ابتکار علمی و تحقیق به عددی شگفتآور رسید. عالمه یاقوت در کتابش:»معجم االاد باء«شرح حال ارزشمودی در بارهی امام ابن جریر طبری نوشنته کنه بنه 12 صنفحه رسیده است همچوین امام حافظ خطی بغدادی در»تاریخ بغداد«شرح حالی از امام ابن جریر طبری نوشته است که منا در ایوجا از هردو کتاب گلچیوی میکویم و از نوشتهی هردو به طوری که باهم تلخیص کویم جملههایی میآوریم:»علی بن عبیداهلل لاغ وی سمسمی از قاضی ابوعمر عبیداهلل بن احمد سمسار و ابی القاسم بن عقیل وراق نقل مینماید کنه: ابوجعفر بن جریر طبری به یارانش گفت: نشان و شوق دارید برای نوشتن تفسیر قرآن گفتود: به چه اندازهای است )چوند برگ است(. فرمود: بسیار سی هزار ورق. گفتود: چوین تفسیری عامر به آخر میرسد و نوشته نمیشود. ابنن جرینر آن را در سه هزار ورق مختصر نمود و آن را در هفت سال امالء نمود از سال 012 تا سال 012 هجری قمری. ابن جریر تصمیم گرفت تاریخ را در سی هزار ورق بوویسد: پس از این که به یارانش گفته بود میخواهید تفسیر قرآن را در سی هزار صفحه بوویسید و گفتود: عمر به آخر میرسد و نوشته نمیشود. به آنان گفت: آیا حاضر هستید تاریخ عالم را از عهد آدم تا امروز بوویسید گفتود: در چه حندودی گفنت: مانود آنچه در خصوص تفسیر به آنان گفته بود: در )سی هزار ورق( آنان نیز همان جواب قبلی را گفتود: عمر به آخر میرسد و نوشه نمیشود. فرمود: إنا هلل! ماتت ا الهم ام همتها مردند. بلود همتی باقی نمانده تاریخ را نیز مختصر کرد همان گونه که
29 27 تفسیر را مختصر کرده بود. )در سه هزار ورق( و فارغ شد از تصویف آن و ع نرض آن یعونی خوانندن بنر او تنا اگنر جنایی تصحیح بخواهد انجام دهد فارغ شد از تصویف و عرض کتاب در تاریخ بیست و هفتم مناه ربینع االول سنال 222 هجنری قمری و به پایان آورده بود در سال 220 هجری. ابن جریر هر روز چهل ورق از تصویف خود مینوشت: خطی بغدادی گفت: شویدم از سمسمی که میگفت: چهل سال ابن جریر هر روزی چهل ورق مینوشنت و دانشآمنوز او ابومحمد عبداهلل بن احمد بن جعفر فرغانی در کتاب خودش که معرود است به»الصلۀ«و در آن تاریخ ابن جریر را بنه کتاب خود وصل نموده و به تاریخ ابن جریر ادامه داده است نوشته اسنت کنه جمناعتی از دانشآمنوزان ابنن جرینر اوراق تألیفات ابن جریر را بر سالهای عمر او که هشتاد و شش سال بود تقسیم کردند دیدند که به اینن حسناب او هنر روزی از عمر خود از تولد تا وفاتش چهارده ورق نوشته است. بوابراین اگر عمر او را 20 سال حساب کویم بنه حسناب هنر روزی چهارده ورق مجموع تصویفات ابن جریر ورق میشود! و تاریخ و تفسیر او که هرکندام بنیش از سنه هنزار ورق است حساب کردهاند که مجموع اوراق آن دو به هفت تا هشت هزار ورق میرسد و تاریخ او در یازده جلد قطور به چناپ رسیده و تفسیر او در سی جزء بزرگ که هرکدام یک مجلد میتواند باش به چاپ رسیدهاند. شما با این حساب باقی تألیفات این دانشمود بزرگوار که ورق است حساب کوید که چود جلد میشود. تألیفات این امام بنه موزلنهی ینک مجمنع علمی پهواوری در انواع علوم است و بسیاری از تألیفات او به موزلهی موبعی برای نشر کتاب است در حالی که او یک نفنر است و به دست خود مینویسد و برای خود مینویسد. و تألیفی که مینماید بر کاغذهایی است کنه او خنودش تهینه کنرده است و به صورت کتاب در اختیار مردم میگذارد تا برای آنان همانود عسلی شیرین و کراهای دلوشین باشد و هیچگناه اینن همه تألیفات و آن همه آثار گرانبها برای او میسر نمیشد اگر قدر وقت را نمیدانسنت. و همنین وقتشواسنی و اسنتفاده از وقت بود که او را به این مقام ارجمود علمی رسانید. ابن جرير چگونه اوقات و اعمال خود را تنظیم مینمود قاضی ابوبکر بن کامل فرمود که: احمد بن کامل شجری دانشآموز ابن جریر و همکار او اوقات و اعمال ابنن جرینر را نظمبودی و مرت میساخت. و عادت ابن جریر این بود که در کیسهای میخوابید که با رشتههای محکم ولی نازک بافتنه شنده بنود. هوگنام گرمنا در همین کیسه که از کتان بافته شده بود به سب گالب رنگآمیزی شده بود. خاوکی کتان بر بدن میخوابید. و جامهی آستین کوتاه میپوشید که از صودل و پس از خواب نیمروز بیدار میشد و نماز ظهر را در خانه میخواند سپس تا عصر شروع میکرد بنه نوشنتن کتنابی کنه تصویف میکرد آنگاه از خانه بیرون میرفت و در مسجد نماز عصر را با جماعت میخواند و بعد از نماز عصر بنرای منردم مینشست تا تعلیم دهد و کتابهایی بر او خوانده شود تا مغرب. و بعد از نماز مغرب طالب برای آموختن فقه و درس جلو او مینشستود تا نماز عشاء و بعد از نماز عشاء به خانه میرفت. ش و روز خود را تقسیمبودی نمنوده بنود بنرای مصنالح
30 28 خودش و دیوش و مردم آن چوانکه خدا موفقش میفرمود. ابن جرير قبل از ساعتی از وفاتش چیزی را که شنید نوشت: استاد محمد کاردعلی در کتاب»کووز االجداد«در شرح حال امام ابن جریر نوشته است:»وما أثر عنه أنه أضاع دقیقاة مان حیاته في غیر اإلفادة واإلستفادةو نگفتهاند که او دقیقهای از زندگیاش را بدون فایدهرساندن و فایدهبردن تباه کرده باشد«. ماعافی بن زکریا از بع ی از مردان معتبری که ساعتی قبل از وفاتش نزد او بودند روایت میکود کنه بنه ابنوجعفر بنن جرینر گفتود که: این دعایی است که از امام جعفر صادق روایت شده است ابن جریر قلم و کاغذی درخواست نمنود و همنین کنه قلم و کاغذ را آوردند آن دعا را نوشت. به او گفته شد: در چوین حالتی مینویسی فرمود: شایسته است که انسان اقتبناس و استفادهی علم را تا لحظهی مرگ از دست ندهد خدا او را از علم و دین و دنیا جزای خیر دهد. همانگونه که تألیفات و آثار ابن جرير جاودانی است نام او هم همیشه پايدار است: این اشارهی مختصری بود به تألیفات امام ابن جریر طبری/ بدون شمردن آنها و بندون آوردن ننام آن تألیفنات و بندون بیانکردن موضوعات آنها. و تا امروز که 400 سال از وفات او میگذرد قسمتی از کتابهای او زنده و مورد استفاده اسنت. ابن الجوزی/ فرمود: کتاب عالم فرزند جاویدان اوست برای این که فرزندان اگر به صد تا هم برسود بازهم در انندک زمنانی به گوشهی فراموشی انداخته میشوند و نه نامی از آنان میماند و نه نشانی اما کتاب سودمود او میمانند کتابهنای ننافع و سودمود ابن جریر / معرود و مشهورند اما فرزندان او کجا هستود قاموس فیروزآبادی ماننده اسنت امنا فرزنندان او کجنا هستود کتاب»متن الغایۀ والتقری» ابوشجاع جاودانی است ولی فرزندان او کجا هستود شیخ ابواسنحاق شنیرازی و امنام نووی زن نگرفتود و معلوم است که دارای اوالد هم نشدند اما کتابهایشان نامشان را بر صنفحات روزگنار پایندار سناخته است البته کتاب وقتی میماند که نافع و همراه با اخالص باشد. ابن الخیال نحوی در کوچه و راه هم مشغول مطالعه بود و گاه بیخبر به گودال میافتاد: ابوهالل عسکری در کتابش»الحث علی طل العلم واالجتهاد فی جمعه«نوشته است: امام محمد بن احمد بن موصور بن الخیان نحوی سمرقودی االصل مقیم بغداد که به سال 202 هجری وفات یافت همه وقت مشغول خواندن و مطالعه بنود حتی در کوچه که راه میرفت نمیگذاشت لحظهای از اوقاتش به ه د ر برود سرش در کتاب بود و جلو پایش نگاه نمیکنرد و گاه در گودال میافتاد یا حیوانی او را لگد میزد و او خبر نداشت که گودال یا حیوان جلو اوست. حاکم شهید ابوالفضل مروزی با کسانی که به ديدارش میآمدند سخن نمیگفت چرا که مشغول تألیف بود: در کتاب»األنساب«تألیف سمعانی در شرح حال حاکم شهید ابوالف ل محمد بن محمد بن احمد م روزی بلخی حوفی که قاضی و وزیر سلطان بود و در سال 221 هجری قمری به شرد شهادت رسید و عالم م رو و امام اصحاب امام ابوحویفنه در عصر خودش بود چوین آمده است: ابوعبداهلل پسر حاکم شهید فرمود: به خاطر دارم که حاکم شهید دوشنوبه و پوجشنوبه روزه میگرفنت و نمناز شن را در ح ر و در سفر ترک نمیکرد و موقعی که مینشست سبدی از کتاب و قلمدان جلوش بود او وزیر سلطان بنود و اجنازهی ورود توها به کسانی میداد که ناگزیر بود اما بعد از اجازهی ورود مشغول تصویف کتاب میشد و تازه وارد وقتی که میدید
31 29 ابوالف ل در فکر او نیست و در فکر تصویف کتاب است پس از مدتی نشستن بر میخاست و بیرون میرفت ابوالعباس بن ح م وی ه از دست او شکایت کرد که ما میرویم پیش او اما او سخن با ما نمیگوید و قلم میگیرد و مشغول نوشتن میشود و ما را در گوشهای از اتاق رها میکود. باید دانست که نزد محدثین حافظ لق کسی است که یک صد هزار حدیث از بر دارد. و حناکم لقن کسنی اسنت کنه خیلی بیش از یک صد هزار حدیث از بر دارد. حاکم ابوعبداهلل صاح کتاب»المستدرک«فرمود: ش جمعهای به مجلس امالء ابی الف ل حاضر شدم و امینر ابنوعلی بن ابی بکر بن المظفر وارد مجلس ابی الف ل شد اما ابوالف ل از جای خود تکان نخورد و به امیر گفت: ای امینر بنرو کنه حاال روز آمدن تو نیست. واقعا عج دانشمودی بود که در مجلس امالء حدیث به احترام حدیث رسول ص برای کسی که میآمده اگرچه امینر و فرمانروا بوده است درس حدیث را رها نکرده و برای کسی از جای خود بلود نمیشدهاند و احترام حدیث نزد ایشان خیلنی مهمتر بوده از احترام امیر. خدا رحمت کود آنان را که چقدر در طاعت خدا ثابت قدم بودهاند و چقدر در پیروی از رسول اهلل ص متمسک بودهاند. رحمهم هللا تعالی رحمة واسعة. تألیفات بسیار امام محدث حافظ ابن شاهین: امام حافظ محد ذهبی در کتاب»تذکرة الحفاظ«112 2: در شرح حال ابن شاهین متولد سال 012 و متوفی سال 211 در عمر 11 سالگی چوین میفرماید:»هو الحافظ االمام المفید المکثر محد العراق ابوحفص عمر بن احمد بن عثمان بغدادی الواعظ المعرود بابن شاهین«. ابوالحسن بن المهتدی باهلل دانشآموز ابن شاهین فرمود: که ابن شاهین به ما فرمود که من سیصد و سی تصویف دارم. از آن جمله است: تفسیر کبیر هزار جلد. و المسود هزار و سیصد جزء و تاریخ صد و پوجاه جزء و زهد صد جزء. واقعا خیلی است مثال تفسیر او سی هزار صفحه میشود خدا میداند در تحریر آن چقدر متحمل رنج و زحمت شده است! باید دانست که جزء در آن زمان برابر بود با سی صفحه از قطع متوسط و معمولی امروز. ابن شاهین در قیمت مداد )مرکب( هفتصد درهم پرداخت: محمد بن عمر داوادی قاضی فرمود: از ابن شاهین شویدم که میفرمود: آنچه مرک خریدهام تا امروز حسناب کنردهام بنه هفتصد درهم رسیده است. ابن ابی الفوارس فرمود: هیچ کس به قدر ابن شاهین کتاب تألیف نوموده است. منذر مروانی نحوی لقب»المذاکرة«يافت به سبب شدت تعلق او به مذاکره در نحو: از پیشوایان زبان عربی کسی لق»المذاکرة«را مییافت که زیاد عالقه به مذاکره و بحث در علوم عربی میداشت و بنا هریک از علماء که مالقات مینمود به بحث و مذاکره میپرداخت. امام حافظ ابن حجر در کتاب»نازه ۀ األلباب فی األلقناب«فرمود: ا لماذاک ر ۀ: موذر بن عبدالرحمن بن معاویۀ بن محمد بن عبداهلل بن الموذر بن عبدالرحمن بنن معناویۀۀ بنن هاشنم بنن عبدالملک اندلسی مروانی میباشد. او لق المذاکرۀ داده شد برای این که عالقهی شدید به علم نحو داشت و خود یکنی از
32 31 ائمه و پیشاهوگام علم لاغت بود و هر وقت عالمی را مالقات مینمود میگفت: میخنواهی در بنابی از علنوم عربنی بحنث و مذاکره نمائیم روی این اصل لق المذاکرۀ یافت ابن حزم فرمود که:»المزذاکرة«در سال 212 درگذشنت. شناید یکنی از اسباب اطالع واسع او همین مذاکره باشد که گفتهاند: کار نیککردن از پارکردن است. ابونعیم اصفهانی در کوچه و راه نیز کتاب بر او میخواندند: امام حافظ شمس الدین ذهبی در کتاب»تذکرة الحفزاظ«در شرح حال امام حافظ ابونعیم اصفهانی که ننامش احمند بنن عبداهلل مورخ محد صوفی است و به سال 222 به دنیا آمد و به سال 122 درگذشت نوشته است: احمد بن مردویه فرمود: در زمان ابونعیم اصفهانی از همه جا طاالب علم برای کس علم نزد او میرفتود و در هیچ جای دنیا از او حافظتر و داناتر به اسواد حدیث نبود. حاف اظ دنیا نزد او اجتماع مینمودند و هر روز نوبت یکی از آنها بود که از صبح تا ظهر ننزد او باشنود و آنچه میخواهود بر او بخوانود تا صحت و یا ساقم آنچه میخوانود به آنان بفهماند و موقعی که از محل درس بلود میشد و به خانهاش میرفت گاه بود که در راه جزیی بنر او خواننده میشند و او خسنته نمیشند گویینا غنذای او شنویدن حندیث و تألیفکردن در آن بود. ابوريحان بیرونی موقعی که در حال جانکندن بود مسألهای در میراث میآموخت: محمد بن احمد خوارزمی امام بلودمرتبه و دانشمود کمنظیر در علم فلک و ریاضیات و دانشنمود تناریخ و ادب و جنامع انواع علوم معرود به ابوریحان بیرونی متولد به سال 222 و متوفی به سال 122 است که نود و چهار سال عامر کرد. همیشه کوشا در تحصیل علوم و مشغول به تألیف کت بود. هیچ وقت قلنم از دسنت نمینهناد مگنر در دو روز ننوروز و مهرگنان )نوروز اول فرودین و مهرگان پانزدهم مهرماه( که در این دو روز هنم مایحتناج زنندگی از خنوراک و لبناس تهینه میکنرد دانشمودی فرزانه که ابتکار اعداد از طریق به کار بردن زوایای هودسی هم شکل عربی اعداد: و هم شکل اعدادی که غربیها گرفتهاند: از اوست. دانشمودی که بنا داخنلکردن صن فر در اعداد توانست اعداد را از شمار بیرون ببرد و با نوشتن یک و بیست و چهار صفر از راست آن که اگر کسنی از اول عمنر تنا آخر عمر به شمردن آن بپردازد به آن نمیرسد و به این طریق مردم را از اعداد یونانی نجات داد I - II - III - IIII - X - XI - XII از یک تا دوازده که هووز در صفحهی ساعت دیواری دیده میشود آن وقت همین عالمت از طلوع آفتاب تا طلوع آفتاب 01 ساعت از زوال آفتاب تا زواآلفتاب 01 ساعت از غروب آفتاب تا غروب آفتاب 01 ساعت از نصف شن تنا نصنف ش 01 ساعت قبال در کشورهای اسالمی از غروب آفتاب تا غروب آفتاب 01 ساعت معمول میداشتود و امروزه همه جا تقریبا از زوال تا زوال معمول شده است و کلمهی بیرونی به مواسبت بیرون باخارا اطالق شده است همین دانش پرور نابغنه در سالی فقط دو روز برای تهیهی حوائج زندگی قلم را کوار میگذاشت و در غیر این دو روز قلم از دستش نمیافتناد ببیوند که از شوق علم در حال جانکودن هم از تحصیل علم فارغ نوشست. فقیه دانشمود ابوالحسن علی بن عیسی الو لوالجی فرمود که: داخل شدم بر ابوریحان بیرونی در حالی که او جان میداد و
33 30 سیوهاش توگ شده بود و در عمر 21 سالگی بود. در چوین حالتی به من گفت: چه میگویی در بارهی جدههایی که جدههای هستود یعوی میرا نمیبرند و از طرد مادر هستود. من از روی ر حمآوردن بر او گفتم: در چوین حالتی آینا جنای فاسده )1( بحث علمی و تحقیق مسألهای در میرا است فرمود: یا هذا! آیا از دنیا بروم و دانا به این مسأله باشم بهتر از آن نیست کنه از دنیا بروم و این مسأله را ندانم آن مسأله را اعاده نمودم و او از بر کرد و آنچه وعده کرده بود به من داد و منن از ننزد او بیرون رفتم به کوچه رسیدم که فریاد بستگان او بلود شد و معلوم شد که به رحمت حق تعالی انتقال یافته است ایوان هستود که اسالم را در دنیا سربلود نگاه داشتود و خود را وقف علم نمودند. و علم برای ایشان یعوی همه چیز و همه خوشی. خدا از ایشان راضی باد که بهترین سرمشق جوانان بودند. همین امام نابغه پوج زبان را به خوبی میدانست: عربی فارسی سریانی سوسنکریت و هوندی. یکصند و بیسنت تنألیف گرانبها را از خود بر جای گذاشت. مستشرق سخاو در بارهی او گفت: بیرونی بزرگترین خردموندی اسنت کنه تناریخ دینده است مستشرق سارطون گفت: بیرونی از بزرگترین بزرگان اسالم و از بزرگترین دانشمودان جهان است )2(. سلیمرازی يا نسخه برداری میکرد يا درس میداد يا میخواند يا تالوت قرآن مینمود: امام عالمة حافظ ابن عساکر در کتاب»تبیین کذب المفتری«و تاج الدین سابکی در کتاب»طبقات الشزافعیة الوسنطی«در شرح حال امام سال یم رازی از پیشوایان شافعیه در عصر خود و متوفی به سال 112 هجری مطالبی نوشتهاند. تاج الدین سبکی نوشته است:»امام سلیم رازی بر جانبی عظیم از ورع و پرهیزگاری بود. با خود حساب وقت مینمود که امروز وقت خود را چگونه گذرانیده و چه طاعت و خدمتی را انجام داده است. نمیگذاشت هیچ لحظهای از وقتش بندون فاینده بگنذرد او ینا نسخهبرداری میکرد یعوی کتاب مینوشت یا درس میداد و یا کتاب میخواند. و در ن سن اخی بنه بسنیاری مینوشنت. امنام حافظ ابن عساکر فرمود: شیخ ما ابوالف ر ج اسفرائیوی به من خبر داد که روزی سال یم به خانهی او آمد و برگشنت. انس ل یم بنه او گفت: من در راه آمدنم جزیی از کتاب خواندم. ابوالفرج گفت: مؤم ل به من خبر داد که روزی سلیم را دید که قلمش نیاز بنه ق طزدن دارد در فاصلهی قطزدن قلم زبانش را به حرکت درآورد تا وقتی که قلم را ق ط میزند زبانش را به یاد خدا مشغول دارد برای این که هیچ لحظه نمیخواست بیهوده از دست بدهد آفرین بر او چه خوب میدانست چگونه از وقنت اسنتفاده نماید! خطیب بغدادی حتی موقعی که در کوچه راه میرفت کتاب به دستش بود و مطالعه میکرد: حافظ شمس الدین ذهبی در کتاب»تذکرة الحاف اظ«در شرح حال خطی بغدادی مورخ بغداد و محد بغداد که به سنال 210 به دنیا آمد و به سال 122 جهان را به درود گفت نوشته است: خطی بغدادی راه میرفت و در دستش کتابی بود که از روی آن مطالعه مینمود. این طریق و روش برای این است که محافظت بر وقنت نمایند و لحظنهای از عمنرش بیفاینده از دستش نرود. این است که موقع راهرفتن هم وقت را غویمت میشمرد. 1- جدهی فاسده: مادر پدر است که میراث نمیبرد و از ذوی االرحام است. 2- ن. ک به کتاب»تراث العرب العلمي في الفلک والریاضیات«.
34 32 امام الحرمین خوراک و خوابش اضطراری بود نه عادی: حافظ ابن عساکر در کتاب»تبیین کذب المفتری«در شرح حال امام الحرمین ابوالمعالی عبدالملک بن عبداهلل الجاو یوی الویشابوری شافعی فقیه اصولی متکلم ن ظ ار متبحر در انواع علوم شیخ امام غزالی که به سال 141 هجری به دنیا آمد و به سال 121 درگذشت چوین نوشت: عبدالغافر فارسی در کتابش»سیاق نیسابور«راجع به امام الحرمین فرمود:»إمام الحرمین فخر اإلسالم إمام األئمة على االلالق حبر الشريعة المجمع على إمامته شرقا وغربا من لم تر العیون مثله وال ترى بعده...«از او شویدم که در اثوای سخوش میگفت: خواب و خوراک من نه به حس عادت است نمیخوابم مگر وقتی که خواب بر من غال شود در آن موقع میخوابم روز باشد یا ش. و خوراک وقتی میخورم که اشتهای آن داشته باشم هر وقت باشد. یعوی با غال شدن خواب میخوابم و آن هم کمتر از یک ساعت در روز و ش و خوراک وقتی میخورم که گرسوگی بر من غال شود و آن هم اندک و روز و شبی یک بار. و لذت او و خوشی او همه در مذاکرهی علم و به دستآوردن فواید علم از هر نوع بود. امام الحرمین در سن پنجاه سالگی شاگرد يک عالم نحوی میشود: و شویدم از شیخ ابوالحسن علی بن ف ال بن علی مجاشعی قیروانی نحوی که در سنال 121 ننزد منا آمنده بنود و امنام الحرمین او را نزد خود پذیرفته بود و از او پذیرایی و بزرگداشت فرموده بود. آنگاه در نزد او شروع بنه خوانندن درس نحنو کرد و دانشآموز او شد بعد از این که خود در آن زمان امام االئمه بود و عمرش به پوجاه سالگی رسیده بود. با این حال هنر روز ابوالحسن را به خانهی خود میبرد و کتاب»اکسیر الذه فی صنواعۀۀ االدب«تنألیف ابوالحسنن را ننزد او میخوانند. ابوالحسن مجاشعی میگفت: من ندیدهام کسی را که مانود امام الحرمین عاشق علم باشد و علم را فقط به خاطر علم بخواهد. خودتان فکر کوید که این شخصیت بزرگ علمی چگونه عمر خود را وقف علم نموده اسنت و از خنوراک و خنواب دسنت برداشته تا بتواند در علم پیش برود و شاگردان و آثاری گرانبها را از خود به یادگار بگذارد. يعقوب نجیرمی در حال راه رفتن کتابش را مطالعه میکرد: در کتاب» نباه الرواة علی أنباه النحاة«در شرح حال محمد سعیدی بن برکات نحوی بصری م صری که به سال 102 به دنیا آمد و به سال 102 درگذشت آمده است که گفت: در وقتی که کودک بودم دیدم ابویوسف یعقوب بن خار زاد نجیرمنی را که در راه قرافه- در قاهرهی مصر- راه میرفت در حالی که پیرمرد گودمگون ریش بلود بود ود ستار گردی به سر داشت و در دستش کتابی بود و او در حال راهرفتن آن کتاب را مطالعه میکرد. بوابراین میتوان دانسنت کنه تنا چنه انندازه در فکنر قدرشواسی عامر خود بودند و عامر را همین وقت میدانستهاند که در حفظ آن موتهای کوشش را داشتهاند. ابن عقیل و ابن الجوزی در حفظ وقت در غايت و منتهای کوشا بودهاند که لحظهای بیهوده نگذرانند:
35 33 این دو امام جلیل القدر حوبلیمذه در محافظت و نگهداری وقت و در شواخت ارزش زمان و گرانبهنایی آن و حنرص بر پارکردن اوقات خود به کارهای شایسته و استفاده از لحظههای زندگی در اوج مقام علمی بودند و بنه طنوری قندر وقنت میدانستود که آنچه در ذهنشان خطور میکرد فورا مینوشتود تا خاطرات خود را از دست ندهود در این جا از سیرت اینن دو امام و وقتشواسی ایشان چود سطری مینویسیم. ابن عقیل يکی از تیزهوشان بنی آدم: امام ابوالوفا ابن عقیل حوبلی یا علی بن عقیل بغدادی. حافظ ابن رج حوبلی در ذیل کتاب»طبقات الحنابلة«در شرح حال ابن عقیل عباراتی مبسون و ترغی آن چوین است: کووده در علم و دانش از صفحهی 410 جلد 4 تا صفحهی 420 آورده که مالاخ نص عالمه ابن عقیل / به سال 124 به دنیا آمد و به سال 142 هن وفات یافت او رحمه اهلل از افاضل جهنان و از تیزهوشنان بوی آدم بود بسیار تیزهوش و دریایی خروشان در علوم بود. ابن عقیل هیچ ساعتی از عمر خود را ضايع نمیکرد: او خودش میگفت: برای من روا نیست که ساعتی از عمرم را ضایع بسازم حتی وقتی که زبانم از منذاکره و موناظره بناز ماند فکر خودم را در حالی که دراز کشیدهام و آسوده هستم به کار میگیرم و از جای خود بر نمیخیزم مگر در حالی کنه خاطرهای در ذهوم خطور کرده و بخواهم آن را به رشتهی تحریر درآورم و من در سن هشتاد سالگی میبیوم که حرصنم بنر علم از ایامی که جوان و بیست ساله بودم بیشتر است. اختیار ابن عقیل و ترجیحدادن کاک آب گرفته بر نان برای استفاده از وقت: ابن عقیل میفرمود: موتهای کوششم را به کار میبرم تا وقت خوراک را اندک نمایم تا جایی که کاکتر شده و آن را با آب فرو بردن بر نان ترجیح میدهم به خاطر تفاوتی که میان خوردن نان و دندان زدن به آن است و فروبنردن کناک بنه آب کنه حاجت به دندانزدن ندارد این کار را برای به دستآوردن وقتی که در مطالعهی کتاب و یا نوشتن خاطرهای به کار برم انجام میدادم و گرامیترین تحصیل نزد عاقالن به اتفاق علماء همان وقت است و همین وقت است که غویمتنی اسنت بنرای بنه دستآوردن فرصت. برای این که تکالیف زندگی بسیار است و زمان خیلی زودگذر. شیخ ابن الجوزی فرمود: امام ابن عقیل همیشه مشغول تحصیل علم بود و خاطرههنای خنوب و ارزنندهی آن دانشنمود و بحث و جستجوی او در بارهی مسایل پیچیده و دقیق است. او کتابش را که به نام»الفونون«موسنوم سناخت محلنی بنرای خاطرات و پیشامدهایش قرار داد. تنوع علوم ابن عقیل و تنوع تصنیفات او: او دارای تألیفات بسیار در انواع علوم است و تألیفات او به بیست عووان میرسد بزرگتنرین تألیفنات او کتناب»الفونون«است که کتاب بسیار بزرگی است و در آن فایدههای بسیار است.»الفوون«در موضوعات وعظ تفسیر قرآن فقه اصول فقنه اصول دین نحو دستور زبان شعر تاریخ و حکایات است. و در همین کتاب بحث و مواظره و مجالس و هموشیویهایی کنه برایش پیش آمده و خاطرهها و نتیجههای فکر و تجارب خود را آورده است.
36 مذه 31 گفتهاند: کتاب»الفنون«او هشتصد جلد بوده و آن يکی از کتابهايش بوده است: حافظ ذهبی فرموده است که در دنیا بزرگتر از این کتاب نبوده است او میگوید: کسی که بعد از جلند چهارصندم دینده است به من خبر داد که ابن رج حوبلی گفته است: بع ی گفتهاند:»الفوون«هشتصد مجلد بوده است. انتهی: سخن ذهبی به پایان رسید. بودهی داعی فکر میکوم- واهلل اعلم- هشتصد جلد مانود هزار جزء ابن شاهین باشد که هر جلندی سنی صنفحه بوده است و یک جلد به نام الفوون که به چاپ رسیده آن همه موضوع و معلومات ندارد و تاج الندین سنبکی کنه در علنم حدیث از شاگردان حافظ ذهبی است. میگوید: شمس الدین ذهبی با آن که استاد ماست اما عادت دارد هرکسی که حوبلنی است او را بزرگ جلوه میدهد و با آب و تاب از او تعریف میکود هرچود فردی کوچک باشند و در شنرح علمناء بنزرگ شافعی سهلانگاری میکود. این بود کالم عالمه تاج الدین سبکی / در کتاب»طبقات الشافعیة الكبرى«. بهترين چیزی که صرف وقت و نزديکشدن به خدا در آن حاصل میشود للب علم است: ابن عقیل / در مقدمهی کتاب الفوون که به چاپ رسیده گفته است:»بعد از حمد خدا و درود بنر رسنول اهلل ص بهتنرین چیزی که وقت صرد آن میشود و انسان به آن مشغول میگردد و به وسیلهی آن خود را به خدای عزوجل نزدیک میسازد طل علم است که انسان را از تاریکی جهل و نادانی بیرون میآورد و به نور شریعت اسالم میرساند و من همیشه خنود را به همین مشغول ساختم و وقت خود را صرد آن نمودم من همیشه آنچه را که از گفتار علمناء اسنتفاده منیکوم و آنچنه از درون کتابها بیرون میآورم و آنچه به ذهوم میسپارم مینویسم و آنها را از بحث و مواظره با علماء و از اقتباس از تألیفات دانشمودان و از هموشیوی با بزرگان به دست میآورم به طمع این که قسمتی از ف ل و بزرگیشان در دلم جای بگیرد و منرا از جهل دور سازد و تا شاید به مقامی برسم که بزرگان پیش از من به آن مقام رسیدهاند. و اگر آن نوشتنها و به خاطر سپردنها فایدهای نداشته باشد مگر پاککردن دل از حماقتهای نفسانی که بیشنتر اوقنات عوام با آنها میگذرد باز هنم کفاینت اسنت. و خندا راهومنای راه راسنت اسنت و او منرا کفاینت میکوند و چنه خنوب کفایتکوودهای است خدای تبارک و تعالی. انتهی: سخن ابن عقیل به پایان رسید. ابن عقیل موقع وفاتش میگويد: مرا به حال خود بگذاريد تا خوش باشم ب ل قاء هللا: ابن الجوزی فرمود: موقعی که هوگام وفات ابوالوفاء ابن عقیل رسید و حالت جاندادن به او دست داد زنان گریان شدند اما او گفت: بگذارید خوشوقت باشم به مالقات خدایی که پوجاه سال از طرد او توقیع و ام اء مینمودم یعوی پوجاه سالی که فتاوی را ام اء مینمود او فکر میکرد که ام اء کردنش زیر فتوی و بیان احکام شریعت به نمایودگی از طرد خداست. ابن القیم / کتابی دارد به نام»إعالم الموقعین عن رب العالمین/ با خبر ساختن ام اءکوودگان از طنرد پروردگنار جهانینان«یعوی باید کمال احتیان را به کار ببرند. ابن الجوزی در ایوجا چوانکه ذکر شد چقدر تعریف و تمجید از ابوالوفنا ابنن عقینل نموده است و خیلی هم کار به جایی کرده است. امام ابوالوفاء ابن عقیل بعد از خنودش چینزی بنه مینرا کتابهایش و لباس بدنش که کفایت تجهیز او از غسل و کفن و دفن و پرداخت بدهی او نمود. نگذاشنت مگنر بوابراین خوانودهی گرامی ببین حفظ خاطر و نگهداری وقت و غویمتشمردن آن چگونه ا ث ر نمنود و چگوننه ثمنربخش
37 31 شد که کتابی مثل الفوون هشت صد مجلد و کتابهای دیگری که بع ی از آنها ده مجلد است بعد از او به یادگار بمانند و همه دست خط یک نفر باشد خدایش بیامرزد که در حفظ وقت و غویمتشمردن عامر در راه علم و خینر و شایسنته کناری سرمشقی برای دیگران بود. اندک اندک بسیار شود و دريا از قطرههای جمعشده پديد آمده است: قطره قطره جمع گردد وانگهی دريا شود: چه راست و زیباست گفتهی بهاء الدین ابن الو حاس حلبی نحوی که ننام او محمند بنن ابنراهیم اسنت و بنه سنال 211 درگذشت و گفتار او این معوی را میرساند که از جمع اندک با اندک و مداومت بر آن است که بسیار به دسنت میآیند و از جمعشدن قطرههای باران است که سیل و دریاهای عظیم پیدا میشود امام جالل الدین سیوطی/ در کتاب»بغیة الوعزاة«کنه در بارهی شرح حال ناحاة یعوی علمای نحو تألیف نموده آورده است که بهاء الدین ابن الوحاس فرمود: الیزززززززززززوم شزززززززززززيء وغزززززززززززدا مثل زززززززززززه مزززززززن ن خ زززززززب العلزززززززم التزززززززي ت لزززززززت ق یحصززززززززززل المززززززززززرء بهززززززززززا حكمززززززززززة و نمززززززززا السززززززززیل اجتمززززززززاع الززززززززنق امروز چیزی و فردا نیز همانود آن چیز از برگزیدههای علمی که بر گرفته میشود شخص از جمع آنها حکمتی به دست میآورد و در حقیقت سیل از اجتماع قطرههای باران جاری شده است. میافتد. یعوی با حفظ وقت و جمع انواع علم و حکمت معلومات بسیار حاصل میشود چوانکه از قطرههای بناران سنیل بنه راه تألیفات ابن جوزی به سبب نگهداری وقت از پانصد تألیف گذشت: امام ابوالف ر ج بن جوزی عبدالرحمن بن علی حوبلی بغدادی به سال 121 به دنیا آمد و به سال 112 درگذشت و تألیفات او از پانصد کتاب بیشتر بود. لزومدانستن ارزش وقت و پ رکردن آن به بهتر و بهتر: قسمتی از وقت او را به شما نشان میدهیم تا بدانید چگونه قدر وقت را میدانست اگر وقتی مهمانانی ننزد او بودنند ینا اشخاصی بیکار به ح ورش میآمدند میدانست چه کاری کود که هم آنان را راضی نگه دارد و هنم وقنت خنود را ضنایع نکود ببیوید خودش در این باره در کتابش»صید الخاطر«چه میگوید: و شایسته است که انسان ارزش زمانش و قدر وقتش را بداند و هیچ لحظهای از وقتش در غیر طاعت خدای متعال به کار نبرد و همیشه هر کاری که بهتر و شایستهتر است مقدم بدارد و هر گفتاری کنه مفیندتر اسنت بنه جلنو بیوندازد و نینت و قصدش در خیر باشد بدون سستی و به طوری که بدن از آن عاجز نماند چوانکه در حدیث شریف است:»نیة الماممن خیار من عمله وعمل المنافق خیر من نیته«. ]رواه الحفاظ ابن حجر الهیثمی و نسبه الی الترمذی فی کتابه»الفتزاوی الحدیثیزة«[. بسیاری از پیشیویان میکوشود تا هیچ لحظهی ضایع نسازند چوانکه از عامر بن عبد قیس نقل کردهاند: - عامر بن عبد قنیس یکی از تابعین زاهد و عبادتکار بود- وقتی کسی به او گفت: با من سخن بگوی. عامر گفت: آفتاب را از حرکت باز دار یعوی همانگونه که آفتاب از حرکت نمیایستد من هم به وظیفهی خود مشغولم و وقت صحبت بیفایدهکردن را ندارم.
38 36 بیشتر مردم اوقات خود را بیهوده تلف میکنند: ابن الجوزی فرمود: عموم خالیق را دیدم که دفع الوقت عجیبی دارند اگر ش دراز بود صرد در گفت و گویی میکوود که بیفایده است یا خود را مشغول کتابی میکوود که در بارهی غزل است و ش گفت و گویی نمود. و فالن ثروتمود چه نوع ش نشیوی: فالن دختر زیباروی با عاشنقش چنه نشیوی دارد و بدین صورت وقت را تلف میکوود و عمر را به هیچ بنه بناد میدهود و اگر روز دراز بود آن را به خوابیدن به سر میبرند یا در کوار دجله یا در بنازار.- ابنن الجنوزی در بغنداد زنندگی میکرد او مردم را شباهت میداد به کسانی که در کشتی نشسته و باهم صحبت میکوود و خبری از حرکت کشتی و نزدیکی مقصد ندارند. و گفته است: افرادی نادر را دیدم که فهم زندگی کردهاند و در صدد تهیهی توشهی سفر و آمادگی برای انتقال از دنیا و روانهشدن به سوی آخرت دارند. بوابراین اهلل اهلل: از خدا بترسید در حفظ عمر و البدار البدار : بشتابید بشتابید بنرای رسیدن به مقصود پیش از فوت وقت و از دسترفتن مقصود. و با زمان همچشمی کوید یعوی همان گونه که زمان بیرحمانه به سرعت میگذرد به سرعت در به دستآوردن رضای خدای تعالی بکوشید. ابن الجوزی از صبحت افراد بیکار پناه به خدا میبرد: و پواه میبرم به خدا از صحبت مردم بیکار. بسیاری از مردم را دیدم که از روی عادت کارهنایی میکووند از قبینل دیند و بازدید زیاد و آن را خدمت میدانود و وقتی که جایی رفتود طول میدهود به نشسنتن و بنازگو کنردن صنحبتهای منردم و گفت و گوهای بیمعوا و بیهوده و در اثوای سخن به غیبت مردم پنرداختن. و امنروزه بسنیاری از منردم اینن روش را دنبنال میکوود و شاید هم کسی که نزد او میروند این روش را دوست دارد و شوق داشته باشد که مردم نزد او بروند و پشت سنر این و آن حرد بزنود و از توهایی ناراضی باشد. و مخصوصا روزهای که در آنها به یکدیگر تبریک میگویود مانود ایام عید و عروسی میبیوید که آن مردم نزد همدیگر میروند و اکتفا نمیکوود به سالم و تبرینک گفنتن بلکنه از هنر دری صنحبتی بیهوده به میان میآورند و وقت و عمر خود را تباه میسازند. ابن الجوزی در چنان اوقاتی کارهايی میکرد که هم زايران را راضی نگه دارد و هم وقت خود را حفظ کند: موقعی که دیدم زمان و وقت گرانبهاترین چیزی است که انسان باید آن را به کارهای خیر اختصاص دهد صحبت با آنان برایم خوشایود نبود و میان دو کار قرار گرفته بودم: اگر رفتارشان را انکار نمایم نگرانی و دشنموی پنیش میآمند بنه سنب بریدن مألود و عادتشان. و اگر با آنان بسازم وقتم ضایع خواهد شد روی این اصل تا آن جا که میتوانستم از مالقاتشان عذرخواهی مینمودم تا مرا معذور دارند و نیایود و وقتم را ضایع نکوود و موقعی که میدانسنتم نمیتنوانم آننان را نپنذیرم سخن را کوتاه میکردم تا هرچه زودتر از آنان جدا شوم و به کار خود بپردازم پس از آن کارهایی را آماده ساختم کنه منانع گفت و گو نمیشود تا آن کارها را در وقت مالقاتشان انجام بدهم و وقتم بیهوده نگنذرد. بونابراین کارهنایی مثنل چیندن کاغذ قطزدن قلم و بستهبودی دفترها را میگذاشتم برای اوقات مالقاتشان برای این که این کارها نیازی به فکر و ح نور قل ندارد و همین کارها را در وقت آمدنشان انجام میدادم تا چیزی از وقتم ضایع نشود. ارزش و گرانبهايی وقت را افراد موفق میدانند:
39 37 و به چشم خود میدیدم مردمی را که معوی زندگی نمیدانود از آن جمله هستود کسانی که خدا آنان را ثروتمود ساخته و حاجتی به کس و کار ندارند ایوان بیشتر اوقات روز در بازار مینشیوود برای نظرکردن به مردم و چنه بسنیار بنود آفنت و موکری که از نظرشان میگذشت و از آن جمله مردمی که خلوت داشتود تا با دوستانشان بازی بیهوده کووند و از آن جملنه مردمی هستود که زمان را به حکایات پیشامدهای سالطین و صحبتگرانی و ارزانی میگذرانود. از این رو دانستم که خندای عزوجل بر ارزش وقت و گرانبهایی عمر آگاه نمیسازد مگر بودگانی را که توفیق قدرشواسی وقت و غویمت شمردن عمر را به ایشان عطا فرموده است چوانکه در آیهی 21 سورهی فصنلت فرمنود:»و امنا جنز کسنانی کنه شنکیبا باشنود آن را نپذیرنند«. از خندای عزوجنل خواهانیم که ارزش اوقات عمر را به ما بفهماند و ما را برای غویمت شمردن عمر و پرداختن به کارهایی که در دنیا و آخرت به رضای او باشد موفق فرماید. محافظت سلف بر وقت و خودداری از ضايعکردن آن: پیشیویان وقت را خیلی گرامی میداشتود و پرهیز میکردند از این که وقتشان ضایع شود فا یل بن عیناض فرمنود: منن میشواسم کسی را که سخن خود را از این جمعه تا جمعهی دیگر میشمرد یعوی آنان وقنت خنود را بنه تندریس علنوم و تألیف کت و قرائت قرآن و صلوات بر رسول و آل اطهار و صح اخیارش صرد میکردند و وقتی بنرای سنخن بیفاینده نداشتود و برای زیاد حرد زدن فارغ نبودند مردمی از عوام بر یکی از پیشیویان داخل شدند و گفتود: شاید ما تنو را مشنغول ساختیم و تو را از کارت باز داشتیم. گفت: راستش به شما میگویم: مشغول قرائت قرآن بنودم و بنه خناطر شنما از قرائنت دست کشیدم. و مردی عبادتکار نزد سر ی سقطی آمد و دید گروهی از مردم نزد او نشستهاند گفنت: محلنی شندهای بنرای نشستن بیکاران! این را گفت و رفت و نوشست. وقتی شخصی از آمدن دیگران به نزد خود خوشش بیابد کسانی کنه ننزد او آمدهاند به نشستن نزد او طول میدهود و در این نشستن طوالنی از غیبنت و پشنت سنرگویی منردم بنه سنالمت نمیمانند. جماعتی نزد معرود کرخی آمدند و به مدت طوالنی نشستود معرود گفت: فرشتهای که آفتاب را میراند از گرداندن آفتاب باز نمیماند چه وقت میخواهید بلود شوید و بروید یعوی وقت به سرعت درگذر است و نمیتوانم وقت خود را با شما در سخن بیفایده ضایع سازم بروید و مرا رها کوید تا به کار خود برسم. نمونههايی عالی از محافظت پیشینیان بر وقتشان: جماعتی از سلف آن قدر به وقت خود اهمیت میدادند که نمیگذاشتود لحظهای از وقتشان بیفایده بگذرد داود طایی یکی از صالحان ریزههای نان را بر زبان مینهاد و با آب آن را فرو میبرد و میگفت: مینان جویندن ننان و بنا آب خنوردن ریزهی نان قرائت پوجاه آیه از قرآن است. ایوان با حفظ وقت و انجامدادن کارهای ثمربخش هم وقت خود را حفظ میکردند و هم طاعت خود را بیشتر مینمودند و هم به کارهای خیر عمومی بهتر میرسیدند و هم تودرستی خود را حفظ مینمودنند برای این که صحت در کمخوری و همه نوع امراض در پرخوری است.
40 38 عثمان با قالوی هیچ وقت زبانش از یاد خدا نمیایستاد همیشه زبانش به یاد خدا بود و میگفت: وقت خوراک خوردن روحم میخواهد بیرون آید به سب مشغولشدن به خوراک و بازماندن از یاد خدا. و یکی از صالحان به دوستانش میگفت: وقتی که از نزد من بیرون رفتید از هم جدا شوید برای این که از هم که جدا شدید ممکن است قرآن بخوانید یا به یاد خدا مشغول شوید اما اگر باهم باشید به سخنگفتن با همدیگر مشغول میشوید. و بدانید که زمان و وقت گرامیتر از آن است که بیهوده تلف شود برای این که در جامع ترمذی: 144 1: در باب دعوات و در مستدرک حاکم 124 4: در باب دعاء از جابر بن عبداهلل از رسول اهلل ص آمده است که فرمود:»م ن ق ال س ب ح ان ا لل الع ظ یم و ب ح م د ه غ ر س ت ل ه ن خ ل ة ف ي الج ن ةکسی که گفت: سبحان اهلل العظیم و بحمده درخت خرما برای او در بهشت کاشته میشود«. یعوی با هر بار گفتن این کلمه درختی در بهشت برایش کاشته میشود. ترمذی در بارهی این حدیث فرمود:»حدیث حسن غری علی شرن مسلم و حاکم گفت:»صحیح حدیث در جامع ترمذی و مستدرک حاکم است. بوابراین گفتهی ابن الجوزی که میگوید:»فی الصحیح«درست نیست برای این که کلمهی فی الصحیح به گمان میآورد که در بخاری و یا در مسلم است و این درست نیست. ابن الجوزی کتابی در موضوعات دارد بسیاری از احادیث که در بخاری یا مسلم است میگوید که موضوع است. و این خلط و خبط او در اثر این است که هر کتابی که مینوشت مراجعه نمینمود و مشغول کتابی دیگر میشد. و در کتاب»صید الخاطر«خیلی خودستایی دارد و نسبت به ابوالوفاء ابن عقیل مطالبی مینویسد و نسبت به امام الحرمین و امام غزالی زباندرازی مینماید آن هم بوا حق و عجی این که با اعتراضش بر امام غزالی ناگزیر شده از این که کتاب عظیم»احیاء علوم الدین«امام غزالی را مختصر نماید و نامش بگذارد:»موهاج القاصدین«. و نسبت به متوبی و ابومسلم خراسانی قصدش این است که هیچ کدام مثل خودش نیستود. و این ادعا از شخصی مثل او خیلی بیجاست. الحاصل: انسان چقدر ساعتها که بیفایده از دست میدهد در حالی که میتوانست در همان ساعتها ثوابهای بسیار به دست آورد و زندگی و روزهای آن مانود کشتزار است باید در آن همه تخم نیکی بکارد. آیا با این حال درسنت اسنت کنه سستی نماید یا از ک شت دست بردارد بیان آنچه بر قدرشناسی زمان و اغتنام فرصت کمک میکند: چیزی که به غویمتشمردن فرصت و قدردانی از وقت کمک میکود توهایی و عازلت از خلق اسنت تنا آنجنا کنه ممکنن باشد و با مردم اکتفا کردن بر سالم و علیک و کار ضروری با کسانی که مالقات میشنوند و کنم خنوراکی بنرای اینن کنه پرخوری باعث خواب زیاد و ضایعکردن ش میشود. و هرکس در رفتار و سیرت صالحان نظری بیفگود و ایمان بنه جنزاء داشته باشد این مسأله را که یاد کردیم برای او روشن میشود. بلندهمتی دانشمندان پیشین و برتری تألیفاتشان: دانشمودان پیشین بسیار بلودهمت بودند و همت بلودشان از تألیفاتشان پیداست و همین تألیفاتشان خالصه و نتیجهی عمرهای ایشان است افسوس که بیشتر تصویفاتشان که بسنیار مفصنل بنود از بنین رفتنه اسنت. و علنتش اینن اسنت کنه
41 39 دانشجویان بلودهمتی را از دست دادند و در صدد کتابهای مختصر شدند و شوق فراگیری و حفنظ کتابهنای بنزرگ را نداشتود. این است که کتابهای بزرگ نوشته نشد و از بین رفت. بوابراین راه موفقیت دانشجویان طال کمال این است که بر کتابهای مفصل آن دانشمودان آگناهی بیابوند و بسنیاری از آنها را مطالعه نمایود برای این که مطالعهی کتابهایشان روح بلوندپروازی را در او میدمند و تصنمیم او را بنر جندیت تقویت مینماید و هیچ کتابی خالی از فایده نیست. و پواه میبریم به خدا از رفتار طالب علم در زمان ما برای این که در میان آنان نه بلودهمتی است که مبتدیان به او اقتنداء کوود و نه پرهیزگاری است که طالب به او نظر کوود و راه تقوی و صالح را در پیش بگیرند. بوابراین ای دانشنجویان طالن اطالع واسع و تحقیق علم بر شما الزم است مطالعهی بسیار کتابهای دانشمودان پیشنین و دیندن تصویفاتشنان و بررسنی سیرت و رفتارشان و این که چگونه خود را وقف علم نمودند و چگونه سرآمد علمای جهان شدند و چگونه آثاری از خنود به یادگار گذاشتود که هزار سال از آن گذشته و هووز در آسمان علم میدرخشد! است. حرص ابن الجوزی بر علم و شدت عالقهاش به کتاب: من خبر میدهم از حال خودم. از مطالعهی کتاب سیر نمیشوم و هرگاه کتابی دیدم که پیشتر از آن ندیده بودم مثل اینن است که گوجی یافتهام. در فهرست کتابهای وقفشده در مدرسهی نظامیه نام دانشگاههایی است که خواجه نظام الملک در بغداد و نیشابور و جاهای دیگر ساخته است- و نظر کردم در فهرست کتابهای ابوحویفه و کتابهای حام یدی و کتابهنای محمد بن فت وح اندلسی بغدادی رفیق ابن حزم و کتابهای شیخ ما عبدالوهاب انماطی و کتابهای ابن ناصنر و کتابهنای ابی محمد خ ش اب که حمل چود شتر بود و غیر آنها از هر کتابی که به دست میآوردم مقصودش این است که فهرسنت آن کتابخانهها را دیدم و کتابهای آنها را مطالعه نمودم و خواندم در حقیقت شش صد هزار جلد کتاب خواندن خود کرامات است اگر مقصود دیدن مطال آنها باشد صعوبتی ندارد اما خواندن آن کتابها از اول تا بنه آخنر خیلنی دشنوار اسنت و خودش هم میفرماید: اگر بگویم بیست هزار جلد را مطالعه کردهام باز هم مطالعهام بیشتر از آن است و هووز هم در جسنت و جوی کتابی هستم که بخوانم پس معلوم شد که شش صد هزار نبوده و فقط فهرست و مطال آنهنا را مالحظنه فرمنوده و با نظرکردن در آن کتابها این استفاده را نمودم که بر سیرت مؤلفین آن کتابهنا و انندازهی همتشنان و حفظشنان و عبادات و علوم غرای آنان و غرای علومشان وقود یافتم به طوری که اگر آن کتابها را مطالعه نمینمودم آن اسنتفادهها را نمیبردم. و از این رو بود که مردم را در بیسوادی خوار میدیدم و همت طالب را حقیر میشمردم و همنهی سنتایشها برای خداست. هر نفسی يک کتابخانه است بپرهیز از اين که کتابخانهات خالی از کتاب باشد: ابن جوزی / در کتابی که برای نصیحت فرزندش نوشته و نام آن را»لفتزة الکبد فی نصیحة الولند«گذاشنته اسنت فرزنند خود را نصیحت فرموده که وقت خود را حفظ کود. عبارت کتابش به این معوی است:
42 11»و بدان ای پسر عزیزم که روزها قسمت میشوند به ساعتها و ساعتها قسمت میشوند به ن ف سها و هر نفسنی حکنم کتابخانهای دارد. بوابراین بپرهیز از این که ن فسی به هیچ بگذرد و روز قیامت کتابخانهات را خنالی از کتناب بینابی و باعنث ندامت و پشیمانیات شود. و بوگر به هر ساعتی از ساعتهای عمرت که بر چه چیزی مصرد میشود. بوابراین در هر ساعتی گرامیتنرین چینز را در آن به ودیعت بسپار. و اهمال نکن که در فکر آن نباشی و انجامدادن بهترین و زیباترین و خوبترین کار را عادت خنودت قرار بده. و به سوی صودوق قبرت چیزی را بفرست که روز رسیدن به آن تو را شادمان گرداند«. ابن الجوزی در هر روز و شبی 4 کراس يعنی 61 برگ يعنی 33 صفحه مینوشت: حافظ ابن رج حوبلی در کتاب»الصلة«که دنبالهی کتاب»طبقات الحوابله«است در شنرح حنال ابنن الجنوزی چونین نوشت: ابن الجوزی در هر فوی از فوون علم تألیفی دارد و موقعی که از ابن الجوزی راجع به عندد تألیفناتش پرسنیده شند فرمود: سیصد و چهل تألیف. از آن جمله تألیفی است که بیست مجلد است. و تألیفی است که چهار کراس یعوی 20 صفحه است و موفق عبداللطیف فرمود: ابن الجوزی از زمان و وقتش هیچ لحظهای را ضایع نمیکرد هر روزی چهار کراس یعونی 20 صفحه مینوشت: و هر سالی از این نوشتن چهار کراس مداوم پوجاه مجلد یا شصت مجلد به دست میآورد. ابن الجوزی به سبب حفظ وقت به دست خود دو هزار جلد نوشت: ذهبی در کتاب»تذکرة الحفاظ«و ابن رج در کتاب»ذیل طبقات الحوابله«نوشتود که ابوالمظفر پسر دختر ابن جوزی گفت: که از پدر مادرم شویدم که روی موبر مسجد میفرمود و آن هم در اواخر عمرش که: من به همین دو انگشتم دو هزار جلد نوشتهام. ابن الوردی در کتاب»تمة المختصر فی أخبار البشر«نوشته است: گفته شده که کراسهایی را که ابوالفرج ابن جوزی نوشته بود جمع کردند و مدت عمرش را هم حساب کردند. آن وقت نوشتهها را بر مدت عمرش تقسیم کردند دیدند هر روزی 1 کراس یعوی هر روزی 22 ورق برابر با 20 صفحه نوشته است. ابن جوزی وصیت کرد که با آنچه از قطزدن قلمها جمع کرده است آب غسل او را گرم کنند: قامی در کتاب»الکاوی واأللقاب«نقل نموده است کنه تراشنیدههای قنطزدن قلمهنایی کنه ابنن جنوزی بنا آنهنا حندیث مینوشت جمعآوری شد و بوا به وصیت ابن الجوزی آب غسل او را بعد از وفاتش با آنها گرم کردند کفایت کنرد و زیناد هم شد. استاد عبدالحمید ع لو ج ی کتابی به نام»مؤلفات ابن الجوزی«تألیف نموده و وزارت فرهوگ و ارشاد عنراق آن را در سنال 4211 هجری قمری در بغداد به چاپ رسانید. او نام مؤلفات ابن جوزی را شمرد و به 141 کتاب رسنید از کتابهنای ده جلدی تا کتاب چود صفحهای و باز هم نام کتابهایی از او فوت شد. ابن تیمیه گفت: تألیفات ابن الجوزی بیش از هزار تألیف است: ابن تیمیه در صفحهی 1 از مقدمهاش نقل نمود که حافظ ابن رج حوبلی در کتاب»ذیل طبقات الحوابله«نقل نمنود کنه امام ابن تیمیه در کتاب»األجوبة المصریة«فرمود که: شیخ ابوالفرج ابن جوزی کتابهای بسیاری را تصویف نمنود و منن آنها را شمردم و دیدم بیش از هزار تصویف است. این عبارت که ابن تیمیه در مقدمه از ابن رج حوبلی نقل نمود عبنارت
43 10 درستی نیست برای این که ابن تیمیه قبل از ابن رج بوده و این عبارت تصحیح میخواهد. نشناختهام کسی را که به قدر ابن الجوزی تألیف داشته باشد: حافظ ذهبی در کتابش»تذکرة الحفاظ«بعد از این که قسمتی از تألیفات ابن الجنوزی را ننام بنرده اسنت فرمنوده اسنت: ندانستهام که هیچ یک از علماء به قدر ابن الجوزی کتاب را تألیف کرده باشد آنگاه از موفق عبداللطیف نقل نمنود کنه ابنن الجوزی چیزی از وقتش را ضایع نمیکرد و هر روزی چهار کراس یعوی 20 صفحه مینوشت. با وجود مشغولیت تدریس و فتوا برای پرسودگان و مشارکت در هر علم. به نظر این داعی امام حافظ جالل الدین سیوطی بیش از امام ابن الجوزی کتاب نوشته است برای این که بیش از هنزار و صد تألیف دارد و همه مقبول اهل علم و مفید است خدای متعال همگی آن علمای کرام را به رحمتش شاد فرماید. عبدالغنی مقدسی و محافظت بر اوقاتش و تنظیم آنها در کتاب تذکرة الحفاظ ذهبی در شرح حال حافظ عبدالغوی مقدسی متولد سال 114 و متوفی سال 222 هجری قمنری / چوین آمده است: امام محد اسالم تقی الدین ابومحمد عبدالغوی بن عبدالواحد مقدسی جاماعیلی دمشقی صالحی حوبلی که دارای تألیفات است به روایت از ابی طاهر س ل فی شافعی هزار جزء نوشت. و نوشتههایش از بسیاری به وصف نمیآیند و تنا روزی که از جهان رفت مشغول نسخهبرداری از کت و مشغول تألیف و تدریس حدیث و عبادت خدای متعال بود. دانشآموز او ضیاء مقدسی گفت: هیچ قسمت از وقت خود را ضایع نمیکرد نماز صبح میخواند و پنس از آن قنرآن را تعلیم میداد و بع ی اوقات به تعلیم حدیث میپرداخت پس از آن برمیخواست و سیصد رکعت نماز میخواند و در هردو رکعت فاتحه و قل أعوذ برب الفلق و فاتحه و قل أعوذ برب الواس میخواند تا قبل از اذان ظهر. اندکی میخوابیند و دوبناره مشغول به درس حدیث و یا نسخهبرداری میشد تا مغرب- که نماز عصر میان درس حدیث و نسخهبرداری میخواند- اگر روزه بود افطار مینمود و نماز مغرب میخواند و میان دو نماز مغرب و عشاء مشغول بود. نماز عشاء میخواند و میخوابید تا نصف ش یا بعد از آن. دوباره وضو میگرفت و نماز میخواند بار دیگر وضو میگرفت و نماز میخواند تا نزدیک فجر. و بع ی اوقات میان نصف ش تا فجر هفت بار وضو میگرفت و میگفت: نماز به دلم خوش است مادامی که اع نای وضویم تر است. آن وقت اندکی میخوابید تا اذان فجر. و همیشه این عادتش بود او بعند از خنود بنیش از چهنل کتناب از تصویف خود به یادگار گذارد. کتابهایی گرانبها و پر از مطال سودمود کسی که بخواهد شرح حال مفصل او را بخواند به کتاب»ذیل طبقات الحوابله«تألیف ابن رج صفحه و جزء- 1-0/ تا 21 مراجعه کود. کسی که در علوم متعدد معروف به امام است:
44 12 محمد بن عمر فخر الدین رازی عالمهی متبحر در فوون متعدد خصوصا در اصول فقنه و تفسنیر و علنم کنالم و طن تأسف میخورد بر وقتی که صرد خوراک خوردن مینمود. الغی. او به سال 112 به دنیا آمد و به سال 222 هجری رحلت فرمود افرادی مثل عالمهی محقق سعدالدین تفتازانی هرگناه قولی را از قول این بزرگوار نقل مینماید میفرماید: قاله اإلمام قزدس هللا سزره. ایشان از جمله افنرادی هسنتود کنه در تمنام ساعات شبانه روز یک ساعت کامل نخوابیدهاند و در دل ش هر مسألهی مشکلی را که حل مینمود میفرمود: کجا هستود ابواء ملوک از این لذتی که ما داریم! یعوی شاهزادگان و ثروتمودان لذتشان لذت جسمی اسنت کنه زودگنذر است وقت را میگذراند و عمر را ضایع میسازد و هیچ دستشان نمیگیرد مگر پساخیزگواهان در حالی که لنذت منا لنذت معووی است میماند و در بطون کت جاویدان میگردد و ثواب آن نزد پروردگار جهانیان برقنرار اسنت. تفسنیر او»مفناتیح» از تفسیرهای کمنظیر است و کتابهای ایشان در اصول معرود خاص و عام است با این کنه در عمنر 22 سنالگی درگذشت بیش از دویست تألیف محققانه دارد که تدریس و مطالعهی آن همیشه متداول است در شرح زندگیشنان کتناب مخصوص تألیف شده است او میفرمود: واهلل من افسوس میخورم از وقتی که به سب خوراکخوردن از مشغولشندن بنه علم باز میمانم. او از نوشتن اقوال متعدد و بیان ضعیف و قوی آنها باز متأسف بود و میخواست شنخص عنالم چیزهنایی بوویسد که چکیدهی تحقق باشد و نیازی به نقل اقوال نداشته باشد در حالی که تحقیق مستلزم بررسی اقوال علماست. او از بیوفایی دنیا و دست به دستشدن مقام و موص ها درس عبرتی میدانست تا هر دانشمود آخرت را وجهنهی همنت خنود قرار دهد و کاری کود که نامش به نیکی جاویدان بماند و مثل افرادی نباشد که بر کوه رفتود و پایین آمدند و از بین رفتود و کوه بر جای خود پابرجا ماند. فرمود: نهایززززززززززة اقززززززززززدام العقززززززززززول عقززززززززززال ولزززم نسزززتفد مزززن بحثنزززا طزززول عمرنزززا وأرواحنزززززا فزززززي ع قل زززززه مزززززن جسزززززومنا وكززززم مززززن رجززززال قززززد رأینززززا و دولززززة وكززززم مززززن جبززززال قززززد عززززال شززززرفاتها پایان اقدام عقل پایبودی است بر پای او. و موتهای کوشش بدانود و کوشش خود را در راه رضای خدا به کار برند. وغایزززززززة سزززززززعي العزززززززالمین ضزززززززالل سززززوى أن جمعنززززا فیزززززه قیززززل وقزززززالوا وحاصززززززززززل دنیانززززززززززا أذي و ویززززززززززال فبزززززادوا جمیعزززززا مسزززززرعین وزالزززززوا رجزززززززال فزالزززززززوا والجبزززززززال جبزززززززال جهانیان سردرگمی و حیرت است زیرا نمیدانود چگونه قندر عمنر را و استفاده نکردیم از بحث و مجادلهمان در طول عمرمان زیرا عمر گرامیتر از آن است کنه در مجادلنه صنرد شنود. و حاصنل از بحث و مجادله جز جمعکردن قول ضعیف و قیل و قالوا نبود. و روجهای ما در پایبود جسمهای ما هستود. و برآوردن خواستههای جسم روح را از پرواز باز میدارد. و محصول دنیای منا آزار و محوت است. و چه بسیار مردان و دولتها را دیدیم که به سرعت از میان رفتود و موص و دولتشان را از دست دادند.
45 13 و چه بسیار کوهها که مردانی بر قلههای آنها باال آمدند و از بین رفتود در حالی که کوهها همان کوههنا هسنتود و بنر جنای خنود استوارند. این ابیات برای ما حکم درسی آموزنده دارد تا بدانیم که در دنیا هیچ چیز دوام ندارد. و به قول شاعر: ای خواجه اگر منال و اگنر فرزنند اسنت پیداست که مندت بقنایش چوند اسنت و باز هم به قول شاعر: اینننن سنننرایی اسنننت کنننه البتنننه خلنننل خواهننند یافنننت خاونننک آن قنننوم کنننه در بوننند سنننرای دیگرنننند دنیا بسیار خوب است اگر کشتزار آخرت گردانیده شود. و علم سرآمد تمام نعمتهاست بعد از ایمان صحیح اگر بنرای طاعت خدا و نفع و خیر رسانی به خلق خدا باشد مال اگر از طریق حالل باشد بهترین کمک بنرای منؤموین شایسنته کنار است. زن و فرزند زیوت دنیا و آخرتود اگر صالح و خداشواس باشود. اشخاص خواه فرمانروا خواه دانشمود خواه ثروتمود خواه مستمود باشود باید بدانود که سعادت در معوویات است نه در مادیات. ماده ماده است اعتباری ندارد و آنچه به کسنی از دنیا داده میشود به شرن فوا داده میشود و تا وقتی که فوا نیافته شرن تغیر با آن همراه است. نبیوی کنه ننه شنیرخوارگی دوام دارد نه کودکی. نه سن بلوغ دوام دارد نه زیوت جوانی. نه میانسال میماند نه بزرگسال. آغاز و پایان همه یکسان اسنت همه برهوه به دنیا میآیود و همه مثل هم برهوه از دنیا میروند وقتی که در قبر نهاده شدند چه شناه و چنه گندا چینزی بنه کارشان نمیآید مگر عمل نیکشان. به قول شاعر: ینننناد داری کننننه وقننننت زادن تننننو همننه خونندان باد ننند و تننو گریننان آن چوننان زی کننه وقننت رفننتن تننو همننه گریننان باوننند و تننو خونندان قصد امام رازی قدس اهلل سره این است که در طل علم کوشش شود و علم از هرچیز دیگری مقندم دانسنته شنود کنه لذت علم و اطالع واسع و حل مشکالت علمی با هیچ لذت جسمانی قابل مقایسه نیست. و این که انسان درس عبرت بگیرد از کسانی که آن همه مقام و موص دنیوی داشتود و هیچ کدام به کارشان نخورد و وقتی که رفتود اثر خیری از ایشان نمانند اما امام رازی/ از طریق تعلنیم و تندریس و از راه تصنویف و تنألیف و از لحناظ نفنوذ در اجتمناع و از روش اخنالص رب العالمین کاری کرد که نام نیکش جاویدان ماند و آثار خیرش برقرار ماند و تألیفات او همه مقبول و مطبنوع دانشنمودان و از کتابهای درسی در قسمتی از جهان است. امام ابن س ک ی ن ه و حفظ وقت و تنظیم و پرکردن آن به اعمال شايسته: حافظ مورخ کسی که دانشآموز امام ابن ساکیوه است در کتاب»ذیل تاریخ بغداد«کتاب»سیر اعالم الوبالء« :4-120 : هردو در شرح حال امام ابن سکیوه گفتهاند: و حافظ ذهبی در الشیخ اإلمام العالم الفقیه المحدث الثقة المعمر القدوة الكبیر شیخ اإلسالم ومفخر العراق ضیاء الدين ابواحمد عبدالوهاب بن علي بن س كینة البغدادي الصوفي الشافعي. او به سال 141 به دنیا آمد و به سال 222 چشم از جهان پوشید او در علو اسواد و در معرفت و اتقان و زاهد و
46 11 عبادت و حاسن هیئت و موافقت ساو ت و سلوک طریق سلف صالح شیخ زمان خود بود. خدای متعال در عمر او برکت قرار داد تا او توانست بارها همهی مرویات خود را برای طالب علم حدیث روایت نماید و طالب علم از همه طرد برای کس علم به خدمتش میآمدند. و اوقات او همه محفوظ بود هیچ لحظه به هدر نمیرفت و کلمات سخن او معدود بود و سخن زیاد و پرحرفی از او سر نزده بود. هیچ ساعتی از وقت او نمیگذشت مگر در قرائت قرآن یا ذکر یا تهج د یا خواندن مردم بر او. و مردم را موع میفرمود از این که در مجلس او سخن بیهوده یا غیبت کسی یا سخن بیفایده بگویود. و از خانه بیرون نمیرفت مگر برای نماز جمعه یا نماز عید یا نماز جوازه. و به خانهی اهل دنیا نمیرفت نه در عروسی و نه در عزاء. ابن الوجار دانشآموز او گفت: من به شرق و غرب سفر کردهام و ائمه و علماء و زاه اد بسیار دیدهام و با این حال ندیندم کسی که کاملتر باشد از ابن سکیوه و نه بیشتر از او در عبادت و نه بهتر از او در هیئت و متانت. من بیست سال ش و روز با او بودم و پیش او ادب آموختم و او را خدمت نمودم و قرآن را نزد او به همه مروینات و قرائنات خوانندم. و از او بیشنتر مرویاتش را در حدیث شویدم و بر او کتابهای بزرگ را خواندم و از او بسیار استفاده بردم. فرمودهی ابن سکینه به شاگردانش که وقتی میآيید بیشتر از»سالم علیکم«چیزی نگويید: یحیی بن قاسم مدرسهی نظامیهی بغداد فرمود: ابن ساکیوه عالمی عامل به علمش بود و هیچ وقت خود را ضایع نمیکرد و موقعی که بر او داخل میشدیم میفرمود: بیش از»سالم علیکم«چیزی نگویید برای این کنه حنریص بنود بنر مباحثنه و روشنکردن مسایل به همین سب به سخن بیشتر از آن راضی نمیشد. انتهی: سخن یحیی بن قاسم پایان یافت. این دستور ابن سکیوه مبوی بر این که سالم را مختصر کوود خیلی تعجن آور اسنت و میرسناند کنه اینن نابغنه چقندر میخواهد وقت را مغتوم بشمارد که به شاگردانش دستور میدهد در تعارد داخل نشوند و همین کنه آمدنند سنالم علنیکم بگویود و فورا مشغول درس و مباحثه شوند تا وقت از دست نرود. چوین افرادی بودند که علم را ترقی دادند و شناگردان را تربیت کردند. بر اکتفاء به سالم مسوون و مشغولشدن به درس تا راه تعارد و مجامله بسنته شنود و از پرحرفنی جلنوگیری گردد. مجدالدين ابوالبرکات عبدالسالم بن عبدهللا بن تیمیة الحرانی الحنبلی: و از جمله کسانی که محافظت بر وقت به شکل عجیبی مینمود ابن تیمیه الجد است که نام او یاد شد او به سال 112 به دنیا آمد و به سال 212 وفات یافت. حافظ ابن رج حوبلی در کتاب»ذیل طبقات الحنابلة«در شرح حال ابن تیمیه الجد نامبرده فرموده است: اإلمام الفقیه المقري المحدث المفسر األصولي النحوي شیخ اإلسالم وفقیه الوقت وأحد األعالم. شیخ ما ابوعبداهلل بن القیم گفت که: برادر شیخ ما عبدالرحمن بن عبدالحلیم بن تیمیه به من خبر داد که پدرش هرگاه به مستراح میرفت به من میگفت: این کتاب را بخوان و آوازت را بلود کن تا بشووم. ابن رج گفته است: این روش اشاره به حرص او بر علم و به دستآوردن و نگهداری وقت است که در آن حالت هم از شویدن و استفادهی علم محروم نشود. امام حافظ عبدالعظیم منذری به دست خود نود مجلد نوشت و هفتصد جزء از تألیف غیر خودش:
47 11 امام نووی / در آخر کتابش»باستان العارفین«راجع به ف ایل جماعتی از بزرگان علماء که افراد متفوق در علم بودند زیر عووان»باب فی حکایات مستطرفه/ بابی در حکایتهای طارف ه و شیرین«م وق بت و تمجیدی که از شیخش شویده برای شیخش امام حافظ موذری که در قاهره به سال 114 به دنیا آمد و به سال 212 وفات یافت چوین یاد فرمود: شویدم از شیخ و آقای ما امام جلیل سید نبیل حافظ محقق مقتبس مدقق ضابط ماتق ن مشفق محسن ورع زاهد مجتهد عابد بقیة الحفاظ المفتی شیخ األ مزة والمحدثین ضیاء الدین ابا اسحاق ابراهیم بن عیسنی المنرادی کنه میگفنت: در روز چهار شوبه ششم شوال سال )1( 211 در مدرسه با دارئیه دمشق- خدا آن را در پواه خود آورد و آن را نگه دارد-. شویدم از شیخ عبدالعظیم / که میفرمود: به دست خودم نود مجلد کتاب و هفتصد جزء از تألیف دیگران نوشتم. حافظ منذری در حال خوراک خوردن هم مشغول علم میشد: شیخ ما فرمود: ندیدم و نشویدم کسی را که بیشتر از حافظ موذری مشغول علم باشد او همیشه در ش و روز مشغول به علم بود. شیخ ما فرمود: همسایهی امام حافظ موذری شدم در مدرسه در قاهره در حالی کنه خاننهام بناالی خاننهی او بنود دوازده سال با او همسایه بودم. هیچگاه بیدار نشدم در شبی از ش ها و در ساعتی از ساعتهای ش مگر این که میدیندم چراغ او روشن است و او مشغول به علم است حتی در حال خوراک خوردن کتابها نزد او بود و در آنها مشغول میشد. حافظ منذری از خانه بیرون نمیرفت نه برای شادی و نه برای عزاء: و شیخ ما یاد میفرمود از تحقیق حافظ موذری و شدت بحث و کوجکاویاش و ت فو ن او در عبارتهایش تا جایی که منن از تعبیر آن عاجزم او از مدرسه بیرون نمیرفت نه برای شادی و نه برای عزاء و نه برای گردش و نه برای غیر آنهنا مگنر برای نماز جمعه که از مدرسه بیرون میرفنت و در همنه اوقنات غنرق در علنم بنود. رضزی هللا تعزالی عنزه وعزن والزدنیا والمسلمین. انتهی: سخن امام نووی پایان یافت. حافظ منذری پسرش مرد و فقط تا دروازهی مدرسه دنبال او رفت: امام تاج الدین سبکی در کتاب عظیم خود»طبقات الشافعیة الكبرى«در شرح حال حافظ موذری چونین فرمنود: در آخنر کار حافظ موذری در»دارالحدیث کاملیة«درس میداد و از آن جا بیرون نمیرفت مگر بنرای نمناز جمعنه. تنا جنایی کنه فرزندی داشت فاضل و نجی و محد و یکی از تیزهوشان و نابغههای حاف اظ به نام رشیدالدین ابنوبکر محمند. خندا او را پیش از پدرش از دنیا برد تا حسوات پدرش چودین برابر شود. حافظ موذری در مدرسنه نمناز بنر پسنرش خوانند و تشنییع جوازهی پسرش نمود تا دروازهی مدرسه در آن جا چشمانش پر از اشک شد و گفت: فرزندم! به خدا سپردمت و از او جندا شد و از مدرسه بیرون نرفت. ابن مالک يا نماز میخواند يا قرآن تالوت میکرد يا کتاب مینوشت و يا مطالعه میکرد: و از جمله بزرگان ائمه که بر ساعتها و لحظهها حتی وقتی که در حال جاندادن و ترک زندگی بودند محافظت نمودند و تا اندکی پیش از مردن عالقه به تحصیل علم نشان دادند امام ابن مالک محمد بن عبداهلل نحوی است که به سال 222 بنه 1- رحمتهای خدا بر امام نووی که برای زیادت ضب و اتقاق مسموعات خود را به سال و ماه و روز تاریخگذاری میفرمود.
48 16 دنیا آمد و به سال 220 درگذشت. او صاح»الفیه«و غیر آن از کتابهای بسیار مهم در نحو است در کتاب»نفح الطین» م ق ری 000 0: و 001 شرح حال او چوین آمده است: او بسیار مطالعه میکرد و سرعت مراجعه به کتاب داشت به طوری که هیچ چیز از حفنظ نمینوشنت تنا اول بنه کتناب مراجعه بوماید و مطلبی که میخواهد در محل آن بیابد. این عادت علمای بزرگ با اعتماد است و او دیده نمیشند مگنر در حالی که یا نماز میخواند یا قرآن میخواند یا کتاب تألیف میکرد و یا کتاب میخواند. و حکایت کردهاند که روزی او و یارانش در دمشق به گردش رفتود وقتی که به مقصدشان رسنیدند سناعتی از او غافنل شدند پس از آن به جست و جوی او برآمدند و او را نیافتود پس از مدتی دیدند که او مشغول اوراقی است کنه بنه همنراه داشته است. ابن مالک قبل از وفاتش هشت بیت که به او گفته شد از ب ر کرد: و شگفتتر از آن این که او فوق العاده عوایت به علم داشت و روز وفاتش هشت بیت که پسرش به او میگفت از حفظ نمود. بوابراین راست گفتهاند:»بقدر ما تتعني تنال ما تتمناي«یعوی به قدر کوشش و زحمت کشیدنت به دست میآوری آنچه آرزوی آن داری. خدای متعال او را جزای خیر دهد از این بلودهمتی. او در دمشق به سال 220 درگذشت و باالی کوه قاسیون به خاک سپرده شد و قبر او در آن جا معرود است. امام نووی دو سال پهلوی خود را بر زمین ننهاد: حافظ ذهبی در کتاب»تذکرة الحفاظ«در شرح حال امام نووی یحیی بن شرد ح ورانی چونین فرمنوده اسنت:»او امنام حافظ یگانه پیشوای علماء شیخ االسالم ع ل م اولیاء محیی الدین ابوزکریا یحیی بن شرد مار ی ح زامنی حنورانی شنافعی صاح کتابهای سودمود و پر فایده است. او به سال 224 در شهر ن وا از موطقهی ح وران به دنینا آمند و در سنال 211 بنه دمشق آمد و در مدرسهی رواحیه اقامت گزید و غذای مدرسه میخورد. او خودش گفت: در دو سنال از سنالهای تحصنیل علم پهلو بر زمین نوهادم. کتاب»توبیه«در چهار ماه و نیم از ب ر کرد و حفظ نمود و در هفت ماه و نیم بقیهی آن سنال ربنع کتناب»مهنذب«را بنر دست شیخش اسحق بن احمد از حفظ خواند. این شرح حال را ذهبی در»تذکرة الحفاظ«4120 1: و ابن قاضی شاهب ه در»طبقات الشافعیة«411 0: آوردهاند. امام ن و وی هر روزی دوازده درس میخواند با به خالر سپردن مطالب درس و نوشتن آن دانشآموز او شیخ ما ابوالحسن عطار در بارهی امام نووی چوین فرمود: شیخ محیی الدین بنه منن گفنت کنه هنر روزی دوازده درس با شرح و تصحیح نزد مشایخش میخواند. یک درس در کتاب»وسیط«در فقه و یک درس در»مهذب«باز در فقه و درسی در»الجمع بین الصحیحین«در علم حدیث و درسی در صحیح مسلم و درسی در کتاب»اللام ع«تألیف ابن جوی
49 17 در نحو و درسی در کتاب»اصالح الموطق«در علم لغت. و درسی در علم صرد و درسی در اصنول فقنه گناهی در کتناب»اللامع«تألیف ابواسحاق شیرازی و گاهی در کاب»الموتخ» تألیف امام رازی و درسی در اسماء رجال و درسنی در اصنول دین و درسی در نحو. امام نووی فرمود: و من آنچه مربون به آن درسها بود از قبیل شرح هنر مشنکلی و روشننکردن هنر عبارت سختی و نیز ضبط لاغت به شکل آن و بیان معوی آن یادداشت میکردم یعونی همنهی اینن دروس را از روی تحقینق میخواندم و هر مشکلی که در آنها بود شرح میدادم و هر عبارتی در صورت نیاز روشن میکنردم و کلمنات را بنه شنکل نهادن و وزن آن معین کردن روشن میساختم. و خدا برکت در وقتم قرار داده بود و به همه میرسیدم. امام نووی در هر روز و شبی فقط يک بار خوراک میخورد: ابوالحسن عطار فرمود: شیخ ما )امام نووی( به من گفت که هیچ وقتی در شبانه روز ضایع نمیکرد و همنهی وقنت را در مشغولبودن به علم میگذراند حتی در راهرفتن مشغول تکرار درس و مطالعه میشد و بر این حال شش سال گذرانند. پنس از آن شروع کرد در کتابنوشتن و فایده به طالبرسانیدن و نصیحتکردن و حرد حقگفتن. و در هر روز و شبی ینک بنار خوراک میخورد و آن هم بعد از نماز عشاء. و هر روز و شبی یک بار آب میآشامید و آن هم در وقت سنحر و خنودداری میکرد از خوردن میوه و خیار و میفرمود: میترسم اگر میوه و یا خیار بخورم رطوبت به جسمم بدهد و خنواب بیناورد. و او زن نگرفت. زهد امام نووی در تقش ف و خشکخوری و خشنپوشی و زندگی ساده و بدون تجمالت: امام نووی/ همیشه مشغول تألیف و نشر علم و عبادت و اوراد و روزهداری و ذکر بود. و بر زندگی ساده و خشکخوری و خشنپوشی و زهد و قواعت به حدی صابر بود که بیش از آن ممکن نبود لباسنش از خنام و دسنتارش یعونی عمامنهاش کوچک بود. و در سن 11 سالگی به سال 222 به رحمت حق پیوست بعد از این که آن همه کتابهنای بنزرگ و بسنیار و محققانه و پار نفع از خود به یادگار گذاشت. و وقتی ورقهای کتابهایش را تقسیم بر مدت عمرش نمودند نتیجه اینن بنود که هر روزی چهار کراس یعوی 20 صفحه نوشته است. امام نووی در مذه شافعی جزو سه نفری است که همهی تألیفات علمای شافعیمذه را که تعداد آنان و تألیفاتشنان زیاد بود از نظر گذراندند و خالصهی آن همه کتاب را با تحقیق و بیان معتمد در اختیار شافعیمذهبان گذاشتود. این سه نفنر یکی امام محمد غزالی است که تمام کتابهای فقهی علماء را در چهار کتاب»بسیطوسیطوجیز«و»خالصه«تلخیص نمود و»خالصهی«محققانه را در اختیار شافعیمذهبان گذارد.»بسیط«هووز به دست نیامده و اگر هست چاپ نشنده اسنت.»وسیط«در ده جلد چاپ شده است. وجیز در یک جلد است اما همین یک جلد حاوی هر چهار مذه اهل سنوت اسنت زیرا در مسألهای که یاد میکود اگر امام ابوحویفه در آن مخالف است»ح«را در وسط عبارت میآورد تا دانسته شود که امنام ابوحویفه / در این مسأله خالد مذه شافعی فرموده است. و اگر در مسألهای امنام مالنک / بنرخالد اسنت»م«در وسنط
50 ط 18 عبارت میآورد تا دانسته شود امام مالک / در این مسأله برخالد مذه شافعی فرموده است. و اگر در اقوال علمای مذه وجهی باشد واهی و ضعیف»و«را در پرانتز مینویسد. و بعد از امام غزالی امام ابوالقاسم رافعی و امام نووی هستود که مدار معتمد در مذه امام شافعی به عهدهی این دو نفر میباشد. رضی اهلل عوهم و أرضاهم. لبیب ابن النفیس امامی است در لب و فقه و حفظ وقت: او از جمله دانشمودان بزرگ و طبیبان فرزانه و خیراندیش است که در حفظ وقت میکوشیدند و حتی از ضایعکردن ینک لحظه هم پرهیز مینمودند حتی در وقت و ساعتهای غیر عادی. و هرچه مفید بنود مینوشنتود حتنی آنچنه بنه فکرشنان میآمد و یا در دلشان خطور میکرد در معرفی ایشان در کتاب»قیمة الوقت عود العلماء«چوین آمده است: امام فاضل حکیم عالء الدین ابن الوفیس علی بن ابی ح زم ق رشی موسوب به ق رش که نام شهری در ماوراء الوهر است. او تقریبا به سنال 242 هجری در دمشق به دنیا آمد و به سال 212 هجری در قاهره درگذشت. رحمه اهلل تعالی رحمة واسعة. ابن الوفیس در علم ط یگانهی روزگار بود و در علم ط تألیفاتی بسیار عالی و سنودمود دارد او کتناب»الشنام ل«در نوشت و از فهرست این کتاب دانسته میشود که این کتاب سیصد جلد بوده است این را بع ی از دوستان ابن الوفنیس یاد نمودهاند که ابن الوفیس هشتاد جلد آن را پاکنویسی نمود. و کتناب»الماهنذ ب«در انس رمه و عنالج چشنم نوشنت و بنر»قانون«ابن سیوا در چودین جلد شرح نوشت. و غیر از اینها کتابهای دیگری نیز در ط دارد. برای دانستن نام کتابها و مؤلفات این دانشمود به کتاب»ابن الوفیس طلیعة العهد المعلمی فی الط غلیونجی صفحات» تنألیف دکتنر بانول 414 تا 411 مراجعه بفرمایید. این کتاب را وزارت ارشاد و انباء کویت به چاپ رسانید. و برای اینن کنه بدانید او دستگاه گردش خون را کشف نمود مراجعه کوید به کتاب»الطبی العربی ابن الوفیس«تنألیف دکتنر سنلمان ق طای نه چاپ بیروت سال 4111 در ضمن سلسلهای از مؤلفات که عووان آن:»أعالم الطن العربنی«اسنت والمنؤسۀ ة العنربۀیة للدراسات والوشر«در بیروت آن را انتشار داده است. ابن الوفیس در علم موطق نیز اطالع دارد و در این زمیوه کتاب مختصری نوشت و بر کتاب»الهدایة«تألیف ابن سیوا در موطق شرح نوشت. و در اصول فقه فقه علوم عربی حدیث و غیر از اینهنا نیز تألیف دارد. و بر کتاب»التوبیه«در فقه تألیف امام ع المه ابواسحاق شیرازی از اول آن تا باب»سجود السهو«شرح نوشت. کتاب توبیه در فقه مذه شافعی است و میرساند که ابن الوفیس از علمای بزرگ مذه شافعی است او شنرح خنوبی بنر کتاب توبیه نوشت. او در مدرسهی مسروریه در قاهره مدرس بود. امام برهان الدین ابراهیم رشیدی فرمود: عادت عالء الدین ابن الوفیس این بنود کنه هنر وقنت کتنابی را تنألیف میکنرد قلمهای قطزده را برایش میگذاشتود. او قلم و کاغذ میگرفت و رو به دیوار از حفظ کتابی که میخواسنت مینوشنت. و در شتاب نوشتن مانود حرکت سیل و دریا بود. و هر وقت که قلم نیاز بنه قنطزدن داشنت آن را میاننداخت و قلمنی دیگنری میگرفت تا وقتش در قطزدن قلم نگذرد. و آنچه مینوشت از ب ر مینوشت و در حال تألیف نیاز به مراجعهی کتابی نداشت. شبنشینی ابن النفیس و بحث با قاضی ابن واصل تا اذان صبح:
51 19 در قاهره سدید دمیاطی حکیم که دانشآموز ابن الوفیس بود فرمود: شبی ابن الوفیس و قاضی جمال الدین ابن واصل باهم نشستود. و من آنجا نزدیک ایشان خوابیده بودم وقتی که از نماز عشاء فارغ شدند شنروع کردنند در بحنث علمنی و موتقنل میشدند از علمی به علم دیگر. عالء الدین ابن الوفیس بحث میکرد به آرامی بدون سر و صدا. و قاضی جمال الدین از کوره بیرون میرفت و آوازش بلود میکرد و چشمانش سرخ میشد و رگهای گردنش باد میکرد و آن دو به بحنث خنود ادامنه دادند تا این که صبح روشن شد. وقتی که از هم جدا شدند قاضی جمال الدین فرمود: ما چود مسأله و چود نکته و چود قاعده را میدانیم اما تو ای شنیخ عالء الدین گوجیوهی علما نزد توست. نمود. ابن النفیس بعضی از مسايل لبی را که در حال بدنشستن به خالرش میآمد مینوشت: دیگری گفت: که ابن الوفیس داخل به حمامی شد که در باب الزهومة است. وقتی که قسمتی از بدن خنود شسنته بنود از حمام بیرون آمد و قلم و کاغذ خواست و شروع کرد به نوشتن مقالهای در خصوص ن بض و وقتی که از آن مقاله فنارغ شند برگشت به حمام و بدنشستن خود را کامل کرد. ابن الوفیس دارای خوی جوانمردی بود هیچ وقت از فایدهرسانی خودداری نمیکرد نه به روز و نه به ش. و در خانهی او گروهی از امراء و فرمانروایان جمع میشدند. و مهذ ب الدین بن ابی حال یقنه رئیس اطباء و شرد الدین صغیر و بزرگان اطباء همه در مجلس او جمع میشدند و مردم به حس موزلتشان مینشسنتود. و طبیبان مصر و قاهره بر دست ابن الوفیس و عماد الدین نابلسی به مقام ارجمود طبابت رسیدند. ابن الوفیس خانهای سناخته بود که فرش آن از مرمر کرده بود حتی ایوان خانه. و موقعی که ابن الوفیس بیمار شد بع ی از دوستانش از اطباء نظر دادنند که ابن الوفیس خمر بخورد تا بهبود بیابد برای این که ادعاء داشتود که خمر برای بیماریاش مفید است. اما ابن الوفنیس اینن نظرشان را مردود شمرد و از نوشیدن خمر خودداری کرد و فرمود: دوست نمیدارم خدا را مالقات نمنایم در حنالی کنه در شکمم چیزی از خمر باشد او ازدواج نکرد. و همان خانهاش و همهی کتابهایش و اموالش را وقنف بیمارسنتان موصنوری عالمه عبدالفتاح ابوغده کتابی نوشته است به نام»العلماء العزاب الذین آثروا العلم علی الزواج«یعوی دانشنمودانی کنه زن نگرفتود و خدمت به علم را مقدم دانستود بر ازدواج. او فرمود: فراموش کردم که اسم ابن الوفیس را در آن کتاب بوویسنم و اسم او را در آن کتاب مینویسم. ان شاء اهلل تعالی. ابن النفیس دستگاه گردش خون را هفت ق رن پیش از اين کشف کرد: فی الجمله ابن الوفیس / امامی بزرگ بود و بسیاری از دانشمودان او را ابن سیوای دوم نامیدهاند. انتهی. و نباید فراموش کوید که ابن الوفیس کاشف دستگاه گردش خون در بدن است که آن کشف بزرگ را در هفت قرن پنیش در عالم ط به دست آورد.
52 11 عبدالفتاح ابوغده فرمود: ابن الوفیس با این ف ل عظیم و نبوغ آشکار در ط و غیر آن همیشه تواضع و فروتونی داشنت در گواهی که برای استفادهکوودگان و گواهینامه یافتگان که زیر دست او طبی میشدند مینوشت:»المتطب» یعونی کسنی که ادعای دانایی در ط دارد در حالی که او امام ط و اطباء در عصر خود بود چوانکه نمونهای از خط زیبای او در کتاب»األعالم«تألیف خیرادلوی ز ر ک لی میتوانید ببیوید. شیخ ابن تیمیه به سبب حفظ وقت بعد از خود کتابهايی به يادگار گذارد که بیشمار است: و عجی تر از آن شیخ االسالم ابن تیمیه ابی العباس احمد بن عبدالحلیم حرانی دمشقی حوبلی است کنه بنه سنال 224 هجری به دنیا آمد و به سال 201 در عمر 12 سالگی جهنان را بندرود گفنت و 122 تنألیف را بنه یادگنار گذاشنت زینرا نمیگذاشت هیچ ساعتی و لحظهای از وقت او بدون تعلیم و یا تألیف و یا عبادت بگذرد تا جایی که تألیفنات او بنه صندها رسید یا از شمار بیرون رفت که خودش شمار آنها را نمیدانست. رسید. ابن شاکر کتبی در کت»فوات الوفیات«در شرح حال ابن تیمیه / آورده است که تألیفنات ابنن تیمینه بنه سیصند مجلند میرسد و ذهبی فرمود: بعید نیست که تألیفات ابن تیمیه تا امروز به پانصد رسیده باشد. انتهی: سنخن ابنن شناکر بنه پاینان ابن القیم دانشآموز ابن تیمیه در رسالهای که در بارهی نامهای کتابهای ابن تیمیه نوشته است نوشتن تعداد کتابهنای او به 00 صفحه رسیده است و در این 00 صفحه نام 212 تألیف آورده است شامل کتاب بزرگ و رساله کوچک و قاعنده. شیخ ابن القیم در کتابش به نام»الوابل الصی من الکلم الطی» فرموده است: فایدهی شصت و یکم ذکر خدا این اسنت کنه یاد خدا قوت میدهد به کسی که خدا را یاد مینماید تا جایی که با آن ذکر و یاد خدا کارهایی میتواند کنه هیچگناه بندون ذکر قدرت آن کارها را نداشت. و من به چشم خودم از قوت شیخ االسالم ابن تیمیه در روش و سنخن و اقندام و نوشنتن چیز شفگتآوری را دیدم تا جایی که در یک روز مقداری مینوشت که نویسنوده از روی آن و نسنخهبرداری از آن در ینک هفته یا بیشتر نمیتوانست بوویسد. انتهی: به پایان رسید سخن ابن القیم دانشآموز ابن تیمیه. و گفتهاند که در شمار تألیفنات ابن تیمیه صحیح آن این است که حافظ ابن رج پر کرد و از حد بسیاری گذشت و نمیتوان آنها را به شمار آورد. انتهی: سخن ابن رج / در کتاب»ذیل طبقات الحوابله«فرمود: اما تألیفات ابن تیمینه شنهرها را به پایان رسید. خوانودهی گرامی این است حاصل کوشش یک نفر که قدر وقت را دانست یکی از دانشمودان بنا وقتشواسنی توانسنت این قدر کتاب را بوویسد که آگاهان به حال او گفتود: تألیفاتش از شمار بیرون است. بوابراین تا میتوانی قدر وقت را بدان و فرصت را غویمت بشمار که شاعر در این باره راست گفت: نگهندار فرصنت کنه عنالم دمنی اسنت سکودر به آن روز و قندرت کنه داشنت میسننننر نبننننودش کننننزو عننننالمی دمننی پننیش دانننا بننه از عننالمی اسننت در آن دم کنه میرفنت و عنالم گذاشنت سنننتانود و فرصنننت دهوننندش دمنننی ابن تیمیه در حال سفر و بیماری مطالعه مینمود وتقرير علم میکرد:
53 10»ر ضةو عبدالفتاح / گفت که: سب این زیادی تألیفات این است که شیخ ابن تیمیه هیچ گاه از مطالعه و سخووری در علم و شرح آن فارغ نمینشست چه در ح ر و چه در سفر و چه در تودرستی و چنه در بیمناری. دانشآمنوز او ابنن القنیم در کتنابش المحبین«فرمود: شیخ من ابن تیمیه به من خبر داد که بیماریام آغاز شند و طبین بنه منن گفنت: مطالعنه در علنم بیماریات را زیاد میکود به او گفتم: من نمیتوانم از مطالعه و تعلیم دست بکشم. و من برای داوری در این مسأله علنم تنو را به ح ک می ت میطلبم. آیا نه این است که روح وقتی که شاد و مسرور شد نیروی بدنش میافزایند و دفنع منرض میکوند گفت: بله. گفتم: پس روح من به علم شاد میشود و با شادشدن جسمم نیرومود میشود و من به وسیلهی آن آسوده میشوم. طبی گفت: این ر ویه از ط ما بیرون است یعوی خودت بهتر دانستهای و به علم خودت عمل کن که زودتر بهبود مییابی. واهلل سبحانه وتعالی اعلم. عالمه ابوالثناء شمس الدين اصفهانی خیلی اندک میخورد تا وقتش با رفتن به مستراح ضايع نشود: امام حافظ ابن حجر در کتابش»الزدرر الکامنزة«11 2: و شوکانی در کتابش»البدر الطالع«011 0: در شرح حنال امنام عالمه ابی الثواء محمود بن عبدالرحمن بن احمد االصفهانی شافعی اصولی فقیه مفسر که به سال 221 در اصفهان به دنینا آمد و به سال 211 در قاهره درگذشت نوشتهاند: وی در شهر خود اصفهان که آن روز از مراکز علوم در دنیا بود و همه اهل سوت بودند در انواع علوم مهارت یافت و بر اقران خود سبقت یافت. و بعد از زیارت بیت المقدس در صنفر سنال 201 بنه دمشق آمد و ف ائل او دلها را روشن کرد و مردم را به محبت او وا داشت. و تقی الدین ابن تیمیه سخوان او را شنوید و در تعظیم او مبالغه نمود. و به مردم گفت: خاموش باشید تا سخوان این دانشمود را بشوویم که به اینن شنهر دانشنمودی مثنل او نیامده است. بعد از اقامت در دمشق به قاهره رفت و در آنجا درگذشت. رحمه اهلل تعالی. از عادات پسودیدهی او این حکایت است که خوراک اندک میخورد تا آب نخورد و حاجت به مستراح نداشنته باشند و وقتش ضایع نشود. انتهی: سخن ابن حجر و شکوکانی به پایان رسید. ببیوید برای این که وقت را از دست ندهوند و وقتشنان همه در کارهای سودمود و طاعت باشد از خوراک مگر در وقت ضرورت امتواع مینمودهاند. بیجهت نیست کنه نامشنان در صفحات تاریخ مثل ستاره میدرخشد. دانشآموز او تاج الدین سبکی شرح حنال او را در کتناب»طبقزات الشزافعیة الكبزرى«آورده اسنت. وقتنی در کتابهنای حکماء و اصولیین نام اصبهانی یاد شود مقصود اصفهانی است که شرح حال او گفته شد. او صناح»العقیزدة االصزبهانیة«است که شیخ االسالم ابن تیمیه در آخر جلد پوجم»الفتاوی الکبری«آن را در 414 صفحه شرح داده است با دانستن سیرت این دانشمودان بزرگ میتوان فهمید که چقدر وقت را با ارزش و گرانقدر میدانستود. با ارزش و گرانقدر دانستن وقنت بنه خاطر این بوده که علم را با ارزش و گرانقدر میدانستهاند.»هلل د ر ه«چه بصیر و بیوا بودهاند به ارزش علم و وقت حصول آن. جزاهم اهلل علی ذلک خیر الجزاء. ش وکانی در روز و شبی سیزده درس داشت: دانشمود فاضل محمد بن علی شوکانی به سال 4422 در شهر ش وکان در یمن به دنیا آمد و به سال 4012 درگذشنت. او
54 12 از جمله دانشمودانی است که خودشان شرح حال خود را نوشتهاند. او شرح حال خود را به صنیغهی خبنر از غاین نوشنته است دروس او در روز و شبی به سیزده درس میرسید از آن جمله درسهایی بود که خودش ننزد مشنایخ میآموخنت و دروسی به دانشآموزان تعلیم میداد و مدتی بر این مووال گذراند تا این که دست از ت ل ق نی از شنیوخ برداشنت تنا بیشنتر بنه تدریس طالب برسد و طالب علم در هر روز بیش از ده درس در علوم متعدد نزد او فرا میگرفتوند و بع نی اوقنات اینن درسها همه باهم جمع میشد: تفسیر حدیث اصول نحو صرد بیان معانی موطق فقه جدل و عروض. عبنارت کتناب»البدر الطالع«به پایان رسید. او مفتی اهل صوعاء و غیره در یمن بود و از سال 4001 قاضی صوعاء شد و تا روز وفاتش 04 سنال وظیفنهی ق ناوت داشت او دارای 441 تألیف است که نام بسیاری از آنها را در شرح حال خودش در»البدر الطالع«آورده است. آلوسی تألیف خود را در شب مینوشت و در سیزده درس به لالب میآموخت: ابوالثواء شهاب الدین محمود بن عبداهلل آلوسی بغدادی. به سال 4042 هجری به دنیا آمد و به سال 4022 هجری وفات یافت. رحمه اهلل تعالی. او مفسری زبردست و مفتی بغداد بود. محمود بن عبداهلل آلوسی در ابتداء شافعیمذه بود و بعد موتقل به مذه امام ابوحویفه شد و بعد از اینن کنه در دربنار خلفای عثمانی موزلتی یافت نسبت به مذه شافعی خیلی راه بیوفایی گرفت بدین صورت که وقتی صبحت از امام رازی میآورد قال امامهم میگوید. و امام رازی در خصوص بسم اهلل الرحمن الرحیم و لزوم گفتن آن در خواندن سورههای قرآن هفده دلیل آورده است یکی از آنها این که شخص مسلمان اگر میخواهد خوراک بخورد میگوید بسم اهلل الرحمن الرحیم. همچوین اگر میخواهد آب بیاشامد اگر میخواهد لباس بپوشد اگر میخواهد به خانه داخل شود اگر بخواهد کتابی شروع نماید. و خالصه این که شخص مسلمان هر کاری که میخواهد انجام دهد با گفتن بسم اهلل الرحمن الرحیم شروع مینماید و ابتدای هر تألیف به بسم اهلل الرحمن الرحیم شروع مینماید چگونه سورهی فاتحه را که خدای عزوجل آغنازش را بسنم اهلل الرحمن الرحیم نوشته است بدون آن میخواند. اما آلوسی روی اصل تعص نشسته است و همهی هفده دلیل را به حسناب خودش رد کرده است. پدرم سلطان العلماء- طاب ثنراه- در پنایین تفسنیر او نوشنتهاند:»لاو كاان للضااللة أب لكاان التعصاب أباهااگر گمراهی پدری میداشت پدرش تعص بود«. امام جالل الدین سیوطی / در کتاب جلیل القدرش»قطف األزهار المتواثرة فی األحادیث المتواترة«از هفتاد تن از صحابه آورده است که همه بسم اهلل الرحمن الرحیم را در نماز جهریه به آواز بلود میخواندهاند. علت رد او این است که بر آن اطالع ندارد لیکن تعص او مانع از این است که به آن اعتراد نماید. عالمه عبدالفتاح ابوغده / نوشته است که آلوسی بسیار حریص بر این بود که هیچ لحظه از وقت او بیفایده نگذرد. روزها به افتاء و تدریس میگذراند و اول ش برای هموشیوی با کسی که نزد او آمده تا از او کس استفاده نماید یا کسی که بنرای هموشیوی نزد او میآمد اختصاص میداد و آخر ش اوراقی از تفسیر مینوشت و صبح بنه کسنانی کنه آننان را موظنف بنه پاکنویسی کرده بود میداد و آنان هم آن را در ده ساعت مینوشتود. او همچوین در بیست و چهار درس تدریس مینمود و روزهایی که مشغول تفسیر و فتوا میشد به سیزده درس اکتفاء میکرد او از تألیف دست نمیکشید حتی در بیماری اخیرش
55 13 هم از تألیف دست برنداشت. تفسیر او تفسیر خوبی است و جزء تفسیرهایی است که تفسیر به مأثور مینمایود یعوی تفسنیر قرآن را از احادیث اقتباس مینمایود و از علوم عربی مخصوصا نحو مطال سودمودی دارد و بر طریق تصنود هنم شنرح و بسطی دارد و آن را من باب االشاره مینویسد. خالصهی مطل تفسیر او تفسیر خوبی است و میتوان از آن استفادهی بسیار نمود. و انتقال او از مذه شافعی به مذه حوفی هیچ اشکالی ندارد و منذاه أربعنهی اهنل سنوت همنه در حکنم ینک مذهبود. جزاهم اهلل جمیعا خیرالجزاء فی الدنیا واآلخرة. عبدالحی ل ک ن و ی در جوانی در عمر 33 سالگی درگذشت اما 661 تألیف بعد از خود به يادگار گذاشت: ما راه دور نمیرویم این عبدالحی لکووی از وفات او 402 سال گذشته است. تألیفات او از 442 تنألیف گذشنته اسنت شامل کتابی که چود مجلد است و جلدهای قطور دارد و کتابی که چود صفحه است امنا همنهی اینن کتابهنا مشنتمل بنر بحثهای مفید و دانستویهای مهم و مطال ارزنده است امام عبدالحی لکووی توانست ثابت نماید که با قدرشواسنی وقنت میتوان در مدت کوتاهی آثار علمی گرانقدری به یادگار گذاشت. دانشمود گرانمایه اشرفعلی تهانوی هودی که فقط شصت سال از وفات او میگذرد توانست بنا وقتشواسنی ینک هنزار تألیف از خود به یادگار بگذارد. شیخ الهود موالنا أشرفعلی تهانوی که وفات او به سال 4220 است و در عمر 14 سالگی درگذشنت توانسنت بنیش از هزار جلد کتاب بوویسد و این ف ل اهلل است که به هر کسی که بخواهد عطا میفرماید. و همهی این آثار سنودمود نتیجنهی وقتشواسی است. و در حقیقت آنانی که قدر وقت را میدانود میتوانود از ف ل خدا در عمنری کوتناه آثناری جاویندان و بسیار به جامعه بسپارند. تألیفات دانشمندان پیشین داللت میدهد بر اين که قدر وقت را میدانستهاند: عالمه عبدالفتاح ابوغده / از شیخش محمد زاهد کوثری نقل میکود که او فرمود: این تفسیرهای قرآن کالم اهلل مجید کنه در صد و سیصد جلد و بیشتر تألیف شده است داللت دارد بر این کنه پیشنیویان بنر اثنر حفنظ وقنت و قدرشواسنی زمنان توانستهاند تألیفاتی به جامعه بسپارند که تا روز قیامت نامشان را بر صفحات تاریخ جاویدان بگرداند. تفسیر قرآن را برای مقاصد مختلف به رشتهی تحریر در آوردهاند. اوال برای مقایسه شما دو کتاب تنورات و انجینل را از نظر بگذرانید دو گروه یهود و نصاری به خاطر هر یک از دو کتابشان هیچ خدمتی را انجام ندادهاند هیچ علمنی از ابتکنار نکردهاند. فقط در دو و سه قرن اخیر ترجمهی آن دو به زبانهای مختلف چاپ و انتشار دادهاند. اما دانشنمودان اسنالمی بنه خاطر کالم اهلل انواعی از علوم را که اصال سابقه ندارد ابتکار کردهاند. اوال از حیث اسباب نزول تمام انواع آینات از مکنی و مدنی از سفری و ح ری از لیلی و نهاری و به این ترتی از ناسخ و موسوخ و از حروفنی کنه در آیناتی زینادتر از حنرود دیگر آمده از عموم و خصوص ماطلق و مقید امر و نهی خبر و انشاء و دهها مطال دیگر به رشتهی تحریر درآوردهاند. در این میان تفسیری است که مواد لغت را در نظر گرفته و آن را شرح داده است و تفسیری اسنت کنه قسنمت نحنو کنالم اهلل مجید را شرح داده و به این ترتی علم صرد علم بالغت علم معانی علم بیان علم بدیع علم اشتقاق و دههنا مطالن از
56 11 این نوع را شرح دادهاند. به کتاب عظیم»اإلتقان فی علوم القرآن«بوگرید چقدر علوم مختلف به خاطر قرآن کالم اهلل مجید در آن ابتکار شده است. و نیز به تفسیری که آیات قرآن را به آیات قرآن شرح میدهد و تفسیری که آیات قرآن را به احادیث صحیح و آثار صحابه شرح میدهد روی این اصل است که تفسیر امام محیی السنة و قامع البدعة عالمه ابوالحسن اشعری در هفتاد جلد آمده است و نام آن را»المختزن«)گوجیوه( نامیده است. و تفسیر قاضی عبدالجبار همدانی در ینک صند جلند است و نام آن را»المحیط«نامیده است. و تفسیر ابویوسنف عبدالسنالم قزویونی در سیصند جلند و ننام آن را»حزدا ق ذات بهجة«گذارده است. و محل نگهداری آن را مسجد امام ابوحویفه / در بغداد قرار داد که متأسفانه در فتوهی وحشیان مغول از بین رفت متذکر میشود روش بوش آمریکایی از چپناول کتابخاننهها موزههنا بانکهنا و هندم و قتنل بیگواهنان کمتنر از وحشیگری مغولیان نیست! عبدالفتاح ابوغاد ه میفرماید که از بع ی از ادبای هود شویده است که بخشنی از تفسنیر عبدالسنالم قزویونی در فهرسنت بع ی از کتابخانهها در هود دیده است. و تفسیر امام حافظ در هزار جزء و تفسیر قاضی ابوبکر بن عربی به نام»انوار الفجر«در هشتاد هزار ورق معنرود اسنت که در کتابخانههای استانبول و ترکیه موجود است اگرچه به آن دسترسی نیافتهام. و تفسیر ابن الوقی مقدسی که نزدیک بنه یکصد جلد بوده و بع ی از مجلدات در بع ی از کتابخانههای استانبول گویا موجود است. و بزرگترین تفسیر کاملی که امروز موجود است تفسیر موسوم به»فتح الموان«است که به تفسیر عالمی مشنهور اسنت و موسوب است به عالمه قط الدین شیرازی. و آن چهل مجلد است. و جلد اول آن در قاهره در دارالکت المصنریه موجنود است و در همین جلد روش مؤلف در تفسیر دانسته میشود. و باقی مجلدات این تفسیر در دو کتابخاننهی محمند اسنعد و علی باشا )حکیم اوغلی( موجود است که میتوان از آنها یک دورهی کامل تفسیر را ترتی داد. خالصه این که علمای بزرگوار این ام ت تفاسیری را به یادگار گذاشتهاند که بزرگی و پرمغزی آنها را میرساند که تا چه حد در صدد خدمت به قرآن کریم بودهاند و تا چه حد با قدر وقتشواسی تفاسیر عظیم را نوشتهاند. علمای اسالمی ننه توهنا در خدمت به قرآن اظهار نبوغ فرمودهاند بلکه در حفنظ حندیث و ضنبط رواینات آن خندمتی انجنام دادهانند کنه هیچگناه فراموششدنی نیست. اوال هیچ پیغمبری نیست که تاریخ مدونی داشته باشد که شرح حنال او در همنهی منوارد از لحظنهی والدت تا وفات به قلم آورده باشد. اما سیدنا رسول اهلل خاتم االنبیاء والمرسلین زمان حمل او قابلهی او مرضعهی او زمنان ازدواج پدر و مادر او پرورش او زمان کودکی جوانی و پیریاش و رفتار او در خانه در بازار در شهر در سفر شنکل او اخالق او رفتار او همه نوع صفات مقدسهی او و رفتارشان با دوست با دشمن در زمان صلح و در زمان جوگ همهی اینها مدون و مشهور است به طوری که هیچ نقطهی ابهامی در سیرت مطهرهی ایشان نیست و از والدت تا وفات کامال روشنن و محفوظ است. انبیاء دیگر حتی قبرشان معلوم نیست و این محمد رسول اهلل خاتم األنبیناء المرسنلین اسنت کنه تمنام ادوار حیات مقدسهشان به رشتهی تحریر درآوردهاند. و سوت مطهرهی ایشان به طوری در حفنظ آن کوشنیدهاند کنه ینک هنزار و
57 11 چهار صد سال از رحلت ایشان گذشته و احادیث صحیح ایشان مثل آفتاب میدرخشد. چقدر علوم برای حفظ ساو ت ابتکنار شده است! علم اصول الحدیث علم الرجال اسباب ظهور حدیث صحیح حسن ضنعیف ناسنخ و موسنوخ آن. و همنهی آنچه در خدمت به قرآن یاد شد در خدمت به حدیث نیز آمده است. البته آنچه در ایوجا یاد کردیم قطرهای اسنت از درینا و گرنه کتابهای حدیث از معجم و مسود و اجزاء و جامع آن همه مشخص و مدون و به بهترین وجهنی محفنوظ و مصنون مانده است. بوابراین تفاسیری که بر کالم اهلل مجید نوشته شده بر انواع و اقسام اسنت و هرکندام امتینازی خناص دارد و عبنارات: ال یغني كتاب عن كتاب. ویوجد في النهر ما ال یوجد في البحر. بر همهی آنها صدق دارد. خدای متعال همهی علمای این امت را جزای خیر دهد که در خدمت به کتاب و سوت هیچ کوتاهی نکردند و در نصیحت و اخالص برای حفظ سعادت این امت هیچ فروگذار نومودند. ائمه و پیشوايانی که تألیف بسیار نمودند دانشمود فقیه اصولی ب حاثه محمد حسن حجوی فاسی مغربی / در کتاب خود»الفکر السامي في تاریخ الفقزه اإلسزالمي«]2: چاپ مغرب و 11-0: 11 چاپ نمتکانی کردی[ در شرح حال امام ابوجعفر محمد بن جریر طبری اشاره بنه کسانی از علماء نموده است که تألیف بسیار دارند مانود ابن جریر طبری و ابن الجوزی ]و ابن حجر عسقالنی و جالل الدین سیوطی[. در ایوجا از نوشتهی او گلچیوی مینمایم و اگرچه در عبارتم تکرار آید ضرری ندارد. محمد حسن حجوی فرمود: ابن جرير بزرگترين مملف در اسالم است. هم از لحاظ بسیاری تألیف و هم از نظر خوبی تصویف. ابن جریر در تنألیف گنوی سنبقت را ربنود. در عبنارت عربنی میگویود: ا ح ر ز ق ص الس بق. یعوی همان ن ی که در آخر میدان مسابقه است به دست آورد. ق ص به معوی ن ی کنه تنو خنالی است و آن را در آخر میدان مسابقه میکاشتهاند تا از مسابقهدهودگان هرکدام آن را از زمین بیرون آورد و بگیرد او برنده باشد و اسبی را که بر دیگر اسبان سبقت میجسته است آن را: ا لماق ص بر وزن م ح د مینامیدهاند. و گفته میشود پایان میدان که اس سواران اسبان خود را میدوانیدهاند تا زودتر به آن برسود با چنوبی گ نز میکردهانند و همان چوب را در آخر میدان به زمین فرو میکردند تا هر یک از مسابقهدهودگان که زودتر به آن برسد جنایزه را از آن خنود گرداند. و در فارسی گفته میشود: گوی سبقت را ربود که مقصود از هردو یکی است اگرچه در معوی فرق دارد. ابن جریر /: أحرز قص السبق: گوی سبقت را ربود. هم از لحاظ بسیاری تألیف و هم از لحاظ اتقان و خنوب نوشنتن و هم از لحاظ عموم نفع. او در تألیفاتش ورق را بر جای گذاشت. و این غویترین تألیف است در آنچه به ما رسیده و پربارترین میراثی است که به ما رسیده است. فتبارک اهلل أحسن الخالقین. پر برکت شد خدایی که بهترین آفریوودگان است. بوابراین ابن جریر برای خودش گرفت: الماع ل ی والرقی. باید دانست که چوبهای قمار ده تا بوده است کنه هفنت تنای آنها دارای سهم بودهاند و سه تا سهم و بهرهای ندارند. و آن سه تا را برای جلوهی بیشتر افزودهاند. اول ف ذ اسنت کنه ینک
58 16 است که سه بهره دارد. چهارم ا لح لس است که چهنار بهنره دارد. بهره دارد. دوم التوأم است که دو بهره دارد. سوم ا لر قی پوجم ا ل اف س است که پوج بهره دارد. ششم ا لماسب ل است که شش بهره دارد. هفتم الماع ل ی است که هفنت بهنره دارد و اینن است. و اما سه تایی که بهره و نصیبی ندارند: الس فیح و المویح و الو غ د نام دارد که نه بهره دارند و ننه باالترین سهم و نصی غرامت اما آن هفت در بردنش بهره است و در باختوش خسارت است. بوابراین کسی از پیشیویان در بسیاری تألیف همراه با خوبنوشتن و پار نفعنوشتن به درجهی او نرسیده است و تنا امنروز میتوان او را بزرگترین مؤلف نامید. رحمه اهلل تعالی رحمة واسعة. ابوبکر باقالنی شب نمیخوابید تا اين که سی و پنج ورق تألیف خودش را بنويسد: بیست رکعت نماز و نوشتن سی و پوج» آمده است که قاضی ابوبکر باقالنی و رد او در هر ش در کتاب»الدیباح المذه ورقه از حفظ خود بود. تألیفات بسیار ابن ابی الدنیا و ابن عساکر و ابن شاهین: ابن ابی الدنیا یک هزار تألیف را بر جای گذاشت. و ابن عساکر تاریخ دمشق را در هشتاد مجلد قطور تألیف نمود که اگنر به کتابهای کوچک تبدیل شود به هشت صد مجلد میرسد. و سیوطی فرمود: ماوتهای کثرت در تنألیف بنرای ابنن شناهین است که 222 تألیف دارد. از آن جمله تفسیری در یک هزار جزء دارد و نیز ماسنودی در حندیث در 4122 جنزء. سنیوطی فرمود: این همه تألیف در عمر کوتاه عالمت طی زمان است مثل طی مکان. و این از میرا رسول اهلل ص در ش اسراء و معراج دست داد و در یک ش توانست به آسمانها عروج نماید و مثل ش بردن طی زمنان اسنت کنه بنرای لیلة القدر کنه در یک ش ثواب یک هزار ماه به دست میآید. خدای عزوجل برکت در وقت رسول اهلل ص قرار داد و علمای امتش از آن برکت وقت میراثی دریافت نمودند و طی مکان برای آن ح رت ص فراهم شد به گونهای که در یک ش از آسنمانی بنه آسمان دیگر نقل مکان فرمود. و صالحین امت هم از آن برکت رسول اهلل ص میراثی در طی مکنان دریافتوند. و همنهی اینن برکات برای صالحان و علماء از برکت قدر وقت دانستن فراهم آمد که هر لحظه در طاعت خندا و کارهنای سنودمود بنرای جامعه کوشیدند. رضی اهلل عوهم و أرضاهم. تألیفات بسیار ابن ح زم و ابن ابی حاتم رازی: امام ابومحمد علی بن حزم چهار صد جلد تألیف نمود که مشتمل بر نزدیک هشتاد هنزار ورق اسنت. و امنام ابومحمند عبدالرحمن بن ابی حاتم تعدادی کتاب در فقه و حدیث و تاریخ تألیف نمود از آن جمله»الماسود«در حدیث در هزار جنزء تصویف نمود چوانکه آن را در کتاب»الطبقات السبکیه«آورد. و اینها همه از برکت قدر وقت دانسنتن و حتنی ینک لحظنه وقت را به هدر ندادن است. تألیفات بسیار حاکم نیسابوری:
59 17 ابوعبداهلل الحاکم معرود به ابن الب ی ع مؤلف کتاب»المستدرک علی الصحیحین«یک هزار و پانصد جزء تألیف نمنود از آن جمله است:»تخریج الصحیحین«و»ال عل ل«و»األمالی«و»فوائد الشیوخ«و»تاریخ نیسابور«و غیر اینها کنه همنهی اینن موفقیتها به سب ف ل خدا و قدر وقت دانستن است که نگذاشتود لحظهای از وقتشان بیهوده تلف شود. تألیف بسیار امام ابوالحسن اشعری: امام ابوالحسن اشعری شخصیتی که توانست بدعت معتزله را درهم بکوبد و از نو احیای سوت نماید: تألیفنات ایشنان بنه پوجاه کتاب رسیده و بیشتر آن در رد گروههای گمراهان است. و این نوع تألیف دشوارترین انواع تألیف است برای این کنه نیاز به زمان طوالنی دارد و حاجت به مراجع بسیار دارد و تحقیق بسیار میخواهد که همهی اینها برای اینن امنام عالمنه و واسع االطالع فراهم گردیده است. تألیفات بسیار بیهقی و ابن تیمیه و ابن القیم: امام بیهقی هزار جزء تألیف نمود همه محققانه کمنظیر و بسیار سودمود و او سی سال کامل روزهدار بود. امنام ابومحمند جویوی فرمود: هر شافعی مذهبی امام شافعی بر گردن او حقی دارد مگر امام بیهقی که او بر گردن امنام شنافعی حنق دارد. تألیف بسیار او در تأیید مذه شافعی و کتاب او به نام»معرفة الساو ن واآلثار«از کتابهای بینظیر است و تقی الدین ابنن تیمیه سیصد تألیف در فوون مختلف دارد که در ضمن پانصد مجلد است و دانشآموز او ابن القیم پوجاه تنألیف دارد شنامل کتابهای بزرگ و کتابهای کوچک. و همهی این موفقیتها به سب قدرشواسی وقت است کنه نمیگذاشنتود لحظنهای از وقتشان بیفایده بگذرد. تألیفات بسیار محمد بن سحنون مالکی: محمد بن سحوون مالکی کتاب بزرگی در یک صد جزء در فقه و س ی ر و تاریخ و انواع علم از خود به یادگنار گذاشنت. و همچوین کتاب احکام القرآن و غیر آن از کتابهای دیگر. و همهی این آثار به سب قدرشواسنی وقنت و ضنایعنکردن هنیچ لحظه از عمر به دست آورد. تألیفات بسیار ابوبکر ابن العربی معافری: ابوبکر ابن العربی دانشآموز امام محمد غزالی است و در فاس مغرب مدفون است او تفسیر کبیر خود را در هشتاد جنزء به آخر رسانید و تألیفهای دیگری دارد که همه خوب و مفید و مقبول است مثل شرح»ترمذی«و شرح»ماوطا«و»احکنام القرآن«. احکام قرآن بزرگ و مفصل دارد و نیز احکام قرآن که کوچک و مختصر است.»العواصم من القواصم«و»المحصول«در اصول که همهی اینها تألیفاتی است در باالترین مرتبت. و چوین کتابهایی غری و کمیاب است. خداوند رحمت کوناد امام ابن العربی را که او از أعالم و بزرگان بود. و این توفیق را به برکت قدر وقتشواسی به دست آورد. تألیفات بسیار ابوجعفر لحاوی: امام ابوجعفر طحاوی تألیفات بسیار دارد و در این مسأله که آیا حجة الوداع رسولاهللص حنج افنراد بنوده اسنت بندین صورت که اول حج را به جا آورده و بعد عمره نمود چوانکه مذه امام شافعی بر آن است و حدیث مفصل جابر بن عبداهلل
60 18 انصاری ب در صحیح مسلم داللت بر آن دارد. و یا این که حجة الزوداع رسول اهلل ص تمت نع بنوده بندین صنورت کنه اول احرام به عمره بسته و بعد از فراغت از عمره در مکهی مکرمه نشسته و هشتم ذیحجه احرام بنه حنج بسنته اسنت چوانکنه مذه مالک بر آن است. و یا این که حجة الوداع رسول اهلل ص قرآن بوده است یعوی احرام بنه حنج و عمنره بناهم بسنته است چوانکه مذه امام اعظم بر آن است. امام ابوجعفر طحاوی حدیث حج رسنول اهلل ص را در هنزار بنرگ شنرح داده است یک حدیث شرحکردن در هزار برگ عالمت طول عمر او و اطالع واسع اوست و کتابهای دیگری نیز دارد. بوندهی داعی کتاب عقیدهی طحاویه را شرح نمودهام در یک جلد و ننامش را»شزکر الزنعم المتوالیزة فزی شزرح العقیزدة الطحاویزة«گذاشتم اما حج رسول اهلل ص به عقیده این داعی حج افراد بوده است برای این که نام آن حجة الوداع است و ثانیا حندیث مفصل جابر در صحیح مسلم مؤید آن است. توفیق امام طحاوی در قدرشواسی او از وقت است. تألیفات بسیار ابوعبیده و ابن سريج و ابن حبیب اندلسی: تألیفات ابوعبیده م عمر بن الماث و ی به دویست کتاب در علوم مختلف رسیده است و تألیفات ابن سریج از بزرگنان علمنای شافعیه به چهار صد کتاب رسیده است و تألیفات قاضی فاضل نویسوده و مشاور صالح الدین ایوبی به صند کتناب رسنیده است. و تألیفات عبدالملک بن حبی همهی اینها در قدر وقتشواسی ایشان است. عالم اندلس به هزار کتاب رسیده است چوانکه»نفح الطی» یاد نموده است. و توفینق تألیفات بزرگ گروهی از علمای پیشین: تألیفات ایشان هر کدام مجلدها بود:»مرآة الزمان«در تاریخ تألیف پسر دختر ابن الجوزی چهل مجلند اسنت. و»تناریخ بغداد«تألیف خطی بغدادی چهارده مجلد است. و کتاب»األغانی«بیست مجلد است اما کتاب اغنانی نبایند همنراه کتناب خطی بغداد یاد شود برای این که در بارهی کتاب اغانی گفتهاند: أکبر م فس ق ة سالمیة: بزرگترین کتاب اسنالمی در فسنق و فجور. و کتاب»الکامل«در تاریخ تألیف عالمه ابن االثیر دوازده مجلد است و کتاب»شرح الوبات«تألیف ابوحویفه دیونوری شصت مجلد است. و تألیفات یعقوب بن اسحاق کودی فیلسود عرب 024 کتاب یا در واقع از سیصد کتاب بیشتر است و آن در فلسفه و ط و هودسه و علوم بسیار است. توفیق همهی ایوان بر اثر قدرت وقتشواسی ایشان بوده است لیکن وقتنی گفته شد سیصد مجلد در بزرگی باهم تفاوت دارد بع ی مجلد آنها ده ورق تا صد ورق است اما باید دانسنت کنه در آن ایام مواد کتابت آن کتابها و موارد نقل از آنها خیلی به دشواری به دست میآمده است. عالمه محمد حسن حجوی میفرماید: تألیفات بسیار بع ی از متأخرین به تألیفات بسیار متقدمین نمیرسد و آنگاه مثال میآورد: امام حافظ عصر خودش امیر المؤموین در حدیث ابن حجر عسقالنی و امام عالمه شمس الدین ذهبی. و در بارهی جالل الدین سیوطی که میفرماید: تألیفاتش به چهار صد رسیده است و همه کوچک و صغیر الحجم است و یک ورق و دو ورق است. در حقیقت این فرمودهی عالمه محمد حسن حجوی ظلم خالص است برای این که تألیف ینک ورق و دو ورق از هیچ کدام از ایشان ندیدهام بوابراین یقیوا عالمه محمد حسن حجوی بر تألیفات ایشان اطالعی ندارد. اکنون بیان واقع:
61 19 امام حافظ عالمه مورخ االسالم شمس الدین ذهبی به کثرت تألیفات و بزرگی کتابهایی که تحریر فرموده معرود است. و امام حفاظ احمد بن حجر عسقالنی که شوکانی در بارهی یک کتاب او که فتح الباری نام دارد و چهارده مجلد قطور است گفته است: ال هجرة بعد الفتح یعوی بعد از کتاب فتح الباری نیاز به کتاب دیگری نیست. و در حیات مؤلف بنه چهنار صند جوی فروخته میشد. و دعوتی که ایشان از علمای عصر برای نشر فتح الباری نمودنند و اقبنال ملنوک آن دوره بنرای خریند بسیار آن در تاریخ کامال معرود است و اما عالمهی دنیا امام حافظ جالل الدین سیوطی 4422 تألیف دارد و تألیفات ایشان همه جامع مانع مفید و مقبول است. تفسیر جاللین در تمام خانهها وجود دارد و در عالم اسالمی جنالل الندین سنیوطی در بسیاری تألیفات تک است و نظیر ندارد. از عالمه عبدالفتاح ابوغده چوین عبارتی خیلی نا به جا و نارواست. این سه امام هنر سه شافعی مذهبود چوانکه علمای حدیث هشتاد در صد آنها شافعی مذهبود: بخاری مسلم ترمذی نسنائی ابنن ماجنه و دارقطوی طبرانی و الی آخر همه شافعی مذهبود. و اما شمس الدین ذهبی و بسیاری مؤلفات او از این جا دانسته میشود که ابن حجر عسقالنی آب زمزم میآشامید و دعنا میکرد که خدا او را به درجهی شمس الدین ذهبی برساند. و خدا او را به آن درجه رسانید و تفوق و برتری هم بنه او داد و جالل الدین سیوطی آب زمزم میآشامید و دعا میکرد که خدا او را به درجهی ابن حجر عسقالنی برساند خندا او را بنه آن درجه رسانید و برتری و تفوق هم به او ارزانی داشت. و در عالم اسالمی تا امروز دانشمودی نیامده که در علنم و تنألیف بنه پایهی جالل الدین سیوطی رسیده باشد. در تألیفات عالمه ذهبی و در کتابهای نوشتهی ابن حجر و در تصانیف سیوطی کتابی که یک ورق باشد وجنود نندارد خدا رحم نماید که کتاب دو ورقی نزد عوام معوای مکروهی دارد بگنذریم و اینن حکاینت را بشنوویم: ابنن معطنی زواوی حوفی الفیهای در نحو تألیف کرد سپس ابن مالک ج ی انی اندلسی مالکی الفیهای در نحو تألیف کرد و فرمود: وتقتضززززززززى رضززززززززا بغیززززززززر سززززززززخ فا قززززززززززززة الغیززززززززززززة ابززززززززززززن معطززززززززززززي سپس جالل الدین سیوطی الفیهای در نحو تألیف کرد و فرمود: فا قزززززززززززة الفیزززززززززززة ابزززززززززززن مالززززززززززز النهزززززززززززززززززا واضزززززززززززززززززحة المسزززززززززززززززززال سپس یکی از دانشآموزان سیوطی الفیهای در نحو نوشت و گفت: فا قة ألفیة السیوطی. اما قسمت دوم و مکمل این بیت به یادش نیامد. ش جالل الدین سیوطی به خواب او آمد و فرمود: بیت شعر را تکمیل نومنودی گفنت: بنه خناطرم نیامند. جالل الدین سیوطی به او فرمود: بوویس: فا قززززززززززززززززة الفیززززززززززززززززة السززززززززززززززززیوطي ألنهززززززززززا مززززززززززن فاسززززززززززق ولززززززززززوطي آخر الفیهای که تو نوشتهای از کجا بهتر از الفیهی من میشود! تألیفات شیخ االسالم ذهبی همه چودین جلد قطور است. به»تاریخ اسالم«تألیف ذهبی بوگرید بیست جلد قطور اسنت به»فتح الباری«ابن حجر بوگرید چهار جلد قطور است و همچوین «إلا صابة في معرفة الصحابة«و دهها کتاب قطور دیگنر به»جمع الجوامع«سیوطی بوگرید یکصد هزار حدیث در آن آورده است و همچوین»الد ر الموثور«او.
62 61 روی این اصل نباید عبارتی بدون تحقیق نوشت که در عالم اسالم علمای اعالم بسیارند و همیشه وجود دارند تا نگذارند کسی به ساحت مقدسهی علمای اعالم زباندرازی نماید. و خدا از ف ل و کرمش ما را و شیخ عبدالفتاح ابوغنده را و دیگنر مسلمانان را بیامرزد. محمد حسن حجوی فرمود: شیخ ابوالفیض مح الدین محمد مرت ی حسیوی واسطی زبیدی حوفنی بیشنتر از سنیوطی تألیفات دارد والدت و بزرگشدنش در هود بوده است و دو کتاب او»شرح قاموس«و»شرح احیناء علنوم الندین«کفاینت است بر استدالل گفتار ما مبوی بر این که نفع این دو کتاب عام است و مورد اقبال عالم اسالمی قرار گرفته اسنت بنه خناطر این که آن دو کتاب صحیح و به خوبی انجام یافته است سخن عالمه حجوی به اختصار به پایان رسید. و عجی است از مرحوم عالمه عبدالفتاح ابوغده که گفتار بیدلیل و بیهودهی محمد حسن حجوی را نقل مینماید و بنر آن اعتراضی نمیکود و ما بیان نمودیم که گفتار حجوی هیچ ثبوتی ندارد و میرساند که حجوی بدون مطالعه و تحقینق آن مطال را نوشته است خدا از ف ل و کرمش گواهان ما و حجوی و ابوغده و همهی مسلمین را بیامرزد. مثل این که مرحوم عالمه عبدالفتاح ابوغده هم دانسته است که نوشتهی محمد حسن حجوی بدون تحقینق و تتبنع بنوده است چرا که مینویسد: قال عبدالفتاح: هذه كلمة عجلي بشأن المكثرين من التألیف غیر محررة وال مستوفاة. كتبها العالمة الحجوي رحمه هللا تعالى استطرادا بدون تتبع واستقراء بمناسبة ذكره كثرة مملفات اإلمام ابن جرير الطبري. عبدالفتاح گفت: این کلمهای است که به عجله و شتاب نوشته شد در خصوص کسنانی کنه بسنیار کتناب نوشنتهاند ننه پاکنویسی شده و نه مطل را به وفاء و تمام بیان کرده است. مرحوم عالمه حجوی بنه طنور اسنتطرداد و بندون بررسنی و استقراء به مواسبت این که حجوی بسیاری تألیفات امام جریر طبری را یاد نمود نوشته است. اما صحبت ما این است که وقتی عبدالفتاح فهمید که گفته و نوشتهی محمد حسن حجوی از روی تحقیق و تتبع نیسنت بهتر بود سخن او را نقل نکود واهلل سبحانه وتعالی اعلم. مراعات حفظ وقت عمر را لوالنی میکند و بر آثار خیر میافزايد: چیزی که باعث شد این جمله را بیاورم و حفظ وقت را از انساب طول عمر بشمارم این عندد شنگفتآور از کتابهنای نوشته شده به وسیلهی علمای اعالم است که انسان به خود میگوید: چگونه این همنه را نوشنتود چقندر از عمنر خنود را صرد نوشتن آن همه کتاب نمودند چه وقت این همه کتاب جمعآوری شد در حقیقت جواب همهی اینها این است کنه وقت خود را حفظ کردند بدون آن که ساعتی از وقتشان ضایع سازند. و به وسنیلهی حفنظ وقنت بنود کنه خندا برکنت در وقتشان در عمرشان و در آثارشان قرار داد:»وهللا يمتي فضله مان يشااء«. امنا بایند دانسنت کنه متنأخرین هرچوند دارای کتابها و آثار شگرد باشود به متقدمین نمیرسود برای این که پیشیویان داناتر به شرع خدا و دین او هستود اما نظر به اینن که سخن در بارهی سلف و پیشیویان اندک است و گفتار در بارهی خلف و پسیویان زیادتر است شاید از این راه دچار اشتباه شویم این بود که این اشاره به میان آمد. سخنانی از گروهی از تابعین راجع به داناتری س ل ف از خ ل ف
63 60 4- تابعی جلیل شیخ قاریان و مفسران حافظ محد امام فقیه مجاهد بن جبر مکی / که به سال 04 هجنری بنه دنینا آمد و به سال 421 درگذشت فرمود: علماء رفتود و نماندند مگر دانشجویان. امروز کسی که در میان شما به عونوان مجتهد و بسیار کوشاست به نسبت پیشیویان بازیگری بیشتر نیست. 0- تابعی جلیل بالل بن سعید اشعری دمشقی امام ربانی واعظ شیخ اهل دمشق و یکی از دانشمودان معتبر و از زاهدان عبادتکار که به سال 402 هجری وفات یافت فرمود: زاهد شما مشتاق دنیاست و مجتهد شما مقصر است و دانایتنان نادان است. و نادانتان مغرور است. 2- تابعی جلیل حافظ امام از علمای بلودنام سرور دانشمودان و فقهای عصر خنویش اینوب سن و حت یانی / متولند 21 هجری متوفی 424 هجری است. حماد بن زید گفت که به ایوب س وح تیانی گفته شد: امروز علم از سابق بیشنتر ینا کمتر است فرمود: سخن امروز بیشتر است و علم پیشتر بیشتر بود. 1- ابو عمرو بن العالء بصری تابعی جلیل یکی از قاریان قرآن از قراء سبعه دانشمودترین مردم زمنان خنود در قنرآن قراءات علوم عربی ادب شعر و نحو است. کتابهایی که او در بنارهی فصنحای عنرب نوشنته بنود- کسنانی کنه مالقاتشان کرده و با آنان هموشیوی داشته است- اتاقی را تا زیر سقف پر کرده بود. به سال 22 هجری به دنیا آمد و به سال 411 وفات یافت. او فرمود: ما نسبت به دانشمودان پیش از ما مثل سبزهای هستیم که زیر درختهنای خرمنا بان استوار کاشته شده باشد. این چهار تابعی که از شهرهای دور از هم بودهاند م مون سخوانشان یکی است و آن اعتراد به این که دانشمودان متقدم بر دانشمودان متأخر تقوق و برتری دارند چه رسد به دانشمودان زمان ما که نسبت به سابقان خیلنی فنرق دارنند. و منن در ایوجا کالم عالمه ابن رج حوبلی نقل مینمایم: فرمود: بسیاری از متأخرین از این لحاظ که سخن بسیار میگویود گمان کردهاند که هنرکس سنخوش بیشنتر و مجادلنه و دشموی بیشتر دارد داناتر است از کسی که زباندرازی ندارد و این نادانی خالص است. شنما بوگریند بنه بزرگنان صنحابه و دانشمودانشان مثل ابوبکر و عمر و عثمان و علی و معاذ و ابن مسعود و زید بن ثابت ایوان سخنشان از ابنن عبناس کمتنر است در حالی که آنان از ابن عباس داناترند. بزرگان تابعین سخنشان از صحابه بیشتر است در حالی که صحابه از تابعین داناترند و همچوین اتباع تابعین سخنشان از تابعین بیشتر است در حالی که تابعین از آنان داناترند. و در حقیقت علم به بسیاری روایت و بنه بسنیاری گفتنار نیسنت بلکه علم نوری است که خدا آن را در دل هر کسی که بخواهد میاندازد و به وسیلهی همین نور است که خندای عزوجنل دلها را به آن روشن میسازد و به وسیلهی همین نور است که بوده حق را میشواسد و جدایی میان حق و باطل را میدانند و تعبیر از آن به عبارات مختلفه آمده است که همه کوتاه و پرمغز و رسانوده به مقاصد خیر است. رسول اهلل ص جوامع کلمه
64 62 به ایشان داده شد و سخن برای او مختصر شده بود. روی این اصل است که رسنول اهلل ص از پانر حرفنی مونع فرمنود و از بسیارکردن قیل و قال پرهیز داشت. در این زمانه ما دچار مردم نادانی شدهایم که گمان میکوود هرقدر شخص بیشتر پار حرفنی کوند علنم و دانشنش بیشنتر است. و به جایی در این نادانی پیش رفتهاند که یاوهگویان پرحرد را از علمای مشهور پیشیویان که گروهنی از علمناء پینرو آنان هستود برتر میدانود. هرچه کسانی پیشتر بودهاند سخوانشان اندکتر بوده است و هرچه بعدتر آمدهاند پرحرفی داشته و سخوان بیشتر گفتهاند. اما وقتی که میزان ف ل بر پرحرفی و یاوهگویی قرار داده شود اساءهی ادب نسنبت بنه سنلف صنالح میشود. وال حول وال قوة إال باهلل. پایان پذیرفت سخن عالمه ابن رج. اشرد الدین رشتی صناح مجلنهی حبنل المتنین نوشته بود که: ایرانیان در قدیم کالهشان دراز بوده و ریششان و زبانشان دراز بوده است. رژیم پهلوی که آمد کاله و رینش دراز را از آنان گرفت و در نتیجه زبانشان درازتر و درازتر شد. و همین زباندرازی است که همیشه مایهی محوت میگردد. و به فرمودهی سعدی علیه الرحمة: زبان بریده به کاوجنی نشسنته انص مک بکنم به از کسی که نباشد زبانش اندر حکنم شاعر گفته است: زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد. و به قول جامی علیه الرحمه: الد از سننننخن چننننو دار تننننوان زد آن خ شنننت بنننود کنننه پرتنننوان زد کننم گننوی و گازیننده گننوی چننون دار تننا زاننندک تننو جهننان شننود پاننر ینننک دسنننته گنننل دمننناع پنننرور از خننننرمن صنننند گینننناه بهتننننر عالمه عبدالفتاح گفته است: و من سخوم را در بارهی دانشمودانی که رعایت اوقات و نگهداری لحظهها و استفاده از وقت مینمودنند و بهتنرین ثمنر وقتشواسی را به دست میدادند به آوردن شرح حال مختصری از امام حافظ ابن عساکر دمشقی پایان میدهم برای این که در شرح زندگانی او مطالبی است که خافته را بیدار میسازد و افراد سست عوصر را به تصمیم و تکناندادن همنت و عنزم وا میدارد. ابن عساکر امام حافظ و دانشمود خستگیناپذیر ابوالقاسم علی بن حسن معرود به ابن عسناکر دمشنقی متولند بنه سنال 111 در دمشق و متوفی به سال 124 در دمشق است او حتی از ضایعشدن لحظهای از وقت خنود پرهینز میکنرد و در نتیجنه اینن قدرشواسی وقت کتابهایی را به مراکز علمی اسالمی اهداء نمود که مراکز امروز از چاپکردن آنها باز ماندهانند در حنالی که او به توهایی آن کتابها را به دست و به قلم خودش نوشت و آنچه نوشت بر میزان تحقیق قرار داد و پاینههای آنهنا را محکم نمود و برگزیدهی آنها را موظم و مرت نمود و کتابهنایی بنه دسنت داد کنه نشنانهی ف نل و بزرگنی اوسنت و
65 63 اعجوبهی اعاجی به شمار میرود. در داشتن حافظهی زیاد و وفور معرفت و بلودی همنت در تنألیف و بسنیاری تصنویفات محیر العقول است. و در این جا من قسمت بسیار مختصری از شرح حال او که از سه کتاب گرفتهام بیان مینمنایم و از بنین آثار ایشان آنچه تعلق به کثرت جهانگردی او در طل علم و بسیاری تألیفات او و زیادت سختگیری او بر حفظ وقت است به رشته تحریر میآورم: 4- دانشمود برجسته و قاضی مورخ در کتاب نامی خود»و ف ی ات األعیان«در شرح حنال امنام حنافظ ابنن عسناکر چونین فرمود: ماحد شام در وقت خود و از بزرگان فقهای شافعیه نظر به این که عالقهاش بیشتر به حدیث رسول اهلل ص بود به علم حدیث بیشتر معرود شد اگرچه او در تمام علوم متداول دانا بود. او در طل حدیث رسول اهلل ص زیناد کوشنش نمنود و رنج سفرها و مالقات شیوخ را متحمل شد. از این رو آنچه برای غیر او فراهم نشده بود برای او فراهم شد او بار سفر بست و به شهرها رفت و شیوخ و بزرگان علماء را دیدار کرد. در سفرها همسفر عالمه ابوسعد عبدالکریم بن سمعانی بود و شنمار شیوخی که سمعانی نامبرده در کشور پهواور اسالمدیده به هفت هزار شیخ رسید که همه استاد او بودند. امام حافظ ابن عساکر شخصی متدین بود که میان متون و اساتید جمع نمود. در بغداد سماع حدیث نمود و از آن جا بنه دمشق برگشت. پس از آن به خراسان رفت و به نیشابور هرات اصفهان و جبال )مجموع شهرهای کوهستانی( وارد شد. و تصویفهای مفید تألیف کرد و در تخریح احادیث سعی بلیغ نمود. سخوش در بیان حدیث سخوی محبوب بنود. و در جمع معلومات و تألیف کتابها خوش حظ و بخت بود. تاریخ دمشق را در هشتاد جلد قطور تألیف نمود که اگر به حسناب کتابهای امروزه چاپ شود شاید به هشتصد جلد برسد. و در این تاریخ عظیم عجای علمی آورد. تاریخ دمشنق از لحناظ شرن مؤلف همانود تاریخ بغداد است اما از حیث فواید متووع و وسعت اطالع و شامل بودن مطال بنا تناریخ بغنداد قابنل مقایسه نیست قاضی ابن خ ل کان فرمود: شیخ ما حافظ مصر امام حافظ عالمه زکی الندین ابومحمند عبندالعظیم مونذری وقتی که صحبت از تاریخ دمشق شد یک مجلد از تاریخ دمشق بیرون آورد و سخوی طوالنی در بیان عظمت این تاریخ بینان نمود و فرمود: گمان نمیکوم مگر این که این مرد از روزی که خود را شواخته- از سن چهارسالگی مثال - تصمیم گرفته اینن تاریخ را بوویسد و شروع به جمع معلومات بوماید مگر از چهارسالگی این تاریخ عظیم را تألیف کنرده باشند و گرننه عمنر آدمی به نوشتن چوین کتابی وفا نمیکود آن هم بعد از شهرت و مشغولیت تدریس و افناده و کارهنای دیگنر زنندگی. و در حقیقت حافظ موذری حرد حق گفت. و هرکسی که بر این کتاب اطالع بیابد همین سخن را خواهند گفنت و اینن تناریخ دمشق که اکوون در دست ما میباشد عالمه ابن عساکر آن را اختصار نمود و گرنه خدا میداند که چقندر نوشنته بنوده کنه پاکوویسی آن به این عظمت رسیده است. و با این حال در حدود پوجاه عووان کتابهای دیگر نیز دارد. گفتیم که حافظ ابن عساکر پس از شاهرت و مشغولیت و جواب سؤالپرسودگان و داشنتن زن و فرزنند و گرفتاریهنای زندگی باز هم توانست آنچه میخواهد و آن چوانکه میخواهد و در وقتی که میخواهد تصمیم خود را عملی سنازد و بنیش
66 61 از مدت عمر خود از علم و عمل و تألیف و محبوبیت استفاده کود خدا او را بیامرزد که یگانهی روزگار خنود بنود و بنرای همیشه میتواند سرمشقی برای دانش دوستان باشد. بلندهمتی ابن عساکرو پهناوری شهرها و قصباتی که برای مالقات اساتید به آن جاها سفر نمود: 0- کتاب دومی که شرح حال امام حافظ ابن عساکر از آن نقل میشود: در کتاب»تذکرة الحفاظ«4201 1: حافظ شمس الدین ذهبی فرمود:»امام حافظ کبیر محد شام فخر األئمة ابوالقاسم بن عساکر صاح تصانیف و تاریخ کبیر به سال 111 به دنیا آمد. و در سال 121 به عوایت پدرش و بنرادرش امنام ضنیاء الدین هبة اهلل سماع حدیث در دمشق را شروع کرد و در سال 102 از دمشق به بغداد و سپس به مکه و سپس بنه کوفنه و سپس به نیسابور و سپس به اصفهان و سپس به مرو و سپس به هرات رفت و کتاب «ألا ربعزین الب لدانیزة«را تألیف کرد: چهل حدیث از چهل شیخ از چهل شهر. و شمار شیوخ یعوی استادان او 4222 شیخ و هشتاد و چود زن است که استاد او بودنند. و جمعی بسیار از او حدیث روایت نمودند از آن جمله همسفر او در طل حدیث ابوسعد سمعانی است پس از آن عالمه شمس الدین ذهبی تألیفات ابن عساکر را شمرد و به پوجاه عووان رسید. و در بابهای علم چهار صد مجلس امنالء نمنود. و امالء هر مجلسی به موزلت کتابی بود. امالء: یعوی گفتن عباراتی تا طالب علم آن را بوویسود و عوام آن را بشنووند و اسنتفاده ببرنند. چقندر بایند سنیوهی اینن دانشمود پار از علم باشد که از حفظ در چهار صد مجلس امالء نماید و امالء هر مجلسی به موزلت کتابی باشد! فرزند او محد بهاء الدین قاسم گفت: پدرم مواظ بر نماز با جماعت و بر تالوت قرآن بود. در غیر رم ان در هفتهای یک ختم قرآن مینمود و در ماه رم ان هر روزی یک ختم قرآن مینمود و در موارهی شرقی از مسجد جامع نیمهی شعبان و دو عید به نماز و ذکر خدا به پایان میرسانید. و از چهل سال به این طرد اگر لحظهای از وقت او فوت میشد خنود را بنه حساب میکشید که چرا گذاشته است لحظهای از وقتش از دست برود و ظرد چهل سال یعونی از لحظنهای کنه شنیوخ و استادانش به او اجازه دادند که حدیث را روایت نماید و حدیث رسول اهلل ص به مردم برساند در آن چهل سال کارش جمع معلومات و شووانیدن علم به طال اب علم بود حتی در خلوتگاه و گردشگاهش نیز همین کار را میکرد. حافظ ابوالعالء همدانی فرمود: ابوالقاسم ابن عساکر در بغداد بنه شنعلهی آتنش نامینده میشند بنه خناطر تیزهوشنی و برافروختگی و درک خوبش. ابوالمواه بن ص ص ری میگوید: به ابوالقاسم ابن عساکر گفتم: آیا سرور ما مثل خودش را دیده است فرمود: این چوین مگو برای این که خدای متعال فرمود: خودتان را نستایید )پاک نسمارید(«. گفتم: خدای متعال فرمود: ]الوجم: 20[. سپ» ]ال حی: 44[.»ونعمتهای پرودگارت را باز گو کن وسپاس بگزار«یعوی نعمتی که خدا به تو ارزانی داشت ظاهر بوما و سپاس او را بگو و خیررسان به مردم باش. وقتی که این آیه را گفتم
67 61 فرمود: اگر کسی بگوید که مانود مرا ندیده است راست گفته است. آنگاه ابوالمواه گفت: من مثل او را ندیدهام و نه کسی هست که از لحاظ داشتن آن همه خصلتهای پسودیده و بودن بر یک راه مستقیم در مدت چهل سال مثل او باشد. همیشه در مسجد در صف اول بود مگر در صورت عاذر. و در ماه مبارک رم ان و ده روز اول ذیحجه در مسجد معتکف بود. و هیچگاه چشمش به دنبال امالک و خانه و مستغالن نبود در حقیقت از این چیزها روگردان شده و این فکر را از سر خود انداخته بود. و از مواص دنیوی و همچوین از امامت و خطابه خودداری میکرد. و وقتی که این مواص بر او عرضه شد امتواع ورزید و خود را ملزم به امر به معرود و نهی از موکر کرده بود.»ال تأخذه في هللا لومة الئموقتی که برای خدا کاری میکرد سرزنش سرزنشکووده او را از آن کار باز نمیداشت«. سخن عالمه ذهبی به پایان رسید. ابن عساکر تمام وجود خود را وقف علم کرده بود و آموزگاران مرد و زن او بسیار بودند و نیروی محکمکاری و به خوبی انجامدادن کارها در او قوی بود. 2- امام حافظ عالمه تاج الدین سبکی در کتاب»طبقات الشافعیة الکبری«در شرح حال ایشان چوین نوشته اسنت:»امنام جلیل حافظ ام ت ابوالقاسم بن عساکر«. معلوم نیست که از اجداد ایشان یکی به نام عساکر بنوده باشند چینزی کنه هست او به این نام شاهرت یافته است او یاریدهودهی ساو ت پیغمبر و خادم ساو ت است. امام اهنل حندیث در زمنان خود و خاتمهی حافظان زبردست میباشد. طل اب علم نزد موزل او ر حل اقامت میافگودند. جان خود را بر انواع علوم جمع نمود غیر از علم و عمل دوست دیگری نمیخواست و موتهای آرزوینش علنم و عمنل بود. حافظهای داشت که هیچ چیز از ذ هن او بیرون نمیرفت و ضابطهای داشت که کهوه و ننو در برابنر آن یکسنان بنود و طوری در علم خود محکمکاری و اتقان داشت که با علمای بزرگ پیش از خود برابری داشت اگر نگوییم که بر آنان ت ف نو ق داشت و کثرت علم او به حدی بود که او غوی بود و مردم همه نیازمود به علم او بودند از جمعی از علماء سماع علم داشت. و تعداد شیوخ و استادان او از مردان 4222 شیخ و از زنان هشتاد و چود استاد بود. بار سفر به سوی مکهی مکرمه و مدیوهی مووره و عراق بست. و از دیار عجم از علمای اصفهان نیشابور م رو تبریز میهوه بیهنق خسنروجرد بسنطام دامغنان ری زنجان همدان اسدآباد ج ی هرات ب و ن ب غ بوشوج س ر خس نوقنان سنموان ا ب هنر م ر نند خنوی جرباذفنان و مشنکان رودراور حال ون و ا رجیش سماع علم داشت. همچوین از علمای انبار رافقه ر ح به ماردین ماکسین و غیر اینها از بسیاری از شهرهای دور و اقلیمهای پراکوده سنماع داشت و همیشه دور از خانه بود. و اس را سوی شهرها و صحراهای دور دست به توهایی میراند و همراهی جنز تقنوی و پرهیزکاری نداشت و عزم و تصمیمی داشت که غیر از رسیدن به آرزوی خود در علم هیچ چیز دیگری او را قانع نمیکنرد. شیخ او ابوالف ل طوسی فرمود: نمیشواسم کسی را که امروز شایستهی لق الحافظ در حدیث باشد جز او. عالمه ابن نجنار فرمود: او امام محدثین است در زمان خود. و او کسی است که برتری در حفظ و اتقان و معرفت کامنل در علنوم حندیث و اعتماد و کفایت و خوبی تألیف به او پایان پذیرفته است. عالمه ابن الوجار فرمود: شویدم از شنیخ عبندالوهاب بنن امنین کنه
68 66 روزی همراه حافظ ابوالقاسم ابن عساکر و ابوسعد بن سمعانی در طل حدیث و مالقات شیوخ راه میرفتیم آنگاه شیخی را مالقات نمودیم ابن سمعانی از آن شیخ خواست تا بایستد و چیزی از حدیث را بر او بخواند در کیسهای که اوراق سماعش در آن بود بررسی نمود و برگهی سماع خود را نیافت و دلتوگ شد. حافظ ابن عساکر فرمود: آن جزء کنه دنبنالش میگنردی راجع به چه موضوعی است ابن سمعانی فرمود:»کتاب بحث و نشور«از ابن ابی داود اسنت کنه آن را از شنیخش ابونصنر زیوبی شویده است. ابن عساکر فرمود: دلتوگ مباش و آن کتاب بحث و نشور را از حفظ خواند. همهی آن را یا قسنمتی از آن را که مورد نیاز بود. ابن نجار فرمود: که شک در این که همهی آن کتاب را خواند یا بع ی از آن را اینن شنک از شنیخ منا عبدالوهاب بن امین است. امام نووی / در بارهی حافظ ابن عساکر نوشت و من از خط او نقل کردم فرمود: او- یعوی ابن عساکر- حافظ شام است بلکه حافظ دنیاست امام است و مطلقا مورد اعتماد و اطمیوان است. ابن عساکر مسموعات خود را به کسی سپرده بود تا برايش بیاورد: تأخیر نمود و ابن عساکر از اين تاخیر ناراحت بود تا اين که باو رسید: حافظ ابومحمد قاسم فرزند حافظ بن عساکر فرمود: پدرم کتابهای بسیاری شنویده بنود و نسنخههای آن را بنه دسنت نیاورده بود بوا به اعتمادی که بر رفیقش حافظ ابوعلی بن وزیر نموده بود زیرا آن چه ابن وزیر به دست میآورد پندرم بنه دست نمیآورد. و آن چه پدرم به دست میآورد ابن وزیر به دست نمیآورم در یکی از ش ها شویدم که پندرم بنا یکنی از دوستانش صحبت میکرد که به سفر رفتم و مثل این است که به سفر نرفتهام. و مسموعاتی را بنه دسنت آوردم و مثنل اینن است که به دست نیاوردهام. گمان میکردم که رفیقم ابن وزیر کتابهایی را که سماع من است میآورد مثل»صحیح بخاری«و»صحیح مسلم«و»کتابهای بیهقی«و جزوههایی که با اسوادهای عالی بود. رفیقم ابن وزیر در شهر م نرو نشسنت و آنجنا اقامت گزید. و انتظار داشتم رفیق دیگرم به نام یوسف بن فاروا جیانی بیاید که او نیز نیامد. و انتظار داشتم رفیق دیگنرم کنه ابوالحسن مرادی است برسد برای این که میگفت: ممکن است بیایم به دمشق و از آنجا به شهرم اندلس بروم. و هیچ کندام از اینها به دمشق نیامدند. بوابراین ناگزیرم سومین بار به سفر بروم تا کتابهای بزرگ و مهم و جزوهها و اسوادهای عالی را به دست آورم. چود روزی نگذشت که یکی از دوستانش درب خانهاش را زد و گفت: این ابوالحسن مرادی اسنت کنه آمنده است. پدرم نزد او رفت و او را به خوشوقتی مالقات کرد و در خانهی خودش او را موزل داد. او با خودش چهار س ف ط پر از کتاب آورده بود- سفط: ظرفی است که از تخته و چوب میسازند و در آن میوه و غیره جای میدهود- که همه به خط پدرم بود که مسموعات خود را نوشته بود. پدرم از رسیدن این مخطوطات که به خاطر آنها سفر کرده و مندتی بنه نوشنتن آنهنا پرداخته بود وقتی که دید همهی آنها سالم رسیدهاند خیلی خوشوقت شد و شکر خدای متعال را به جنا آورد کنه همنهی مسموعات او را بدون زحمت به او رسانیده است. و زحمت سفر را از دوش او برداشنته اسنت. آن گناه بنه آن کتابهنا رو آورده و به نسخهبرداری از آنها پرداخت تا این که به مقصود خودش از آنها رسید و هر کتابی از آن کتابها را که از سفط
69 67 )صودوق( بیرون میآورد این قدر شاد میشد که گوییا همهی مالک دنیا را به او دادهانند. خندایش بینامرزد و از او خوشنوود باشد. انتهی: عبارت تاج الدین سبکی به پایان رسید. این هم چود صفت درخشوده بود از سیرت این امام یگانه و فرزانه حافظ ابن عساکر دمشقی. شما در سیرت او خواندید که چگونه دارای تبح ر در علوم بود و چگونه کتابهایی را از خود به یادگار گذاشت اگر ننه این بود که او حتی یک لحظه از حیاتش نمیگذاشت بیفایده بگذرد و روز و ش همه در فکر علم و تألیف و فایدهرسنانی بود اگر این محافظت بر وقت و قدردانی حتی از دقائق و لحظات آن نبود هیچگاه نمیتوانست چوین کتابهنای ضنخیم و پرارزش را بوویسد که مراکز علمی از طبع و چاپکردن آنها عاجزند چه رسد به تألیف مثنل آنهنا. بونابراین ای جواننان! وقت خود را گرامی بدارید و نگذارید لحظهای از وقتتان به هدر برود برای این که وقتها و لحظهها گوجیوههای خینرات و برکات هستود. تقسیمبندی هر کاری برای وقت مناسب آن از اسباب کامیابی است آنچه برای قدرشواسی وقت جل توجه مینماید دانستن موزلت هر کار علمی است تا وقتی مواس برایش در نظر گرفته شود برای این که بع ی از کارهای علمی هر وقتی برای آن مواسبت است مثل مطالعهی سریع کتاب. و بع نی از کارهنای علمی است که نیازمود ح ور قل و بیداری کامل و فکر روشن و آسودگیخاطر است. چوین کارهای علمی که حاجت به صفای ذهن و نشان قریحه و فهم دارد اختصاص به وقتهایی دارد کنه وقنت ننزول برکات و حصول ن ف حات است: مثل س حر و بامداد و اوقات آرام ش و هوگام فراغنت قلن و در جنایی کنه آرامنش در آن باشد. امام خلیل بن احمد فراهیدی شیخ امام الواحاة سیبویه و یکی از عاقالی بوی آدم فرمود: سحرگاه بهترین وقت با صفابودن ذهن انسان است. و عالمنه جناراهلل زمخشنری در کتناب»اسزاس البالغزة«در منادهی )وضع( فرمود:»و در سخن یکی از علماء آمده است: وقتی که سحر ظهور کرد در خانهام را بکوب تا بدانی موضع رأی منرا. یعوی اگر رأی مرا میخواهی در وقت سحر رأی مرا بخواه. عالمه عبدالفتاح ابوغاد ه فرمود: تمجید خلیل بن احمد و زمخشری از وقت سنحر و ف نل آن زمنانی بنود کنه سنحرگاه بهترین وقت نشان عقلی و راحت جسمی در زندگی آن رادمردان بود اما امروز اوضاع تغییر کنرده و پنیش منردم سنحرگاه سوگینترین وقتهاست که به خواب و سستی میگذرد و صفای دل و جنان در سنحرگاهان و استوشناق نسنیم بامندادان از دست این مردم بیرون رفته است. امام ادی ابوعلی حسن بن رشیق قیروانی در کتابش»العامد ة فی محاسن الشعر و آدابه ونقده«فرمود: و از آنچنه فکنر را جمع میکود بر پاشت خوابیدن برای مطالعه است اما قفل دریای خاطر را مثل آغاز بنه کنار در سنحرگاه نمیگشناید زینرا انسان در سحرگاه از خواب برخاسته است و روح پراکوده نشده است و اسباب لهو و بازی در کار نیسنت و امنور معیشنت
70 68 ذهن را به خود مشغول نساخته است. سحرگاه وقتی است که گوییا انسان از نو زنده شده است. و هوای سحری لطینفترین هوا و نسیم سحری نسیمی است روح افزا و درستترین میزان میان ش و روز است اما چرا اول شن مانوند سنحرگاه و آخر ش نیست برای این که اول ش موقعی است که تاریکی بر روشوایی پیروز شده برعکس سحر که روشوایی سحر بر تاریکی ش پیروز شده است. و اول ش موقعی است که نفس انسانی از کارهای روز خسته و بیمنار اسنت و حاجنت بنه ش دارد تا از خواب راحت خستگیهای روز را بزداید. بوابراین شایسته است که این اوقات با صفا و پر برکنت بنرای حنل مشنکالت و پناککردن مسنائل پیچینده و تصنحیح اشتباهات غویمت شمرده شود. بیان بهترين وقت و محل برای حفظکردن امام حافظ خطی بغدادی در کتاب»الفقیه والمتفقه«در جایی که صحبت از بهترین وقت و محل بنرای حفظکنردن دارد میفرماید: بدان که برای حفظ ساعتهایی است که شایسته است برای کسی که قصد حفظکردن دارد آن اوقنات را رعاینت بوماید و برای حفظ جاهایی است که شایسته است برای کسی که قصد حفظ دارد در آن جاها باشد. بوابراین بهترین وقنت برای حفظکردن سحرگاه است. و بعد از آن نیمروز. و بعد از آن بامدادن. و ش بنرای حفنظ بهتنر از روز اسنت و هوگنام گرسوگی شایستهتر است از وقت سیری و الزم است برای کسی که قصد حفظ دارد بسنوجد کنه بنرای او چنه وقنت بنرای حفظکردن بهتر است برای این که بع ی از مردم هستود که اگر زیاد گرسوه باشود نمیتوانود چیزی را از حفظ کووند. بنرای چوین اشخاصی مواس است که گرسوگی را به غذای سبکی رفع کوود. و بهترین جاها برای حفظ جاهای بلود است مثل باالخانه که از جاهای پایین بهتر است نیز هر جایی که از چیزهایی که خاطر انسان را به خود مشغول میسازد دور باشد برای این که هرجا که دل را مشغول میسازد و یا بر انسان چینره میشنود از حفظ باز میدارد. بر سر یک مسأله میان خطی بغدادی و ابونصر فارابی اختالد است: خطی میفرماید که موقنع حفنظ باید از جاهای سبز و خرم و ل جوی آب پرهیز کرد برای این که روی چمن سبز و ل جوی آب و میان کوچنه در اکثنر اوقات خالی از رفت و آمد نیست و نتیجه این میشود که انسان از حفظ باز میماند و ابونصر فارابی عادت داشت که توهایی را میپسودید و مدت اقامتش در دمشق در محلی که آب و سبزه بود مینشست و کتاب خود را تألیف میکرد و مردمنی کنه میخواستود از علم او استفاده کوود در آنجا به خدمتش میآمدند. در حقیقت هردو درست فرمودهاند: جاهایی است که ل جوی و روی چمن سبز محنل اجتمناع منردم و هیناهوی آننان است چوین محلهایی است که به فرمودهی خطی بغدادی به کار حفظ نمیخورد. و جاهایی است که ل جوی آب و بر چمن سبز محل خلوت است و این جاهاست کنه ابونصنر مینشسنت و کتناب را مینوشت و به افادهی دانش پژوهان میپرداخت. به عقیدهی این داعی ل جوی آب و بر چمن سنبز و قلنهی کنوه خنوش نسیم بهترین جا برای حفظ است. ابونصر فارابی از بزرگترین فالسفهی مسلمان است او در فاراب نزدیک مرز چین به سال 022 به دنیا آمد و به سال 221 در دمشق وفات یافت.
71 69 مستحببودن دوری از جاهای پرهیاهو به هنگام حفظکردن: در حقیقت از این که برای دانشجویان جاهای خلوت و دور از مردم و جنار و جوجالشنان پسنودیدهاند اینن اسنت کنه خلوت به صفای ذهن و ح ور قل کمک میکود و موقعی که فکر روشن شد صحت نظر و فهنم در طلن معلومنات بنه دست میآید. و علما علم را از میزان عقل طل میکوود و این میزان در موتهای لطافت است و از هر مشغلتی متأثر میشود و از طریق مستقیم موحرد میگردد از این رو در تحصیل علم خصوصا علمهایی کنه بارینکبیوی و فهنم قنوی میخواهند رعایت زمان و مکان را الزم دانستهاند تا فهم درست حاصل شود و تصور و حکم را به درستی دریافت. امام محد و فقیه ادی ابوسلیمان حمد بن محمد خطابی متولد سال 241 و متوفای سال 211 چوانکه شرح حالش در کتاب»یتیمۀ الدهر«دوستش ثعالبی آمده است فرمود: موقعی که در خلوت هستم ذهوم صفا مییابد و مطال درخشنودهای بر من عرضه میشود که به موزلت برق در تاریکی است و موقعی که پیاپی آواز االغها به گوشم میرسد حالتی به من دسنت میدهد که لکوت زبان میگیرم ونمیتوانم سخن بگویم. از بین علوم علمی است که فایدهاش اندک است و از کمالیات است و ندانستن آن مایهی نقص نیست نفع آن اندک است و حاجت به آن اندکتر است چوین علمی شایسته نیست وقت گرانبها را در تحصیل آن از دست داد برای این که مشغول مف ولشدن از رسیدن به فاضل و اف ل باز میدارد. همچوین فرموده است: و هرگاه به طل علم مشغول شدی بدان که علم بار است پس بوگر که چه چیز را بار میکونی و موقعی که دانستی آن باال و پایینبردن دارد دل خود را مشغول علمی بساز که بهتر است. بوابراین سزاوار است که شخص عاقل ذهن قوی و وقت گرانبهای خود را صرد علمی بسازد که بهتر است. تا از آن علم بهتر زندگی بهتر بیابد و نیکبختی دو جهان را برای خود ذخیره نماید. خوب است که انسان وقتی احساس خستگی و مالل نمود خود را فريب دهد: در کتاب»الح ث علی طل العلم«22 4: تألیف عالمه ابوهالل عسکری آمده است که: ابوالقاسم عبیداهلل بن محمد اسدی معتزلی ادی نحوی عروضی معرود به ابن ج رو م وصلی متوفی 212 فرمود: شایسته است که انسان درس اخبار و اشنعار را برای وقت خستگی به تأخیر بیودازد. و ابوالفتح محمد بن جعفر همدانی بغدادی ادی نحوی لغویی معرود به ابن المراغی فرمود: شایسته است کنه انسنان در درس خود را بفریبد. انتهی: سخن ابوهالل عسکری به پایان رسید. عالمه عبدالفتاح ابوغده فرمود: قصد ابن المرغی از این که شایسته است انسان در درس خود را بفریبد این است که اگنر در درسی سستی و خستگی دچار انسان شد درس را رها نکود و از خواندن باز نماند بلکه به خود بگوید که خسته نیستم و نشان خود را از دست ندادهام بهتر است درسم را ادامه بدهم تا از دیگران عق نیفتم. به این طریق نشان خود را بناز یابند اصوال تلقین نفس اثری عجی دارد. عواملی که خستگی را از بین میبرد و خواب و سستی را میراند:
72 71 درمان ملولی و خستگی و راندن خواب و سستی به وسیلهی این عوامل امکانپذیر است: جویدن آدامس رفتن به ف نای آزاد تغییردادن محل بدنشستن قدمزدن شستن سر و صورت مطالعهی کتاب دیگر و نظینر آنهنا هرچنه کنه خسنتگی و سستی را رفع کود. معموال سهر جسمی به نوعی صالح مییابد و هر نشاطی کلیدی دارد که بر افراد حریص بر علم و دانش پوهان نمیماند. الزم است رعايتکردن اصل األه م فاأله م و مقدمداشتن م هم بر غیر مهم: امام حافظ خطی بغدادی / فرمود: علم مانود دریاست یعوی آیا ممکن اسنت درینا را بنه پیماننه خشنک کنرد درینا را نمیتوان به پیمانه تمام کرد. و علم مانود معدنهایی است که حاصل آن پاینان نندارد. بونابراین خنود را بنه األهنم )مهمتنر( مشغول دار و آنچه اهمیتی ندارد به آن مشغول مشو و کسی که غیر مهم را دنبال کرد خود را از مهم محروم سناخته اسنت. انتهی: سخن خطی به آخر رسید. و این فرمودهی خطی بغدادی همان است که عباس بن حسن علوی به آن اشاره فرمنود: خطین در تناریخ بغنداد 40: 402 شرح حال او را آورد و نصیحت او را که از بهترین نصیحتهاست یاد نمود و آن نصیحت این است: بدان که رأی تنو آن وسعت را ندارد که به همه چیز برسد. بوابراین رای خود را آماده ساز برای آنچه مهم است. و مال تو آن قندر نمیتوانند باشد که به همهی مردم برسانی. بوابراین مال خود را اختصاص بده به کسانی که اهل حق هستود و بزرگواریت نمیتواند که به همهی عوام برسد. بوابراین بزرگواری خنود را بنه اهنل ف نل اختصناص بنده. و شن و روزت نمیتوانوند بنه همنهی حاجتهایت برسود. بوابراین وقت خود را به خوبی قسمت کن میان وقتی که باید به کار مشنغول شنوی و وقتنی کنه بایند راحت خود را دریابی. برای این که اگر رأی خود را در غیر مهم به کار ببری مهم را خوار داشتهای. و این روش مانوند اینن است که دانشجو در روزهایی که امتحان در پیش دارد کتابهای درسی خود را کوار بگنذارد و بنه خوانندن جونگ رسنتم و اسفودیار بپردازد که در این صورت در امتحان موفق نمیشود و زحمت یکسالهاش برباد میرود. از این روی همیشه باید به آنچه مهمتر است پرداخت و در وقت امتحان به کتابهای درسی و آمادهشدن برای امتحان پرداخت تا موفق شد. و اگر وقتت را در ش و روز در کاری که به آن نیازی نداری به کار ببری وقتی برای رفع نیازت به وقت نیاز داری بنه خواری میافتی. اینهایی که یاد شد همه اشاراتی بود در بیان ارزش وقت نزد آن دانشمودان برجسته و آن پیشوایان حاجسته کسانی که بنا یاد کرد ایشان از یادکردن بسیاری از دانشمودان دیگر صردنظر کردیم. و در حقیقت همهشان مایهی افتخنار اسنالم و بلکنه مایهی افتخار انسانیت بودند آنان مردمی بودند که خدای عزوجل فخرشان را پایهگذاری فرمنود. بونابراین بناالتر از افتخنار ایشان افتخاری نیست و هرچود کسی دارای فخری عظیم باشد به افتخار ایشان نمیرسد. روی این اصل ای خوانودهی بزرگوار آنچه را که شویدی و خواندی شگفت مدان وقتی که خواندی فالنی بیش از صند کتاب تألیف نمود و با تألیفات در هر علمی بهترین بهره و حظ را یافته اسنت زینرا ایشنان وقنت خنود را حفنظ کردنند و
73 70 نگذاشتود غفلت باعث از میان رفتن وقتشان گردد لحظه و دقیقه و ساعت همه را در راه علم نافع و مهم به کنار بردنند. و بدین سب آن همه افتخار را به دست آوردند. يادکردن گروهی از دانشمندان که پنجاه تألیف تا صد تألیف يا بیشتر داشتند استاد جمیل العظم دمشقی متوفی به سال 4210 کتابی نوشته اسنت بنه ننام:»عقزد الجزوهر فزی تزراجم مزن لهزم خسزمون تصنیفا فما ة فأکثر«. در این کتاب اشخاص بسیاری یاد نموده است که به بسیاری تألیفات و مصوفات مشهورند از قبیل: ابن جریر طبری ابن الجوزی نووی ابن سیوا ابن تیمیه ابن الق ی م غزالی ابن حجر عسقالنی بدر الدین العیوی سیوطی علی القاری مواوی عبدالغوی نابلسی و عبدالحی لکووی. و افرادی دیگر از کسانی که تنألیف هرینک از ایشنان از ینک صند کتاب یا از پوجاه کتاب بیشتر است. وقتی که بر شرح حال هریک از آن دانشمودان فاضل و مشهور آگاه شدی همتت باعث میشود تا بکوشی و خودت را به ایشان برسانی اگر دارای همت بلود هستی و قدر عمر و وقت خود را میدانی و از جهان نروی مگر موقعی کنه از دسنترنج خود سی کتاب یا چهل کتاب یا پوجاه کتاب به یادگار گذاشته باشی.»ويزيد هللا في الخلق ما يشاء. ويخات برحمتاه مان يشاء وهللا واسع علایمو خدا زیادی فرماید در مخلوقاتش آنچه را که بخواهد. و خندای متعنال اختصناص میدهند بنه رحمتش هر که را بخواهد و ف ل خدا پهواور است و بسیار داناست به همه چیز«. بیان چیزهايی که بر وقتيابی و استفاده از آن کمک میکنند برای حفظ وقت و به دستآوردنش از قدیم در وصف طالبی که آمادگی تحصیل علم دارد و امید نابغه شندنش هسنت گفته شده که باید شتاب نوشتن و شتاب خواندن و شتاب راهرفتن را داشته باشد. حافظ ابن رج حوبلی در ذیل کتاب»طبقات الحوابله«در شرح حال حافظ شیخ االسالم ابن ابی اسماعیل ه ر وی خواجه عبداهلل انصاری حوبلی که متوفای سال 114 هجری است آورده است که حنافظ محمند بنن طناهر مقدسنی فرمنود کنه از ابواسماعیل انصاری شویدم که میفرمود: محد واج است که سریع المشی سزریع الکتابزة و سزریع القزراءة باشند یعونی عالم به حدیث باید شتاب نویس شتاب خوان شتاب راه رونده باشد. شتاب راهرفتن طال برای این است که در اندک زمانی بتواند به شیوخ و استادان علم حدیث برسد. و شتاب نوشتن و شتاب خواندنش برای این است که وقت را مختصر نمایند و حفظ وقت نماید برای کارهای دیگر و برای زیادکردن علم خود. و این وصفهایی که یاد شد یقیوا به زیادت توشهگرفتن از علم و استفادهنمودن از شیوخ و علماء در مدت کمتری از وقت و عمر کمک میکود. عبدالفتاح میفرماید: من وصف چهارمی را بر آنها افزودهام و آن این که سریع األکل باشد یعوی کمخوراک باشند زینرا اگر خوردن خوراک را طول بدهید آن وقت اندوخته را که از شتاب خواندن و نوشتن و راهرفتن بنه دسنت آورده اسنت بنا طول دادن در وقت خوراکخوردن و پرخوری و بیرون دادنش از دست میدهد. و بوندهی داعنی وصنف پوجمنی بنر آنهنا افزودهام و آن این که کمخواب باشد و زود از خواب بیدار شود. بوابراین طال علم حدیث بایند شنتاب راه بنرود شنتاب
74 72 بوویسد شتاب بخواند کمخوراک باشد و کمخواب باشد تا بتواند به خوبی استفاده از وقت نماید و بنه خنوبی از نصنیحت بزرگان پیروی نماید. قاضی عیاض منالکی / در کتاب»الش فا بتعریف حقوق المصطفی ص«421 4: در فصل هفنتم از بناب دوم فرموده است: همیشه عرب و حکیمان افتخار به کمخوابی و کمخوراکی مینمودهانند و نکنوهش پرخنوری و پرخنوابی میکردهاند زیرا پرخوری دلیل حرص و کودنی و باعث بیماری و سوگینشندن بندن و محرومشندن از نشنان و چنابکی و کارآمدی است. آن چوانکه کمخوراکی دلیل قواعت و خودداری و سب تودرستی و صنفای بناطن و تیزهوشنی اسنت زینرا پرخوری به آشامیدن آب زیاد موجر میشود و پرخوری و پرآشامیدن به خواب سوگین و پرخنوابی میانجامند. و چنه فاینده دارد عمری که به پرخوری و پرخوابی و رفت و آمد زیاد به مستراح بگذرد. و در حکمتهای لقمان حکیم آمنده اسنت: ای پسر عزیزم! وقتی که معده پر شد فکر به خواب میرود و حکمت گوگ میشود و اع ای بدن از عبادت خدا باز میماند. سفیان ثوری فرمود: به اندکخوری ش بیداری به دست میآید. سحوون فرمود: علم به صالح نمیآید بنرای کسنی کنه میخورد تا سیر شود. سیدنا عمر فرمود: شما را برحذر میدارم از پرخوری برای این که پرخوری وسیلهی سستی از نمناز و باعث فساد جسم و رسانوده به بیماری است. بر شما باد میانهروی که آن از اسراد به دور اسنت و باعنث صنحت بندن و بیشتر نیروگرفتن در عبادت میشود و انسان هالک نمیشود مگر وقتی که شهوت و خواستهاش را بر دین ترجیح داد. لالب علم بايد خوراک و خواب و استراحتش به قدر ضرورت باشد: امام نووی: در مقدمهی گرانقدر کتاب عظیم»مجموع«فرمود: سزاوار است که طال علم حریص بر تعلم و فراگرفتن علم باشد و در همه اوقات: ش و روز در سفر و ح ر بر فراگرفتن علم مواظ باشد و وقت خود را صنرد غینر علنم نکوند مگر به قدر ضرورت. و برای خوراک و خواب مقداری از وقت صرد آنها نماید که ناگزیر از آن باشد. و برای استراحت به قدری که مالل و خستگی را از خود دور کود و مانود اینها از هرچه که از ضروریات است اگر میتوانست مثل خنود امنام نووی همیشه روزه باشد و یک بار خوراک بخورد و آن هم اندک و روز و شبی ربع ساعت نشسته بخوابد خنوب بنود امنا افسوس که این روش کار همه کس نیست. ابوالوفا ابن عقیل فرمود تا میتوانم از وقت خوراکم کم میکنم: پیشتر در شرح حال امام ابوالوفا ابن عقیل حوبلی گفتیم که او میفرمود: موتهای کوشش دارم تا وقت خوراکم را کم نمایم تا جایی که کاک نرم شده را با آب بلعیدن بر خوردن نان ترجیح میدهم زیرا میان این دو تفاوت جویدن اسنت و تنا وقنت برای مطالعهام بیشتر شود یا فایده را بوویسم که اگر مشغول مشغول نانخوردن شوم نوشتن آن فایده از دستم بیرون منیرود و در حقیقت با شکوهترین تحصیل نزد عقالء به اجماع علماء وقت است. و همین وقت غویمتی است که باید فرصنت آن را به دست آورد برای این که تکالیف زندگی بسیار است و وقت زودگذر است. انتهی: گفتار ابن عقیل به پایان رسید. دو بیت شعر از امام جالل الدین سیوطی است در بارهی آنچه طال علم برای به دستآوردن وقت نیاز دارد. پس از آن دیدم که امام حافظ جالل الدین سیوطی / اشاره فرمود بنه نیناز طالن علنم بنه شنتابیدن در خوراکخنوردن راهرفتن و نوشتن برای به دستآوردن وقت. و اشاره فرمود به این دو بیت:
75 73 حززززززززززززززززدثنا شززززززززززززززززیخنا الكنززززززززززززززززاني عززززززززن أبیززززززززه صززززززززاحب الخط ابزززززززززة أسزززززززرع أخزززززززا العلزززززززم فزززززززي ثزززززززالث األكزززززززززززززل والمشزززززززززززززى والكتابزززززززززززززة شیخ ما امام قاضی الق اة بدرالدین احمد بن ابراهیم کوانی مصری حوبلی / به ما خبنر داد از پندرش کنه خطین بنود و فرمود: بشتاب ای برادر علم )ای طال علم( در سه چیز: در خوراکخوردن و راهرفتن و نوشتن. آنچه از وقت فوت شد بر نمیگردد: دیروز که گذشته است اگر همهی خالیق دست به دست هم بدهود که دیروز را برگردانود محال است که بتوانود. بوابراین ای برادر دانا و ای تیزهوش با فهم خردمود تو را تشویق میکوم که وقت خودت را برای خودت نگنه داری و نگنذاری کنه وقت را بدون فایده از دست بدهی برای این که زمانی که در آن هستی زودگذر است نه تازه میشود و نه بر میگردد. شاعر گفت: مزززززا مضزززززى فزززززات والمؤمزززززل غیززززززب ولزززززز السززززززاعة التززززززي أنززززززت فیهززززززا تفسیر آن به قول سعدی علیه الرحمة: سعدیا دی رفت و فردا همچونان معلنوم نیسنت در میان این و آن فرصت شمار امروز را دیروز صحیح است که رفته است اما حساب خوب و بد واقع در آن از بین نرفته و حساب دیروز به جای خود باقی و در دفتر اعمال انسان ثبت و ثواب و کیفر آن برقرار است. مسکین آدمی با این همه غرور و غفلت در مقابل دو لقمه نانی که میخورد انواع حساب باید داشته باشد: ]ق: 41[»هیچ سخوی را بر زبان نمی آورد مگر ایوکه نزدش مراقبی حاضر )وآمادة نوشتن( است«. هر نظری که به چشم مینگرد آنچه به گوش میشوود قدمی که بر میدارد هر قصدی که بر آن تصمیم میگیرد همه در حساب اعمال آدمی است. نظر او به سوی حالل است یا حرام آنچه میشوود خوب است یا بد قدمی که برمیدارد به سوی خیر است یا شر قصدی که میکود و تصمیم انجام آن را دارد اگر بتواند آیا قصد خیر است یا قصد شر همهی اینها مورد حساب است. افسوس از غفلت ما که وقت را به هیچ میگیریم و چشم به هم نزده موقع رحیل از دارالفوا الی دارالقرار میرسد و آن وقت خدا میداند که چقدر افسوس و حسرت میخوریم و لیکن بدون فایده. بوابراین بر به دستآوردن زمان و استفاده از آن به وسیلهی موظمکردن خودت و کردارهایت و اوقاتت حریص باش. این نظم مورد لزوم است: معلم باشی یا متعلم مؤلف باشی یا مطالعهکووده مستمع باشی یا قاری تالی قرآن باشی یا عابد. به خود ستم نکن به گونهای که وقتشان را غویمت نشمری و ساعتهای زندگیات را برباد دهی و غابن و مغبون باشی و عمرت را ضایع کرده باشی. روی دلت به سوی استراحت راغ باشد و در به دستآوردن ف ایل رغبتی نداشته باش. سستی رفیق بدی است و آسايش و تن آسايی نتیجهاش پشیمانی است: امام مربی ابوالف ر ج بن جوزی / در نامهی نصیحتآمیزی که به فرزندش نوشت و نام آن نوشته را»لفتة الکبد فی نصزیحة الولد«نامید چوین فرمود:
76 71 سستی در به دستآوردن ف یلتها چه بد رفیقی است. و آسایش و تنآسایی باعث پشیمانی است پشیمانیای که بر هنر لذتی چیره آید. بوابراین آگاه باش و برای سعادتت تالش کن و برآنچه گذشت از کوتاهکاری اظهار پشیمانی کنن. و بکنوش برای رسیدن به کامالن مادامی که وقت کوشش برای رسیدن به کامالن وجود دارد. و شناخهات را آبیناری کنن منادامی کنه خشک نشده و در آن رطوبتی باقی است. و به یاد بیاورد ساعتی از وقتت که ضایع شد. و همین کافی است که اندرزی باشد برای این که لذت سستی در آن از بین رفت و مرتبت ف ایل از دست رفت. در حالی که اگر وقت ضایع نشده بود مرتبنهای از ف ایل به دست آمده بود. و همتها در بع ی اوقات کوتهکاری مینماید و موقعی که تشنویق شند بنه سنیر خنود ادامنه میدهد. و هر همتی که ایستاد پستی خود را نشان داد برای این که همت عالی به پستی خوشوود نخواهد شد. هر کسی که عالیهمت باشد در صدد علو و رفعت خود برمیآید و آن پستهمت است که به پستی راضی میشود. باال رفتن نفس به سوی فضايل نشانهی شرف و بزرگواری آن است: و از ن فس بخواه تا راه ف ایل را در پیش گیرد. و این موتهای مقصود مجتهدان است. ف ایل هم تفناوت دارد شخصنی آن را در زاهد و بیمیلی در دنیا میداند و شخصی آن را در مشغولشدن به عبادت میداند و در حقیقت ف ایلی که کاملود از جمع بین علم و عمل به دست میآیود. و وقتی که علم و عمل هردو حاصل شدند صاح علم و عمل را به بناالترین مقنام میرسانود. و غایت مقصود همین است که علم و عمل باهم به دست آیود. و به اندازهی عنزم و تصنمیم موزلتهنای بنزرگ فراهم میشود. بوابراین شایسته است که همتت به سوی کمال باال رود. مردمی در زاهد ایستادند کنه زهند خنودش مقصنود است. و مردمی مشغول علم شدند و ندانستود که علم برای عمل است. و نادر هستود مردمی که میان علم کامل و عمل کامل جمع نمایود. و نه هرچه قصد آن میشود مراد مقصود است و نه هر طالبی یابودهی مطلوب خود است. و نه هرکسی که کاری را آغاز نمود به آخر میرساند. و نه هرچه دل خواه انسان است به دست میآید. و چوانکه ابوالطی متوبی گفت: ومزززززززا كزززززززل هزززززززاو للجمیزززززززل بفاعزززززززل وال كزززززززززززل فعزززززززززززال لزززززززززززه بمزززززززززززتمم نه هرکسی که هوا خواه خوبی است برای حصول آن دست به کار میشود و نه هرکسی که کاری را آغاز میکود آن را به اتمام میرساند. و لکن وظیفهی بوده کوششکردن است. و هرکس در کاری که برای آن آفریده شده است موفق میشود. پایان سخن ابنن الجوزی با اندک تصرد. بیان مهمترين کاری که بر غنیمتشمردن وقت کمک میکند: در واقع چیزی که مساعدت مینماید بر اغتوام وقت موظمنمودن اعمال است و دوری از مجلسهایی کنه از خینر خنالی است و ترککردن از هرچیز که بیهوده است و هموشیوی با مردمی که اهل کوشش و تیزهوش و بیندار هسنتود و نمیگذارنند دقیقهای از وقتشان بیفایده بگذرد و نیز خواندن سیرت دانشنمودانی کنه یگاننهی روزگنار خنود بودنند و شنرح حالشنان
77 71 تکاندهوده است مانود دانشمودانی که در این کتاب شرح حالشان گذشت. و لذتبردن از شنیریوی قندر وقتشواسنی بنرای نتیجهگرفتن از وقت در خدمات ارزندهی علمی. و غرقشدن در خوشی مطالعهی کتاب و افنزودن معلومنات و پاکسنازی و تحقیق در معلومات برای این که این گونه مسایل هستود که تو را آشوا بنه ارزش وقنت میسنازند قندر وقتشواسنی را در وجودت برمیانگیزانود تا همیشه در صدد حفظ وقت و نگهداری آن و به کار گرفتن وقت در اعمال صالح برآیی. وقت يعنی حیات وقت يعنی عمر و زندگی استاد ناصح درستکار حسن البوا / فرمود: کسی که حق وقت را شواخت زندگی را یافته است برای این که وقنت حینات است. عماره / شاعر فقیه و ادی یمیوی متوفی سال 121 قصیدهای دارد که قاضی ابن خلقکنان در»وفینات األعینان«آن را آورده و معوای ابیاتی از آن چوین است: هرگاه سرمایهات عمر تو باشد بپرهیز از مصردکردن عمر در غیر واج. و میان رفتن ش و آمدن صبح معرکهای است که لشکر آن شگفتیها را به سوی ما میآورد. و شاعر ادی احمد شوقی / فرمود: قل در حرکاتش به شخص میگوید: زندگی عبارت است از دقیقهها و ثانینهها کناری کنن کنه بعند از وفاتنت اسنم و آوازهات باال گیرد برای این که ماندن نام نیک آدمی عمر دوم اوست. حفصه دختر سیرين خواهر محمد بن سیرين فرمود: وقت کار ايام جوانی است: عمر حقیقی انسان که در آن فعالیت دارد در سن جوانی است برای این که جوانی زمان کار و تحصیل علم اسنت همنان گونه که جوانی ایام بخشش و تولید است. در جوانی نیروی فکر و بدن هردو فراهم است. و همت در جوانی عنالی اسنت و بیماری و موانع زندگی به سب اندکی متعلقات به دور از آدمی است. تابعی جلیل حفصۀ بوت سنیرین میفرمنود: ای گنروه جوانان از وجودتان بهرهبرداری کوید تا وقتی که جوان هستید برای این که عمل و کار را ندیدم مگر در ایام جوانی. حفصه دختر سیرین خواهر گرامی امام محمد بن سیرین یکی از زنان بلودنامی است کنه تنابعی بنود و از فقنه و حندیث بهرهای وافر داشت در صالح و تقوی معرود است و گفتهی او از لحاظ اعتبار س و د است به سال 44 هجری به دنیا آمند و به سال 424 در عمر نود سالگی وفات یافت. رحمه اهلل تعالی. شرح حال او در»صفۀ الصفوۀ«ابن الجوزی 01 1: و»تهذی التهذی» ابن حجر : آمده است. امام نووی در مقدمهی کتاب عظیم خود»المجموع: 21 4: فرموده است:»سزاوار است برای دانشجو که تحصنیل علنم را در وقت فراغت غویمت بشمارد و در وقت نشان و جوانی و نیرومودی بدن و آسودگی خاطر موتهنای کوشنش خنود را در فراگیری علم به کار گیرد پیش از این که عوارض سستی پدید آید و انسان نتواند کاری کود«. چه بسیار هسنتود کسنانی کنه جوانی و فراغت را از دست میدهود و در پیری زانوی غم به بغل میگیرند و بر گذشته که بنه ننادانی گذشنته اسنت اشنک میریزند. اما چه سود که گذشته بر نمیگردد.
78 76 امام احمد فرمود: شباب و جوانی را به چیزی شباهت میدهم که در آستینم بود و افتاد: عمر طوالنی روز به روز میگذرد. و چه بسیار که فراموش میکوی که عمر به شتاب میگذرد و آنچه گذشت برنمیگردد و گمان میکوی که زمان دراز میماند. و واقعیت غیر از این است. امام احمد فرمود: جوانی را شباهت به چیزی ندادم مگر به چیزی که در آستیوم بود و افتاد. این در حالی بود که 22 سال عمر کرد. بوابراین جوانی اگر بماند بازهم مدت ماندنش اندک است. و عمر اگرچه طوالنی باشد کوتاه است خدا بیامرزد شناعری که این ابیات را گفت: أذان المزززززززرء حززززززززین الطفززززززززل یززززززززأتي وتزززززززأخیر الصزززززززالة لزززززززى الممزززززززات دلیززززززززززززززززل أن محیززززززززززززززززاة یسززززززززززززززززیر كمززززززززا بززززززززین األذان لززززززززى الصززززززززالة اذانگفتن شخص در گوش شیرخوار وقتی که به دنیا میآید و به تأخیرانداختن نماز جوازه بر او این که بمیرد دلیل بر این است که عمر و زندگیاش اندک است. مثل فاصلهی میان اذان و نماز. شاعر دیگری گفت: ومزززززا بززززززین مززززززیالد الفتززززززى و وفاتززززززه ذا نصززززززح األقززززززوام أنفسززززززهم ع م ززززززر ألن الزززذي یزززأتي شزززبیه الزززذي مضزززي ومززززا هززززو ال وقتزززز الضززززیق النزززززر و میان تولد شخص و وفات او اگر مردمان نصیحت خود بومایود عمری نیست زیرا کسی که میآید شبیه کسی است که رفته است و عمر نیست مگر همان وقت توگ اندک تو. امروزه میان دانشآموزان کسالت عقلی شیوع دارد: باعث افسوس و تأسف این است که امروز میان دانشآموزان کسالت عقلی شنیوع دارد بندین صنورت کنه همنه طالن راحتی و خوشی هستود و جدیت و مداومت بر درس نمیخواهود. روی این اصل خوشی و انواع کارهای بیهنوده ننزد آننان یکی از خواستههای زندگی محسوب میشود. خوشی گردش و انواع لباس و خوشی خوراک و خنواب طنوالنی خواسنتهی اساسی آنان شده است. و وقتی برای درس و تحصیل ندارند. و حالشان شباهت حال کسی است که احمد بن فنارس لغنوی در این دو بیت حال او را گفته است: ذا كززززززززان یززززززززؤذ حززززززززر المصززززززززیف ویزززززززبس الخریزززززززف وبزززززززرد الشزززززززتاء ویلهیزززززززز حسززززززززن زمززززززززان الربیززززززززع فأخززززززذ للعلززززززم قززززززل لززززززي متزززززززى اگر گرمای تابستان و خشکی پائیز و سرمای زمستان تو را میآزارد و خوبی هوای بهار تو را به خود مشغول میدارد پس بگو چه وقت علم را فرا میگیری یعوی آن کسی که طال علم است و شوق فراگرفتن علم او را از همه چینز جندا سناخته اسنت ننه از گرمنای تابسنتان میترسد و نه از خشکی پاییز میترسد و نه از سرمای زمستان میلرزد و نه خوبی هوای بهار او را به خود مشغول میسنازد او طال علم است و همیشه در راه علم گام برمیدارد تا به خواستهی خود که نابغهشدن در علم است برسد. آلوسی پسرزادهی آلوسی مفسر و حرص شديد او بر درس و علم:
79 77 عالمه ابوالمعالی محمود شکری آلوسی پسرزادهی محمود آلوسی مفسر او مردی ادی بنود و در سنال 4210 در بغنداد وفات یافت. امتیاز او این بود که بر وقت خود خیلی حریص بود و هیچ چیز او را از درسش باز نمیداشت نه چ ل هی گرمای تابستان و نه چلهی سرمای زمستان. و چه بسیار اتفاق میافتاد که اگر یکی از شاگردانش از درس غای میشند در معنرض انتقاد و درشتی سخن او واقع میشد. دانشآموز او شیخ بهجت اثری میگوید: روزی که بسیار ناراحتکووده بنود و بناد سنخت و بناران شندید و گنل بسنیار کوچهها باعث شد که آن روز غای شوم و فکر نمیکردم در چوان روزی شیخ برای درس به مدرسه آمده باشند فنردای آن روز که به مدرسه رفتم دیدم که با لحن خشمواک میفرماید: وال خیر فیمن عاقه الحر والبرد: خیری نیسنت در کسنی کنه گرما و سرما باعث غیبت او شود. انسان در بزرگسالی از سن جوانی و کودکی مشغولتر و ناتوانتر میشود: گاه است که این خیال برای بع ی پیش میآید که روزهای آیوده فراغت بیشتری برایش پیش میآیند و زماننه در آیونده وقتی بهتر و به دور از مشاغل و گرفتاریها فراهم میسازد اما من به شما میگویم: است. هر چقدر سن و سالت بیشتر میشود مسؤولیت و تعلقاتت بیشتر و اوقاتت توگتر و تواناییات کمتر میشود برای اینن که وقت در پیری توگتر و جسم در پیری ناتوانتر و تودرستی و نشاطت در آن کمتر اسنت. و واجبنات و مشناغل بیشنتر و سختتر میشود. بوابراین ساعتهای عمر را گرامی بدار و کار امروز را به فردا میفکن که فردا را کاری دیگنر اسنت. هنیچ ظرفی نمیتواند خالی باشد اگر چیزی در آن نباشد هوا آن را پر میکود و هر زمانی پر از مشاغل و کارها و اتفاقات ناگهانی شریف محد عباسی وصیت کرد که روی قبر او بوویسد:»حاجتهایی است که انجام نگرفنت و آرزوهنایی اسنت کنه حاصل نشده است و جانهایی است که مارد و هزار و یک حسرت با خود برد«. عالمی میفرماید: روزهای شادمانی اندک است و روزهای نابسامانی بسیار است. ابوالفتح بستی میفرماید: إن س ر ك زمن ساءتك أزمان: اگر روزی تو را خوشوقت کرد روزها تو را بدحال نماید. و دیگری گفت: عنننروس بیعنننزا را امنننام گیتنننی نیسنننت انننندر یننناد یکی از علماء در ابیات زیر چوین میگوید: یقولززززززززون ن الززززززززدهر یومززززززززان كلززززززززه ومزززززا صزززززدقوا والزززززدهر یزززززوم مسزززززرة زحنننق مگنننذر کنننه آن شنننادی بنننه اینننن شنننیون نمنننیارزد فیززززززززوم مسززززززززرات ویززززززززوم مكززززززززاره وأیزززززززززام مكزززززززززروه كثیزززززززززر البدا زززززززززة
80 78 میگویود: زمانه دو روز است: روزی شادمانیهاست و روزی نابسامانیها. راست نگفتهاند زمانه یک روز خوشی است و روزهای ناخوشی و پیشآمدهای ناگوار بسیار است. از این نوع گفتار زیاد است و هیچ کدام واقعی نیست. برای این که هرکس خوش و ناخوش او در وجنود خنود اوسنت. مالحظه بفرمایید: کسی که عیوک سیاه بر چشم نهاده همه چیز را سیاه میبیود. کسی که صفراء بر او غال شده مزهی همهی چیز را تلخ میبیود در صورتی که نه همه چیز سیاه است و نه همه چیز تلخ است. اشخاص بدبین همه چیز را بد میبیوود. و اشخاص خوشبین همه چیز را خوب میبیوود. یقیوا شما میدانید که اگر ده شخص به خاننهای برونند یکنی مهوندس یکنی نجار یکی آهوگر یکی شیشهساز یکی پارچهفروش یکی مبلساز یکی رننگ زن یکنی خانهسناز یکنی دانشنمود یکنی حقهباز وقتی که به آن خانه داخل میشوند هرکدام نظر به کار مربون بنه خنود میکوند. مهوندس از نقشنهی خاننه سنخن میگوید. نجار از درهای تختهای صحبت میکود. آهوگر از قفل و کلید آهوی تمجید میکود شیشهسناز از درهنای شیشنهای تعریف یا انتقاد مینماید پارچهفروش از پارچهی پردهها تعریف یا عی جویی دارد مبلسناز از مینز و صنودلی و گانل مینز صحبت دارد. رنگ زن به رنگ خانه چشم دوخته است خانهساز از طول و عرض اتاق و تواس آنها سخن دارد دانشنمود از کتابهایی که در قفسه است بررسی مینماید. حقاهباز میخواهد نیرنگی به کار ببرد و هور خود را نشان دهد. الحاصل: اینن جهنان کنوه اسنت و فعنل منا نندا بنناز میگننردد بننه سننوی مننا صنندی ما همه کشتهی خود را درو میکویم ما همه جزای کار خود را مییابیم ما همه نقش خود را در آب میبیویم. جهانی که خدای بسیار مهربان ساخته و پرداخته است همهاش خوبی همهاش زیبنایی همنهاش قندرتنمایی همنهاش کشتزار آخرت است تا چه کسی چه بکارد. ما عادت کردهایم که خطای خنود را نادینده میگینریم و هونر دیگنران را عین میدانیم اگر ده چیز مورد دلخواه داریم شکر آن را نمیگزاریم اگر یک دلخنواهی کنه دارینم نالنهی خنود را بنه آسنمان میرسانیم خدای متعال جهانی آراسته و گسترده و شایستهی زندگی پر سعادت را به بودگان واگذار فرموده است تا آنچنه را بخواهیم در آن بیابیم اما ما میخواهیم رنجی نبریم و گوجی بیابیم. نمیدانیم که: نننابرده رنننج گننوج میسننر نمیشننود مزد آن گرفت جهان برادر که کار کنرد در دنیا محال وجود ندارد ایمان صحیح و راستی دل و زبان میخواهد تصمیمی قاطع میخواهد و پشت کاری خستگی ناپذیر تا مراد و مطل به دست آید. و تا کوون دیده نشده که کسی نظام این جهان را بداند و اسباب حصول مراد به کار ببرد و از خدا مدد بخواهد و موفق نشود.»وکسانی که در راه ما )کوشش و( وجهاد کوود بطعا به ]العوکبوت:.]21 راههای خویش هدایت شان میکویم ویقیوا اهلل با نیکو کاران است«. جوانی است که جدیت و حصول لذتها در آن است. و پیری است که ناتوانی و نامالیمات در آن است.
81 79 بوابراین کار و جدیت و نیرو و بزرگی و رسیدن به آرزو و شیریوی لذتها موون به سن جوانی است امنا پینری مجمنع امراض و اعراض و نامالیمات و مکدرات است. و راست گفت شاعر که: ن الشزززززززززززززززززباب الزززززززززززززززززذي مجزززززززززززززززززد عواقبزززززززززززززززززه فیزززززززززززززززززززه نلزززززززززززززززززززذ وال لزززززززززززززززززززذات للشزززززززززززززززززززیب حقا که جوانی که فرجام آن بزرگواری است لذتهای ما همه در آن است و پیری لذتی ندارد. و موقعی که پیری و بیماریهای آن به دانشمود مشهور ابوعثمان جاحظ رسید این دو بینت را در غاینت تحسن ر و تنأل م میخواند و از ناتوانی و پیری و بیماری مینالید: أترجززززززززو أن تكززززززززون وأنززززززززت شززززززززیخ كمززززززززا قززززززززد كنززززززززت أیززززززززام الشززززززززباب لقزززززززد ك زززززززذ ب ت ن فس ززززززز لزززززززیس ثزززززززوب دریززززززززس كالجدیززززززززد مززززززززن الثیززززززززاب آیا امید داری در حالی که پیر هستی آن گونه باشی که در روزهای جوانی بودی. دروغ به خودت گفتهای جامهی پوسیده مانود جامهی تو نیست. از جایی که شیخ عبدالفتاح فرمود: بع ی میگویود: یک روز خوشی و چوندین روز ناخوشنی تنا ایوجنا همنه فرمنودهی اوست اما این داعی سخن ایشان را قبول ندارم و خدای متعال پیری را به بشر ارزانی نداشت تنا آن را باعنث هنم و غنم و بیماری و نابسامانی بداند هیچگاه چوین نیست بلکه این جهان محل اخذ و عطا و داد و ستد اسنت. نظنام در همنهی امنور یکسان است. آیا ممکن است چیزی بخرید و بهای آن را نپردازید جوانی باشد کودکی باشند پینری باشند فقینری باشند توانگری باشد فرق نمیکود. برای هرچیز در این جهان قواعدی مقرر شده است: و نگهداری تودرستی یا خالد آن و بر باد دادن تودرسنتی. اقتصناد و میانهروی و حفظ آبرو و یا خالد اقتصاد و به کاربردن اسراد و بریز و بپاش و رسنیدن بنه فقنر و توگدسنتی. و راسنتی در گفتار و کردار و امانتداری و یافتن اعتبار و محبوبیت و یا خالد آن و دروغگویی و بدکرداری و خیاننت و افتنادن بنه سنیاه چال زندان و رسوایی. انسان میتواند همهی اینها را به چشم خود ببیود. آن کسی که راستگو پاکندامن و امانتندار اسنت و اقتصاد را رعایت مینماید و به حفظ تودرستی مقید است و به خود و بستگانش میرسد و صدقه برحس توانایی میپنردازد و از سعادت زندگی به نحو احسن برخنوردار اسنت. او محسنن و نکوکنار اسنت. و.»اهلل نیکو کاران را دوست دارد«. تو الا بالی مباش که نه به کار دنیا بیايی و نه به کار آخرت: خردمود کامیاب کسی است که هر لحظه و هر ثانیه از عمرش را به کناری سنودمود و عملنی صنالح وا منیدارد. عمنر بیگاری و ولگردی و اتالد وقت را دوست نمیداشت و فرمود: من دوست نمیدارم که یکی از شما را بیکار ببیوم که ننه بنه کار دنیا مشغول و نه به کار آخرت پرداخته باشد. به عربی گفته میشود: س ب ه ل ل: ناکاره. و فرق است بین بیکار و ناکار. بیکار کسی است کنه کنار میخواهند امنا نمییابند. ناکار: کسی است که طال کار نیست و از عهدهی هیچ کار برنمیآید چون که نمیخواهد کار کود.
82 81 شیخ مصلح الدین سعدی از نوادر روزگار است و دو کتاب او»گلستان«و»بوستان«از افتخارات ادبی فارسی اسنت. امنا تاکوون معوی این فرمودهی او را ندانستهام که فرمود: جز به خردمودی مفرما عمل. این سخوی است کامال صحیح اما: گرچه عمل کار خردمود نیست نمنیدانم بنه چنه معونی است. آیا عمل کار خردمود نیست و عمل کار بیخرد و دیوانه است و کجا میتوان خردمودی را یافت که دوش از زیر بنار عمل خالی کود در حقیقت عمل کار خردمود است و خردمود است که از عهدهی عمل برمیآیند و عمنل را بنه درسنتی بنه انجام میرساند. کسی که قدر وقت میداند وقت نزد او گرامیترین دارایی است و کسی که قدر وقنت نمیدانند وقنت ننزد او ارزانتنرین چیزی است که از دست میرود. خدا بیامرزد وزیر شایسته کار و دانشمود پرهیزکار یحیی بن هاب ی ر ه بغدادی حوبلی متولد سال 111 متوفنای سنال 122 هن. ق و شیخ امام ابن الجوزی که فرمود: والوقزززززت أنفزززززس مزززززا عنیزززززت بحفظزززززه وأراه أسزززززززهل مزززززززا علیززززززز یضزززززززیع وقت گرامیترین چیزی است که نگهداریش از تو خواسته شده است. و گمان میکوم که نزد تو آسانترین چینزی اسنت که ضایع میشود. مقالهی احمد امین در حفظ وقت و اثرهای ضايعکردن وقت: واقف شدم بر مقالهای که از استاد احمد مصری است که در سال 4222 درگذشته است. او در کتنابش»فنیض الخناطر«تحت عووان»اوقات الفراغ«مقالهای دارد که نظرم بر این شد تا در خاتمهی این کتاب با تصنرد در آن و زینادکردن کلمناتی اندک بیاورم. بدین علت که با خاتمهی کتاب مواسبت دارد و به امید آن که مورد استفاده قرار گیرد. فرموده است: در خانهها هزاران هزار از طالب مدارس هستود که چهار ماه یا پوج ماه تعطیالت تابستانه را میگذرانود. آیا پدران از آنان سؤال کردهاند که چگونه باید این مدت طوالنی را بگذرانود که نفع آن عاید جسنم عقنل اخنالق و وطوشنان گردد و در خانهها به قدر همین یا بیشتر از آن زنان هستود آنها چگونه اوقات فراغتشان را میگذرانود اگر زمان مادهی خام به دستآوردن مال و تحصیل علم و یافتن تودرستی است پس چه بسنیار از همنهی اینهنا کنه از دست دادیم و چه بسیار عمرهای گرانبها که به ع ب ث و بازی از دست میرود و نه در کار دنیاست و نه در عمل آخنرت. از نتایج ضایعشدن زمان ضایعشدن موابع ثروت است که ممکن بود از آنها بهره گرفت اگر بیاعتوایی بنه زمنان و ننادانی بنه استعمال آن نبود چقدر زمینهای بایر است که ممکن بود اصالح شود. و چقدر شرکتها بود که ممکن بود تأسیس شود. و چه تأسیسات و باوگاههای گوناگون که ممکن بود سازماندهی شود و با استفاده قسمتی از آن وقتهایی کنه بیهنوده گذشنت اداره شود. و از نتایج ضایعکردن وقت در دنیای ما کسادی و بازار نداشتن کتاب و نخواندن آنها و راضنیبودن بنه جهنل و ننادانی است کم هستود افرادی که از نادانی رنج ببرند و به فکر دانایی باشود. و لیکن بسیارند کسنانی کنه بنه سنوی راحتنی و تنن
83 80 آسایی و تن پروری روی آوردهاند. اضافه بر اینها عق افتادگی فکری اجازه میدهد تا راه برای بیگانهی فعال بناز شنود آن که میداند چگونه از وقتش فایده ببرد و قصدم از حفظ وقت این نیست که زمان همهاش در کار بگذرد. و زندگی همنهاش جدیت در کار باشد و استراحت و آرامشی در آن نباشد. و قصدم این نیست که همه ترشرویی باشد نه خودهای باشند و ننه اظهار شادمانی بلکه قصد من این است که اوقات فراغت بر اوقات کار چیره نگردد. و این که تصور نشود که اصل زندگانی در بیکاری و فراغت است و وقت کار در حاشیهی وقت فراغت است فراغت اصل باشد و کار فرع آن بلکه کار اصل باشند و فراغت برای تقویت خود برای ادامهی کار. عالوه بر این قصدم این است که ما کار میکویم و در کارمان هدد و مقصودی داریم پس باید در فراغت هم هدد و مقصودی داشته باشیم. بوابراین اوقات فراغت یا باید مفید برای صنحت و تودرسنتی باشد مثل راهرفتن و ورزشکردن و امثال اینها از هرچیزی که برای تودرستی مفید باشد و یا این که وقت فراغت برای لذت معووی باشد مثل مطالعهی کت علمی و سودمود. و یا این که اوقات فراغت برای غذای روحی باشند مثنل تنالوت قنرآن خواندن حدیث صلهی ارحام رسیدن به مستمودان نوازش و مدد به یتیمان مساعدت بیماران یا امثنال اینهنا از طاعنات و عبادات مستح. اما این که هدد صرد وقت بدون نتیجه باشد این هدفی نیست که شرع آن را بپسودد و یا عقل آن را بپنذیرد. بونابراین مردمی که وقتشان صرد لهو و لع غیر مشروع میشود یا مشغول چشمچرانی و وقتگذرانی در قهوهخانه یا در کوچه و امثال اینها میگردد این نوع وقتگذرانی مشروع نیست نه شرع آن را میپسودد و نه عقل آن را میپذیرد. و باید دانست که وقت نه دشمن است که قصد از بینبردنش بکوی بلکه وقت حیات و عمر آدمی است و عالج مشنکل اتنالد وقنت بندون هدد صحیح این است که انسان معتقد شود که میتواند ح و بغض خود را تعدیل کود و آنچنه زیانموند اسنت بنه آنچنه سودمود است تبدیل نماید. بیشتر مردم وقتی که اراده کوود میتوانود وقنت فراغنت خنود را تقسنیم نمایوند بنه آنچنه بنرای تودرستی عقل و دینشان مفید است. چقدر اشتباه میکوود کسانی که ش را در خارج از خانه با این و آن میگذرانود و اهل خانه از زن و بچه توها هستود. میتوانود به جای آن فرزندان را تربیت و نوازش کوود برایشان حکایتهای سودمود بگویود با اهل خانه صحبت کوود ببیوود چه کمبودی دارند تا رفع کوود. گوش به درسخوانندن بچنهها بکووند و از خنانواده در برابنر زحماتشان تشکر کوود وقتی که به خانه میآیود هر وقتی که مواس میدانود هدیهای بنرای بچنهها دسنتهگلی بنرای منادر بچهها بیاورند. متأسفانه عوام الواس عقیده دارند که خواندن قصههای سبک و مطالعهی مجالت نامطلوب برای غذای روحیشنان کنافی است در حالی که ایوگونه حکایات و مجالت روح را معذب میسازد و حکم مخدرات عقل و محرک غرایز جوسی دارد که ضررش خیلی بیش از نفعش میباشد و با اندکی صبر و اراده میتوان نوآموز را برای جدیت در درس و مطالعنهی سنودمود آماده و تربیت نمود.
84 82 هر باسوادی میتواند در فراگیری انواع علوم و معارد همت خود را به حرکت درآورد بنه طنوری کنه آنهنا را بررسنی نماید و بخواند و اطالع خود را در آن توسعه دهد و اطالع عمیقی را در آن به دسنت آورد. خنواه اینن فراگینری در بنارهی ادبیات حیوانات گیاهان و گلها میکانیک تاریخ یکی از عصرهای گذشته و یا در بارهی هر نوعی از معارد انسانی باشند آنگاه رغبت و شوق خود را در آن تقویت بخشد پس از آن بخشی از روز و ش خود را برای خواندن و اهمیتدادن بنه آن قرار دهد. با این روش میبیوید که او دگرگون شده و بعد از بیدانشی اکوون در علمی تخصص یافته و میتواند بنه امنت خنود بنه میهن خود و به جامعهی خود نفعی برساند. و بدین شکل امت به فرزندان خود از دیگران بینیاز میشود و در انواع علوم و معارد افرادی آگاه و مطلع خواهد داشت و بر هرکدام در همان رشتهای که در آن تخصیص دارد اعتماد مینماید. و بدین ترتی صحبت مردم در مجالسشان عوض میشود فکرشان ترقی مییابد زندگیشان تازه میشود و از یکندیگر علم ادب اخالق رفتار و کردار نیک میآموزند و وقت خود را پاس میدارند. و چیزی نگذرد که میبیویم دانش باال رفتنه و عقلها وسعت یافته و زندگی روشن گردیده و قوت و نیرو افزایش یافته و راههای معیشت آسان و بهتر گردیده است. در این موقع است که مردم احساس میکوود که بر آنان واج است که عقل و فهم خود را تغذینه کووند همانگوننه کنه جسم خود را تغذیه میکوود. و بدانود که زندگی بدون غذا ممکن نیست و غذا هم میسر نمیشود مگر بر نگهداری وقنت و به دستآوردن وقت و بهترین استفاده از آن نمودن. آن وقت است که جامعه ترقی میکود و در پی آن مردم جامعه نیز در فکر و صوعت و نفع رسانی و تولید آنچه به آن نیناز دارند و داد و ستد سالم و پیشرفته و خودکفایی و بینیازی از دیگران ترقی میکووند. آن وقنت اسنت کنه میتنوانی از خنود بپرسی و بگویی: من در وقتی که دارم چه کاری انجام میدهم تودرستی به دست میآورم صحتم را نگه منیدارم بنر علنم خود میافزایم فایده میبرم خیری به خود و یا به دیگری میرسانم و بوگر آیا وقت فراغتت تابع حکم عقلت شده است که هدد پسودیدهای داشته باشی و وقنت خنود را در راه آن صنرد نمایی. اگر پاسخت مثبت بود کامیاب شدهای. و اگر پاسخت مثبت نبود بکوش تا پاسخت مثبت شود و کامیاب گردی. قلم به دستگرفتن و خوب و بد زندگی را نوشتن و نفع و ضرر خود را سنوجیدن و در صندد بهتنر کنردن وضنع خنود برآمدن از موفقیت در زندگی است. و صبر و شکیبایی با سعی و کوشش الزمهی هر موفقیتی است. امت ما زندگی میکود در یک دهم آنچه میبایست در آن زندگی کود یا در کمتر از آن. هم در بازدهی و تولید و هم در تواننایی عقلی خود و هم در حالت تودرستی خود. همه در یک دهم متوقف میشود و باقی امور زندگی به هندر منیرود ینا در سسنتی و گموانمی میگذراند یا در لهو و لغو به سر میبرد و یا در هیچ میگذراند. در حالی که برای زیسنتوی کنه سنزاوار اوسنت کمبنودی
85 83 ندارد مگر دانستن راهی که بتواند وقت خود را از کار خیر پار نماید و از حکم شرع و عقل اطاعت نماید. انتهی: گفتار احمد امنین به آخر رسید. وقت حیات است و زندگی و وقت گرانبهاتر از لالست: استاد حسن البوا در کتاب»منبر الجمعة لالمام الشهید حسن البنا«در مقالهای تحت عووان:»الوقت هو الحیاة«فرمود: گفته میشود که وقت طالست و این صحیح است هر وقت قیمت مادی آن را در نظر بگیریم آن هنم بنرای کسنانی کنه اندازه و ارزش هرچیز را به طال تعیین میکوود. ولیکن وقت برای مدمی که نظری فراتر از آن دارند زندگی است. ای آدمی آیا زندگی تو در این جهان چیزی است جز مقدار وقتی که بین تولد و وفات توست. ممکنن اسنت طنال تمنام شود و از بین برود و تو بتوانی چود برابر آن را به دست آوری. و لیکن زمانی که گذشت و وقتی که از دست رفت بنه هنیچ قیمتی نمیتوانی آن را برگردانی. بوابراین وقت گرانتر از طالسنت و گرانتنر از المناس اسنت. و از هنر نگنین و گنوهری گرانتر است برای این که وقت حیات است. هر نوع پیروزی و کامیابی توها وابسته به برنامهریزی دقیق و شرایط مواس نیست بلکه وابسته به وقت مواس نیز هست. در گذشته از رأی خام که تجاربی به همراه نداشته باشد و از رأی متأخر که بعد از فوت وقت باشد پرهیز میکردند. توفیق و کامیابی در این است که رأی پخته و رسا و در وقت مواس آن باشد. روی این اصل بزرگترین زیان از آن مردمی است که از وقتشواسی در غفلتود. خدای متعال فرمود: ]األعراد: 421[»بتحقیق گروه بسیاری از جن وانس را برای جهوم آفریدهایم آنها دلهای دارند که با آن نمیفهمود وچشمانی دارند که با آن نمیبیوود وگوشهایی دارند که با آن نمیشووند آنان مانود چهار پایانود بلکه ایوان گمراه ترند ایوان همان غافالنود«. و زیباترین و بلیغترین تصویر وقت در بیان خاتم الوبیین ص است که فرمود:»ما من يوم للعت شمسه إال يقول: من استطاع أن يفعل في خیرا فلیعمله فإني غیر مكرر علیكم أبدا «)1(.»هر روزی که آفتاب آن طلوع نمود میگوید: کسی که بتواند عمل خیری در من انجام بدهد آن را انجام بدهد برای این که وقتی که رفتم برنمیگردم«. بوابراین در این جهان گرانبهاتر از وقت نیست. و وقتها هم در یامن و برکتشنان و در خنوبی و سعادتشنان متفاوتوند. ممکن است ساعتی برکتش بیشتر از ساعت دیگر باشد و روزی ممکن است نزد خندای متعنال از روز دیگنر بهتنر باشند و ممکن است ماهی از ماه دیگر پار خیرتر باشد. رسول اهلل ص فرمود: 1- أخرجه الدیلمي عن سعید بن المسیب عن ابن عباس وأخرجه البیهقي في الشعب عن عثمان بن محمد بن المغیرة مرسال.
86 81»المممن بین مخافتین: بین عاجل قد مضى ال يدري ما هللا صانع فیه. وبین أجل قد بقي ال يدري ما هللا قاض فیه«)1(.»مؤمن میان دو ترس میباشد: ترس زمانی که گذشت و نمیداند خدای عزوجل در آن گذشته چگونه با او حساب نموده است )خطاهایش آمرزیده است یا نیامرزیده و عقوبتش را نوشته است(. و ترس آیوده و باقی عمر خود است که نمیداند در باقی عمرش با او چگونه رفتار میکود و چه حکمی بر او جاری میسازد )حکم سعادت او تا عاقبت به خیر باشد و یا حکم شقاوت او تا عاقبت به شر باشد. والعقیاذ باهلل از دنیا برود«. این پوهانبودن حساب و عاقبت آدمی به نفع اوسنت تنا همیشنه حساب کار خود را داشته باشد و کاری نکود که خشم خدا را برانگیزد و همه آن کود که رضای پروردگار بسنیار مهربنان در آن است. بوابراین ای برادر گرامی! در فکر خود باش و از وجود خنود سنعادت خنود را فنراهم سناز. و از دنینای خنودت توشهای برای آخرتت فراهم کن. و از جوانیات برای روزهای پیریات قبل از این که پیر شوی زندگی خوشی در نظیر گینر. و در حیات خودت برای بعد از وفات روشوایی قبر و عاقبت به خیر و از همه مهمتر رضای خنالق متعنال را بنه دسنت آور. خدای بسیار مهربان به ما و شما ای خوانودهی گرامی توفیق حفظ وقت و صرد وقت در عمل صنالح و علنم ننافع کرامنت فرماید و ما و شما را از مردمی قرار دهد که ارزش وقت و زندگی را میدانود. و به راه خدمت و نفعرسانی به خلق و امت و جهانیننان هنندایت فرماینند یافتگانود«..»ایوانونند کننه هنندایت عبدالفتاح ابوغده فرمود: تصحیح چاپ پوجم این کتاب را در ماه ربیع االول سال 4121 هن. ق به پایان رساندم. امیندوارم دعای خیر خوانودگان این کتاب را دریابم. والحمدهلل رب العالمین. وسبحان هللا وبحمده وسبحان هللا العظیم وأستغفرهللا. وآخر دعوانا أن الحمد هلل رب العالمین. محمداسنماعیل حقنانی غوری 1- قال الحافظ العراقي في تخریج أحادیث اإلحیاء )2/ 202(: أخرجه البیهقي في الشعب عن الحسن البصري عن رجل من أصحاب النبي وفیه انقطاع.
خداوند ما را لمس می کند و تحت تاثیر قرار می دهد
خداوند ما را لمس می کند و تحت تاثیر قرار می دهد راه مسیح اعتقاد در دیدار اعمال دینی مسیحیت تعمید هم کودکان و هم بزرگساالن می توانند تعمید شوند. تعمید هدیه خداوند برای بشر است. با تعمید مسیحی می شویم و
هم نوع خود را دوست بدار!
هم نوع خود را دوست بدار! راه مسیح اعتقاد در دیدار اعمال دینی مسیحیت عشق به هم نوع در عمل تو باید همنوع خود را مانند خودت دوست داشته باشی! این نکته محور اصلی مسیحیت درباره چگونگی رفتاری است که باید با همنوعان
باردار معاینات کودک در شکم
FARSI باردار معاینات کودک در شکم بارداری را به شما تبریک می گوییم! به همه زنان باردار در طول دوران بارداری دو بار پیشنهاد میشود که سونوگرافی شوند تا بتوان دید که جنین آنطور که باید رشد میکند یا نه. البته
روح و همبستگی راه مسیح اعتقاد در دیدار
روح و همبستگی راه مسیح اعتقاد در دیدار اعمال دینی مسیحیت همبستگی انسان ها برای همبستگی با دیگر انسان ها و خدا آفریده شده اند. ما در جمع های زیادی با هم همبستگی داریم: در خانواده در محیط کار با همسایگان
rødekors.dk/ vennerviservej شروع یک زندگی خوب در دانمارک با یک دوست داوطلب
rødekors.dk/ vennerviservej شروع یک زندگی خوب در دانمارک با یک دوست داوطلب ناشر: صليب سرخ دانمارک Blegdamsvej 27 DK-2100 Copenhagen Ø www.rodekors.dk عکس روی جلد: جانی ویچمن صفحه آرایی: Rumfang چاپ از:
به Xtrader خوش آمدید. نحوه وارد کردن استراتژی:
به Xtrader خوش آمدید. در این سایت تالش شده است تا تحلیلگران تکنیکال از برنامه نویسی بی نیاز شوند. در این سایت شما میتوانید استراتژی تکنیکال خود را بدون دانستن نحوه برنامه نویسی در محیط ها Excel, mql, matlab
ر ا ک ر و د ح ر ط ی ا ر ج ا ز ا ی ش ا ن ی ع ا م ت ج ا ت ا ر ی ث ا ت ی س ر ر ب )
ه) ع ل ا ط م 3 9 ن ا ت س ب ا ت / م و د ه ر ا م ش / م ت ش ه سال شناختی جامعه ی ا ه ش ه و ژ پ Journal of Sociological researches, 2014(summer), Vol.8, No.2 ی ر ا ک ر و د ح ر ط ی ا ر ج ا ز ا ی ش ا ن ی ع ا
نکاتی جالب وکاربردی درمورد ویندوز!
نکاتی جالب وکاربردی درمورد ویندوز! امروز ھم قصد داریم شما خوانندگان عزیز را با مقاله ای دیگر از مقالات نکاتی جالب و کاربردی آشنا کنیم. در این گونه مقالات مطالب متنوع اما به صورت مختصر و کوتاه خدمت شما
Farsi و پیشگیری از سرصافی یا پالژیوسفالی ویژه والدین
2011 Farsi پیشگیری از مرگ گهوارهای نوزادان و پیشگیری از سرصافی یا پالژیوسفالی ویژه والدین Sundhedsstyrelsen اداره بهداشت و درمان دانمارک Islands Brygge 67 Copenhagen S 2300 تلفن: 7400 7222 [email protected] پیشگیری
ل د م ز ا 1 و پ ن ا م ا د ی ع س ز د م ح م ر غ ص ا ی ص ا ن م ی ر م ی
د- ی ع س ه د ا ف ت س ا ا ب ی ر گ ش د ر گ ی ا ه ص خ ا ش ظ ا ح ل ز ا ن ا ت س ز و خ ن ا ت س ا ی ا ه ن ا ت س ر ه ش ی د ن ب ه ب ت ر TOPSIS ل د م ز ا ر و پ ن ا م ا د ی ع س ز ا و ه ا ن ا ر م چ د ی ه ش ه ا گ ش
رياست عمومي عوايد رهنمود شماره 11 رایگان بحث روی مقدار مالیه قابل تادیه در یادداشت سنجش مالیات برعایدات
رياست عمومي عوايد رایگان رهنمود شماره 11 بحث روی مقدار مالیه قابل تادیه در یادداشت سنجش مالیات برعایدات مقدمه برای هرشخصیکه ازسنجش مالیه ذمت خویش رضایت نداشته باشد پروسه رسمی حل منازعات مالیاتی در قانون
ا ر ه ت ی م ظ ا ک د ی ه ش ه ا ر گ ر ز ب : ی د ر و م ه ن و م ن 1
ی ش ه و ژ ی-پ م ل ع ه م ا ن ل ص ف ) ی ا ه ق ط ن م ی ز ی ر ه م ا ن ر ب ( ا ی ف ا ر غ ج 1396 بهار 2 ه ر ا م ش م ت ف ه ل ا س 133-149 ص: ص ا ض ر ی ن ا ر ی ا ی م ال س ا ی ا ه و گ ل ا ر ب د ی ک أ ت ا ب ی ر ه
Forord. Redaktør for DAFF-Bladet og foreningens ungdomsformand. Ashil Farokh
Forord پیشگفتار نخست از ھمھ میخواھم سال نو و نوروز باستانی را بھ ھمھ تبریک عرض نموده خوشحالم کھ مجلھ داف را برای نخستین باربھ معرفی میگیرمم.مجلھ داف یک نشریھ فرھنگی اجتماھی و ورزشی بوده کھ ھدف آن عبارت
رياست عمومي عوايد مالیه موضوعی معاشات رهنمود شماره 05 یادداشت رایگان
رياست عمومي عوايد رایگان رهنمود شماره 05 موضوعی معاشات مقدمه تعدیالت جدید در قانون مالیات برعایدات سال 1387 افغانستان نحوهء تطبیق بر معاشات را قسما تغیر داده است. این رهنمود در مورد تغیرات مذکور توضیحاتی
کجا درس بخونم! مقدمه تو کتابخانه کجاش درس می خونن! ثانیا برای تغییر کردن 2 روش وجود دارد. درس خوندن کاری است که در کتابخانه اتفاق می افتد!!
مقدمه کجا درس بخونم! درس خوندن کاری است که در کتابخانه اتفاق می افتد!! اوال کاری که غلط تو کتابخانه کجاش درس می خونن! است هزار تا دلیل هم بیاورید می شود 1001 دلیل غلط و آن کار درست نمی شود. ثانیا برای
4. ( ) к ===== 565. (2) [1/179- ] ., a 564. (1) [1/179- ] 566. (3) [1/179- ] .''(, 11:114)
-٤ ك ت اب ال صال ة : ١٥٢٢-٥٦٤ الج ز ء : 4. к : 564-1522 a :I 191 ١ ٤- ك ت اب ال صال ة 4. ( ) к ي ' ш. a х,. к a. к (). к. a a. к. ===== ا ل ف ص ل األ ول a 565. (2) [1/179-] - ٥٦٤ () к: к () ] ١ [ ) صحيح
نامهای مختلف مصالح سنگی
مقدمه بر حسب تعریف آزمایش دانه بندی مصالح سنگی عبارت است از تعیین درصد وزنی دانههای هم اندازه در مخلوط مصالح مورد آزمایش میباشد. برای تعیین این دانهبندی باید ابتدا آزمایش دانهبندی مصالح انجام شود و سپس
فیزیولوژی قلب دکتر شریفی
فیزیولوژی قلب دکتر شریفی الکتروکارديوگرام بهمن ۱۳۸۹ نویسنده: حسین رفیعی الکتروکاردیوگرافی یک روش پاراکلینیکی برای بررسی قلب در کاردیولوژیست.بوسیله آن میتوان قلب را از نظر الکتریکی و ساختمانی بررسی کرد.این
خواص اتمها و پیوند یونی
خواص اتمها و پیوند یونی اتمها براي رسیدن به پایداري بیشتر هنگام نزدیک شدن به یکدیگر واکنش داده و پیوند شیمیایی تشکیل می شود که با تغییر آرایش الکترونی اتمها همراه خواهد بود. به طور کلی سه نوع پیوند اصلی
لط ا. Public Disclosure Authorized. Public Disclosure Authorized. Public Disclosure Authorized ر شس ن و ن ا چ ح ن ر س ۱۸۱۸ ی ا ن س ن ا
horized Public Disclosure Authorized Public Disclosure Authorized Public Disclosure Authorized ب گک رو پ ب ا ب ک بحه ا ی ب ت م ر ک ب ری د ر ی ر س و ا چ ح ر س ۱۸۱۸ و ا س گی د ی س ی ۲۰۴۴۳ ا ی ا لا ی م ی
ميا ورید. Modul 6 واحد 6: چه ميخواهی
به کورس زبان سویدی و کار برای مهاجران خوش ا مدید. کورس مذکور از هفت واحد (جزء) ساخته شده است. این بخشها را در قسمت مربوط به بسوی کورس kursen) (Till پيدا ميکنيد. هر بخشی در بر گيرنده تمرینات متعددی ميباشد.
کاتالوگ موتور میکروجت SA-1
کاتالوگ موتور میکروجت SA-1 معرفی موتور میکروجت موتورهای میکروجت موتورهای جت صرفا کوچک شده نیستند. روش کلی کار این موتورها و چرخه کاری آنها همانند موتورهای توربوجت بزرگ است اما مالحظاتی وجود دارد که باعث
بیانیه سیاست سرمایه گذاری
بسمه تعالی صندوق سرمایه گذاری مشترک بانک اقتصاد نوین Investment Policy Statement of EN Bank Fund - 1 معرفی هدف از )IPS( تبیین خطوط کلی برای پرتفوی سرمایه گذاری صندوق و همچنین کمک به سرمایه گذار و مدیر
ر گ ش د ر گ ه ن و م ن ق ط ا ن م ر د ی ر ا ذ گ ه ی ا م ر س ی د ن ب ت ی و ل و ا 1
ه) د ن س و ن ه) ع ل ا ط م ش ه و ژ پ - م ل ع ه م ا ن ل ص ف ) ا ه ق ط ن م ز ر ه م ا ن ر ب ( ا ف ا ر غ ج 1 ن ا ت س ب ا ت ه ر ا م ش م ت ش ه ل ا س - : ص ص ر گ ش د ر گ ه ن و م ن ق ط ا ن م ر د ر ا ذ گ ه ا م ر
فصل ششم آشنایی و پیکربندي. Hotspot
فصل ششم آشنایی و پیکربندي Hotspot 104 براي اتصال به اینترنت راهکارهاي مختلفی ازجمله PPPOE شبکههاي مبتنی بر میکروتیک MTCNA VPN Hotspot و... وجود دارد. در سازمانها معمولا نحوه اتصال کاربران به اینترنت بهوسیله
Persiske film for voksne فیلم فارسی دیویدی برای بزرگسالان
Persiske film for voksne فیلم فارسی دیویدی برای بزرگسالان 2008-2009 برای مراجعه کنندگان: این کاتالوگ از سوی کتابخانهی مهاجران تهیه شده و شامل عنوانهای فارسی خریداری شده در سال ۲۰۰۸ است. این عنوانها را
عنوان پژوهش: مزایا و معایب شبکه های اجتماعی پژوهشگر: آیدا خرسند نیا دبیر مربوطه: سرکار خانم بشارتی مربوط به درس آمادگی دفاعی
عنوان پژوهش: مزایا و معایب شبکه های اجتماعی پژوهشگر: آیدا خرسند نیا کالس دوم تجربی 102 دبیر مربوطه: سرکار خانم بشارتی دبیرستان وابسته به دانشگاه )سما( مربوط به درس آمادگی دفاعی 1 مزایای شبکه های اجتماعی
ارد ــ ـــــــ ـ ــــ ۱۳۹۵ ١٠٠٠ دان عگرایانه
ن نگاه ۸ : د از ای اردوی مشه زشت! ب بد خو ل ا ل ـــ ره ارد ــ ـــــــ ـ ــــ ۱۳۹۵ ١٠٠٠ تا عمل د ز حرف "مدرسه شا مند" ا شآموز توانت را ر وکن! ۶ دان برند ها برگ ۶ ی کنکور ت نها موفقی برتری از نگاه ـ ـ ـور!
سیستم خدمات درمانی دانمارک. Det danske sundhedsvæsen
سیستم خدمات درمانی دانمارک Det danske sundhedsvæsen 2016 Det danske sundhedsvæsen Denne pjece fortæller kort om det danske sundhedsvæsen, og om de forskellige steder, man kan blive undersøgt og behandlet,
Bønnebog (udvalgte bønner fra Den Danske Salmebog side 881)
Bønnebog (udvalgte bønner fra Den Danske Salmebog side 881) کتاب دعا پروردگارا بھ فریادم برس. از ھمھ طرف تحت فشار ھستم. با تمام وجود می خواھم این مسي ولیتم را بھ خوبی انجام دھم ولی چیزھای زیاد برای این
1 3Renault KAPTUR. ² ه ـ à س à ص م ن س à ل à ï ـ م ل ف ه ر ن ر è ع ع
1 3Renault KAPTUR ² ه ـ à س à ص م ن س à ل à ï ـ م ل ف ه ر ن ر è ع ع 1 3c ن â ض ق ف ض ك ع ض ـ ف ه é ê ع ق â ض ظ ه ف î ن ر ن ر ق ± ر â ن ك ض â م ن س à م ELF RENAULT â ض ـ à ق ض ك ص ه ض ن ELF Elf ع Renault
مهندسی مالی و تکنولوژی های طراحی ابزارهای مالی
مهندسی مالی و تکنولوژی های طراحی ابزارهای مالی فهرست مطالب اهمیت و جایگاه مهندسی مالی و مدیریت ریسک در اقتصاد فرایند طراحی محصوالت مالی کاربردها ابزارها و راهکارها در ایران اهمیت و جایگاه مهندسی مالی و
رياست عمومي عوايد رهنمود شماره 21 یادداشت یادداشت رایگان مالیه موضوعی قراردادی ها
رياست عمومي عوايد رایگان رهنمود شماره 21 مالیه موضوعی قراردادی ها مقدمه اشخاص حکمی و حقیقی ایکه مواد لوازم خدمات ساختمانی و سایر خدمات را تحت یک قرار داد فراهم مینمایند طبق ماده 72 قانون مالیات بر عایدات
بررسی پارامتر های موثر در طراحی راپچر دیسک مخازن تحت فشار به روش اجزاء محدود
دانشکدۀ مهندسی مکانیک بررسی پارامتر های موثر در طراحی راپچر دیسک مخازن تحت فشار به روش اجزاء محدود نگارش عارف صمدی استاد راهنما: دکتر علی پورکمالی انارکی استاد مشاور: مهندس حامد معیری کاشانی پایان نامه
برای افرادی که داروی هومیرا برای آنان تجویز گردیده است
اطالعات بیماران پیرامون داروی هومیرا )HUMIRA( برای بیماریهای مفصلی رماتیسمی برای افرادی که داروی هومیرا برای آنان تجویز گردیده است 5 سرآغاز 7 میگیرد عمل چگونه و چیست ھومیرا 8 میگیرد قرار ھومیرا با درمان
از ره ردی حمید تدینی. Indhold.indd 1 21/09/
از ره ردی حمید تدینی Indhold.indd 1 21/09/15 23.50 فهرست منظومه: فیسبوکنامه لوله نامه دلبرنامه رباعی: لباب الباب چارپاره: پلنگنامه پری رو غزل: ماه بانو بهاران دلباخته چامه: گوساله شیرین ادا غوغائله سوگ
شرط اینکه معالجه نتیجه بدهد این است که شما تا حد ممکن در همه جلساتی که برنامه ریزی شده است شرکت کنید.
جلسات- rtlatmas منظور از جلسات در Kofcfsififscfn Kompetencecenter epn lnester for Transkulturel crnf etneeecnemppm Psykiatri این است تا شما بتوانید زندگی روزمره ای تانرا در آینده نظم بهتر بخشید. یا به
نمایار ماهانه فهرست شاخصهای کلیدی اقتصاد استان البرز معاونت اقتصادی اداره کل امور اقتصادی و دارایی استان البرز بهروزرسانی: 1316/05/11
جمهوری اسالمی ایران وزارت امور اقتصادی و دارایی اداره کل امور اقتصادی و دارایی استان البرز نمایار ماهانه شاخصهای کلیدی اقتصاد استان البرز معاونت اقتصادی اداره کل امور اقتصادی و دارایی استان البرز بهروزرسانی:
Persian Heritage مجاز ت
Per sian Heri tage احکامی شاهرخ سردبیر: و مدیر از: مرکب دبیران شورای نظر زیر احکامی شیرین ابوسعیدی مهدی دکتر محمدهادی بصاری طلعت دکتر رئیسزاده فرهنگ رییسزاده کامشاد دکتر حکمی علوی محمدباقر صدیق محمد صادقپور
مجله هاروارد جایی که استراتژی اجرای هوشمندانه داشته باشیم! روانی ثرتمند تلههای اقیانوس قرمز 98 مدیریت بر خود. Nashrenovin.ir
مارس 2015 مجله کسبوکار هاروارد 32 ایده شگفت رسیدن به فقیرترین مصرفکنندگان دنیای ثرتمند 52 رشد تلههای اقیانوس قرمز 98 مدیریت بر خود پرکردن فاصلههای روانی جایی که استراتژی دچار لغزش میشود! چگونه از تلهها
مدارک اسکن شده را هنگام مراجعه حضوری به همراه داشته
با سلام و آرزوی توفیق الهی ضمن عرض تبریک راهنمای ثبت نام پذیرفته شدگان کارشناسی ارشد سال تحصیلی 95 دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز تمامی مدارک را با فرمت JPG اسکن نموده و فولدری (Folder) به عنوان شماره
مجموعه اشعار مرحوم قاضی کل اختیار خان»غوری«
منیژه سلیمی مجموعه اشعار مرحوم قاضی کل اختیار خان»غوری«مرحوم قاضی کل اختیار خان»غوری« خیلی خوشحالم که پروردگار توانا»ج«توفیق نصیبم فرمود تا عدهء از اشعار پراکنده پدر کالن بزرگوارم مرحوم قاضی کل اختیارخان»غوری«را
ترانسفورماتورهای تک فاز
ترانسفورماتورهای تک فاز ترا نسفورماتورهای تکفاز هدف های رفتاری: شار متغیر مغناطیسی را تشریح کند. ضریب تزویج )کوپلینگ( مغناطیسی K را تعریف کند. رابطه بین ϕ و K را توضیح دهد. ضریب القای متقابل M را تعریف
به نام خدا آزمون ناظرین گیاهپزشکی سال 1395
به نام خدا آزمون ناظرین گیاهپزشکی سال 1395 1- کدامیک از سموم زیر برای بیماریهای پیچیدگی برگ هلو توصیه می شود الف-مخلوط بردو %2 ب- اکسی کلرور مس 3 درهزار ج-کاپتان 3-2/5 در هزار د- هر سه مورد 2- کدامیک از
مجله ساخت و تولید ورقکاری SHEET METAL WORKING کشش ورق بریدن ورق بزرگ به ورق های کوچک یا برش دور تا دور ورق یا ایجاد سوراخ بر روی آن را می گویند.
ورقکاری SHEET METAL WORKING برشکاری خمکاری کشش ورق سایر عملیات شکلدهی ورقهای فلزی سنبه و ماتریس در فرآیندهای ورقکاری عملیات ورقکاری که توسط پرس قابل اجرا نمیباشند خمکاری موادی به شکل لوله واژهشناسی ورقکاری
موضوع : رویکرد شبکه به مدیریت استراتژیک-اکتشاف در حال ظهور استاد گرامی:جناب آقای دکتر حجاریان دانشجو: محمد مهدی اسالمی بین پاییز 39.
موضوع : رویکرد شبکه به مدیریت استراتژیک-اکتشاف در حال ظهور استاد گرامی:جناب آقای دکتر حجاریان دانشجو: محمد مهدی اسالمی بین پاییز 39 1 رویکرد شبکه به مدیریت استراتژیک-اکتشاف در حال ظهور چکیده: نظریه های
نگارش: مژگان یعقوبی استاد راهنما: دکتر علیرضا مساح بوانی
پردیس ابوریحان گروه مهندسی آبیاری و زهکشی اثرات ارزیابی تغییراقلیم بر رواناب حوضههای نیمه خشک با استفاده از مدلHEC-HMS مطالعه موردی حوضه رودخانه اعظم هرات نگارش: استاد راهنما: دکتر علیرضا مساح بوانی پایان
مقدمه Introduktion عنوان: سالمتی و بیماری پزشک
Sundhed og Sygdom Dialogliste Farsi مقدمه Introduktion Titel: Sundhed og Sygdom (2.02) عنوان: سالمتی و بیماری Speak (2.10) امروزه به موضوع سالمتی توجه بسیاری می شود به این دلیل که سالمتی و زندگی سالم Eremitageløbet
بررسي نقش اعتماد سازماني در رفتار شھروندي سازماني (موردمطالعه: ادارهکل حملونقل و پایانههاي خراسانرضوي)
بررسي نقش اعتماد سازماني در رفتار شھروندي سازماني (موردمطالعه: ادارهکل حملونقل و پایانههاي خراسانرضوي) عادله علیپور کارشناس ارشد مدیریت تحول دانشگاه آزاد اسلامی مشهد مدیر روابط عمومی اداره کل حملونقل و
آموزش مقاله نویسی از ابتدا تا ارسال به ژورنال
آموزش مقاله نویسی از ابتدا تا ارسال به ژورنال مقاالت علمی مقاالت علمی نشاندهندهی عالقهی دانشجو به انجام کار تحقیقاتی و میزان جدیت وی در انجام آن میباشد. به تجربه ثابت شده است که دانشجویانی که دارای مقاالت
روشنفکران و فروغ اسدپور
روشنفکران و پروژههای )ضد( هژمونیک با نگاهی به آرای هایک و نولیبرالهای ایرانی فروغ اسدپور نام کتاب: روشنفکران و پروژههای )ضد( هژمونیک نویسنده: فروغ اسدپور انتشار پیشین: ]مجموعه مقاالت در[ نشریهی اینترنتی
پروژه تخصصی گروه شمع
پروژه تخصصی موضوع: گروه شمع سید مسعود عالمه 86442210080 استاد: رضا عباس زاده 2013 Q2 روشی کاربردي در طرح بهینه گروه شمع خالصه علی رغم پیشرفت چشم گیر علم مکانیک خاك و مهندسی ژیوتکنیک در دهه هاي اخیر تعیین
1397 ناطرس 24 هبنش کی 2910 لسلسم هرامش مهدزای لاس
افغاني 20 قيمت 1397 سرطان 24 یکشنبه 2910 مسلسل شماره یازدهم سال 2 صفحه بدرفتاری به اذعان عدم میشود پیگیری فاریاب«بازداشتشدگان»تصاویر سفیرترکیه: بهزودی دوستم جنرال برمیگردد بدرفتاری ویدیوی به واکنشها قیصاری
1 EKSEMPEL PÅ EGENKONTROL Farsi
1 EKSEMPEL PÅ EGENKONTROL Farsi نمونه کنترل شخصی از اين نمونه ميتوان در رابطه با برقراری کنترل شخصی در شرکت های کوچک موادغذاي ی استفاده کرد. شرکت هاي ی که فعاليت هايشان مشابه اين نمونه است ميتوانند از
در پیکره ادبیات امروزه مزیت رقابتی از دو راه حاصل میشود. روش اول بیان میکند که عملکرد
1-1. مقدمه در پیکره ادبیات امروزه مزیت رقابتی از دو راه حاصل میشود. روش اول بیان میکند که عملکرد برتر سازمانها از توانایی شرکت در به دست آوردن یک موقعیت رقابتی قابل دفاع در صنعت ایجاد )پورتر میشود 0891(
آموزش Google Earth زمین استفاده میشود.
برای شما عزیران عالقه مند به این نرم افزار عالی اینترنتی امیدوارم استفاده کنید: 1- آشنایی با نرم افزار گوگل ارث 2- نمایش قسمت های برنامه Google Earth 3- آموزش Navigation در گوگل ارث )حل مشکل %08 کابران(
فهرست آزمایشگاه تعامل انسان و ربات پیام مدیرآزمایشگاه تعامل انسان و ربات طرح کالن ملی برای خودکفایی و کرامت انسانی آزمایشگاه تعامل انسان و ربات
آزمایشگاه تعامل انسان و ربات فهرست 03 پیام مدیرآزمایشگاه تعامل انسان و ربات 10 طرح کالن ملی برای خودکفایی و کرامت انسانی 04 آزمایشگاه تعامل انسان و ربات 12 کارگاه آموزشی تابستانه 05 امکانات وتجهیزات 13
مدرس : پشوتن مشهوری نژاد. TEL:
جزوه آموزش تحلیل تکنیکال مقدماتی و پيشرفته مدرس : پشوتن مشهوری نژاد [email protected] www.forum.ptmtrader.com TEL: 09395978511 دوره مقدماتی مولف : پشوتن مشهوری نژاد جزوه آموزش تحلیل تکنیکال-دوره مقدماتی
Apple. ipad 2. آدرس : چيذر ميدان ندا پالک 85 تلفن: )01 خط (
راهنمای فارسی Apple ipad 2 تهيه شده در بخش تحقيق و توسعه شركت شاب آدرس : چيذر ميدان ندا پالک 85 تلفن: )01 خط (11858505 www.shobtech.com [email protected] 1 راهنماي كليدها 1- دوربین جلویی 2- صفحه لمسی
دستورالعمل اصول مستند سازی
دستورالعمل اصول مستند سازی شبکه آزمایشگاهی مرکز توسعه پژوهش فناوری و نوآوری علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسالمی آزمایشگاه های مراکز تحقیقاتی وابسته به دانشگاه آزاد اسالمی ملزم به رعایت الزامات زیر در رابطه
حامی جناح سیاسی خاصی نیستم و تفکر خدماتی دارم
اصفهانی رفت زند سلیمی سرپرست شد! صفحه ی ۴ ماهنامه ی سیاسی فرهنگی و اجتماعی بیان جوان فوتبال سیاسی یا سیییاسیت فوتبالی صفحه ی 6 شماره ی ۴۱ آبان ۶۹ پرونده ای برای برجام صفحه ی ۲ چرا بوفه ی پزشکی همچنان بسته
رهنمأ مالیات برای تشبثات سرمایه گذاران و اشخاص انفرادی
رياست عمومي عوايد رایگان رهنمود شماره 04 رهنمأ مالیات برای تشبثات سرمایه گذاران و اشخاص انفرادی مقدمه رهنمود هذا به مقصد کمک با مالیه دهنده در امر ارزیابی خودی و اطاعت پذیری از مکلفیت های مالیاتی مندرج
عدم مشروعیت مجازات شالق در زمانه ما شالق در مالءعام: ضربه بر پیکر عریان روح مجازات شالق در حد هم قابل تغییر است کارتون ما از عدالت سهمی داریم
سپتامبر 2016/ شهریور 1395 سپتامبر 2016/ شهریور 1395 ما از عدالت سهمی داریم دو هفته نامه الکترونیکی تخصصی حقوق بشر صاحب امتیاز و مدیر مسئول: سازمان حقوق بشر ایران/ محمود امیری مقدم سردبیر این شماره: کامبیز
روابط شکننده ایران و عربستان
روابط شکننده ایران و عربستان مجید اسحاقی گرجی امیر حسین رشمه زهرا فرهاد توسکی غالم رضا 3 و سید آقا بنی هاشمی عسكری علیرضا توکلی طرقي دانشگاه سمنان چکیده دانشگاه شهید بهشتی و 3 دانشگاه روابط بین الملل در
شیوههایی برای تامین بازار بانکداری به کدام سو میرود سامانه مدیریت نقدینگی نهادهای مالی یک آرایش غلیظ
شیوههایی برای تامین بازار تحلیلی واقعگرایانه بر تحریمهای ایران بانکداری به کدام سو میرود سامانه مدیریت نقدینگی نهادهای مالی یک آرایش غلیظ نشریه داخلی بانک خاورمیانه شماره 7 تیر 1394 نشریه داخلی بانک خاورمیانه
شرح عملکرد و ساختار دستگاه های فلزیاب به همراه مدارات عملی و کاربردی
شرح عملکرد و ساختار دستگاه های فلزیاب به همراه مدارات عملی و کاربردی مدارات فلزیاب به زبان ساده مؤلف و مترجم امید آقائی آقایی امید - ۱۳۶۸ سرشناسه عنوان و نام پدیدآور مشخصات نشر مشخصات ظاهری شابک وضعیت
